عفت و غیرت در کلام آیت‌الله مظاهری

یکی از صفات رذیله و بسیار خطرناک، بی‌عفتی در زن‌ها و بی‌غیرتی در مردهاست. اگر العیاذبالله این صفت رذیله عمومی شود و در خانم‌ها و در مردها عادت شود، خطرش بسیار بزرگ است.
آیت‌الله‌العظمی مظاهری از مراجع تقلید، در شانزدهمین روز درس اخلاق خود که در فضای مجازی منتشر شد، بیاناتی در خصوص عفت و غیرت داشتند که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید:

أَعُوذُ بِاللَّهِ‏ مِنَ‏ الشَّیْطَانِ‏ الرَّجِیم‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

اَلْحَمْدُ لِلّهِ‌ رَبِّ‌ العالَمینَ وَ الصَّلاه وَ السَّلامُ‌ عَلی ‌خَیرِ خَلقِهِ‌ اشْرَفِ‌ بَرِیَّتِهِ‌ ابِی‌الْقاسِمِ‌ مُحَمَّدٍ صَلَّی ‌اللهُ‌ عَلَیهِ‌ وَ عَلی آلِهِ‌ الطَّیّبینَ‌ الطّاهِرینَ‌ وَ عَلی‌ جَمیعِ‌ الأَنبِیآءِ‌ وَ المُرسَلینَ‌ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ‌ فِی ‌الأَرَضینَ وَ لَعْنَهُ اللهِ‌ عَلی ‌أعْدآئِهِمْ‌ أجْمَعینَ‌.

خدا توفیق عبادت و بندگی و ترک معصیت همیشه و مخصوصاً در ماه مبارک رمضان و مخصوصاً در شب‌های قدر به همۀ ما عنایت کند و دست عنایت امام زمان روی سر همۀ ما باشد. اظهار ارادت کنید خدمت آقا با سه صلوات

یکی از صفات رذیله که بسیار بالا و خطرناک است، بی‌عفتی در زن‌ها و بی‌غیرتی در مردهاست. اگر العیاذبالله این صفت رذیله عمومی شود، این صفت رذیله در خانم‌ها عادت شود، این صفت رذیله در مردها عادت شود، خطرش بسیار بزرگ است. پیغمبر اکرم می‌فرمودند زمانی در جامعۀ اسلامی بیاید که عفت منکر شود و بی‌عفتی معروف شود. در آن وقت اگر بلا نازل شود، به جاست. اگر این ملت نابود شود، نگوید چرا. می‌فرمود اگر روزی بیاید که مردها راجع به غیرت، بی‌تفاوت باشند و زن و بچه‌اش هرطور می‌خواهند بگردند؛ این بی‌غیرتی اگر در مردها وجود پیدا کند، آن روز مصیبت برای جامعه است؛ و اگر برای این جامعه بلا بیاید و نابود کند، به جاست. بلکه می‌فرمود مرگ برای این ملت شربت است. مرگ برای این ملت بهتر از زندگی است. امیرالمؤمنین«سلام‌الله‌علیه» وقتی وارد کوفه شدند و بنا شد آنجا مقرّ حکومت باشد، در بازار رفتند و دیدند که در آنجا اختلاط بین زن و مرد هست. چون بازار شلوغ بود، دیدند که زن‌ها به مردها تنه می‌زنند و مردها به زن‌ها تنه می‌زنند. خیلی ناراحت شدند و آمدند برای نماز و بعد از نماز منبر رفتند و فرمودند در این شهر، اختلاط بین زن و مرد می‌‌بینم. وای به شما! آیا حیا نیست که چنین مصیبتی برای شما جلو آمده است![۱]

این بی‌حیایی در زن‌ها و بی‌غیرتی در مردها، اوّلیه نیست. یعنی فطرت زن، حجاب و عفت می‌پسندد؛ لذا به این زودی عفتش را به خرج نمی‌دهد، و می‌خواهد بمیرد اما عفتش خرج نشود. مرد هم اول غیرت دارد و حاضر است که خودش را فدای عرض خانم و بچه‌هایش کند؛ لذا عفت در زن‌ها و غیرت در مردها یک فطرت است که در عمق جان انسان خوابیده است. پیغمبرِ درون، چه فطرت و چه عقل و چه وجدان اخلاقی می‌گوید که ارزش عفت زن بیش از همه چیز است و ارزش غیرت مرد بیش از همه چیز است؛ لذا در روایات داریم که فطرت ما می‌‌گوید اگر تعارضی بین عرض و عفت زن شد و مرگ مرد؛ آنگاه مرگ مرد مقدم بر اینست که عرض و عفت زن از بین برود. در فقه ما آمده که اگر نانجیبی متعرض زن یا دختر کسی یا افراد وابسته به کسی شود و او خودش را فدا کند، جا دارد. یعنی مرد از نظر فطرت نمی‌بیند و نمی‌تواند ببیند که تعرض به ناموسش و نگاه به ناموسش و نگاه شهوت آمیز به دخترش بشود.

در روایات می‌خوانیم که زن قیمت ندارد: اگر زن باعفّت باشد، به یک دنیا ارزش دارد.[۲] در روایات می‌خوانیم غیرت مرد به دنیا و آنچه در دنیاست، ارزش دارد و اگر این غیرت را از دست بدهد، بالاتر از اینست که دنیا و آنچه در دنیاست، از دست داده باشد:

«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیُور»[۳]

خدا غیرت دارد و مرد با غیرت را دوست دارد؛ خدا عفیف است و زن با عفت را دوست دارد و اگر زن بتواند عفتش را ببرد و اگر مرد بتواند غیرتش را حفظ کند، بهشتی هستند. زن با حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» محشور می‌شود و مرد با امیرالمؤمنین علی«سلام‌الله‌علیه» محشور می‌شود. حتی در همین دنیا، بزرگان و من جمله آقا امام زمان به او خیلی اهمیت می‌دهند.

یکی از بزرگان گفته بود در مشهد نذر کردم که چهل تا زیارت در چهل مسجد بخوانم تا خدمت امام زمان برسم. گفته بود زیارت‌ها را در مسجد چهلم تمام کردم و خدمت امام زمان نرسیدم. نمازم تمام شد و شخصی آمد و گفت امام زمان در این خانه است و تو را می‌‌خواهد. می‌گوید رفتم خدمت امام زمان و آقا فرمودند آمده‌ام که نماز این زن را بخوانم برای اینکه زن با عفتی بود. در زمان طاغوت و زمان رضاشاه پهلوی بوده و این زن هفت سال از خانه‌اش بیرون نیامد، به خاطر عفتش و من به خاطر این کار مقدسش آمدم که نمازش را بخوانم. نظیر این در کلمات ائمۀ طاهرین«سلام‌الله‌علیهم» زیاد پیدا می‌شود. نظیرش در کلمات حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» زیاد دیده می‌شود که اینها عفت را دوست دارند و بهترین صفات را عفت برای زن و غیرت برای مرد می‌دانند. حتّی بعضی اوقات دیده شده که می‌خواهد به خانم تعرض کند و خانم خودش را در دریا می‌اندازد. مردی می‌خواسته توبه کند و می‌گفته من می‌خواستم متعرض یک خانم شوم و هرچه التماس کرد، نشد و خودش را در آب انبار انداخت و من نتوانستم او را بگیرم و این زن خفه شد و خودش را فدای عفتش کرد.

در تاریخ زیاد داریم و در میان زن‌های با عفت و مردهای با غیرت زیاد داریم که یک عفت برای خانم و غیرت برای آقا یک عادت و ملکه است.

آنچه امروز صحبت می‌کنیم راجع به این فساد اخلاقی است که الان در جامعه هست و اینکه خانم‌ها چادر را از دست داده‌اند. اینها خیلی ضرر کردند و اگر خدا دنیا و آنچه در دنیا بود به زن‌ها داده بود اما چادرشان محفوظ بود، مسلّم ارزش چادر بهتر بود از دنیا و آنچه در دنیاست. قرآن این چادر را می‌خواهد. علاوه بر اینکه این چادر یک میراث فرهنگی دو هزار و پانصدساله برای ایرانی است. در وقتی که هیچ جا چادر نبود، بسیار وضع زمان جاهلیت در عرب‌ها بد بود اما شاهزاده‌ها در ایران با یک وضع خاصی و حتی با روبند در جامعه پیدا می‌شدند. و اما این چادر در اسلام عزیز خیلی اجر و قرب داشت، مخصوصاً پیش حضرت زهرا. سنی و شیعه هر دو می‌نویسند که وقتی زهرای مرضیه می‌خواست برای صحبت کردن و احقاق کردن به مسجد بیاید. اول مقنعه سر کرد و مقنعه آن وقت‌ها نصف بدن را می‌پوشانید. بعد چادر سر کرد تا روی پا و آهسته آهسته درحالی‌که زن‌ها اطرافش بودند، با وقار زنانگی و عفت خاصی به مسجد آمد. وقتی به مسجد آمد، تا دیدند زهرا آمد، پرده را کشیدند. حضرت زهرا اینطرف پرده و مردها آن طرف پرده و بالاخره خطبه را شروع کرد.[۴] خطبۀ حضرت زهرا دوش به دوش نهج البلاغۀ امیرالمؤمنین بلکه از نظر تحریک عاطفه، خیلی داغ‌تر و رساتر بود و بالاخره همه را مجاب کرد. هرکس تقصیری دیگری گذاشت و بعد هم که جواب نامربوط شنید، رو به قبر رسول الله یک روضه خواند که یا رسول الله! بینی که چه به سر دخترت می‌آورند.

آنچه مرادم است اینست که با چادر و با عفت خاصی آمد و تا حضرت زهرا آمد پرده کشیدند و حضرت زهرا اینطرف و مردها آن طرف بودند.

سنی و شیعه در کتاب‌های مقدسشان آورده‌اند، مثل سنی‌ها در اسدالغابه و مثل شیعه‌ها در وسائل که کتابش چکش مراجع تقلید است. که خادمۀ ایشان می‌گوید دم مرگ حضرت زهرا را غصه‌دار دیدم. خانم‌ها! آقایان! با شما هستم که تا سرحد عشق زهرا را دوست دارید. می‌گوید از حضرت زهرا پرسیدم چرا؟ فرمود: می‌میرم و در وقتی که بدنم را روی تابوت می‌گذارند. که آن روز تابوت یک تخت بود و حجم بدن پیدا بود. فرمود مردم در پشت جنازه‌ام حجم بدن مرا می‌بینند و من راضی نیستم که حجم بدنم پیدا باشد. خادمه گفت: بی‌بی جان برای شما عماری درست می‌کنیم. تختی آوردند و تخت را به پشت انداختم و سه چهار تا ترکه اطراف این تخت گذاشتم و چادری روی آن کشیدم و این یک عماری شد. آن خادمه می‌گوید که حضرت زهرا تبسم کرد و بعد هم فرمودند که مرا در عماری بگذارید.[۵] بعد هم سیاست اسلام اقتضاء کرد که فرمودند:

«حَنِّطْنِی وَ غَسِّلْنِی وَ کَفِّنِّی بِاللَّیْلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لَا تُعْلِمْ أَحَدا»[۶]

یا علی! خودت در شب مرا غسل بده و خودت کفن کن و خودت دفن کن و احدی نباشد. اینکه در بعضی مقاتل نوشته شده که خواص بودند، مسلّم درست نیست.

تا اینجا را شیعه نقل می‌کند که بالاخره حضرت زهرا در قبر رفت و احدی او را ندید. اما سنی در اسدالغابۀ کتاب معتبرش می‌گوید امیرالمؤمنین به وصیت عمل کرد. در حالی که هیچکس نبود اما می‌خواست به وصیت عمل کند و حضرت زهرا را غسل داد و کفن کرد و دفن کرد و در عماری گذاشت و عماری را به سر گرفت و لب قبر آورد و حضرت زهرا را از عماری بیرون آورد و در قبر گذاشت. نظیر اینها از حضرت زهرا زیاد است؛ نظیر اینها از مردهای در صدر اسلام زیاد است؛ نظیر اینها از پیغمبر اکرم و ائمۀ طاهرین زیاد است و ما باید بدانیم که بالاترین نعمت برای خانم، عفت و چادر خانم است. بالاترین نعمت برای مرد، غیرت مرد است. و اینکه نتواند ببیند که نامحرم به زنش نگاه می‌کند. بترسید از روزی که بلا بیاید و همه را نابود کند و وقتی نابود کرد، همه را جهنمی کند.

ده بیست آیه در قرآن راجع به حجاب هست و ما فعلاً ده بیست آیه را زیر پا گذاشتیم و نمی‌دانم چه باید گفت. آنچه می‌دانم اینست که همه باید قد عَلَم کنند تا این فساد اخلاقی در جامعۀ ما نباشد.

‌و السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

[۱]. المحاسن، ج ۱، ص ۱۱۵.

[۲]. معانی الاخبار، ص ۱۴۴.

[۳]. الکافی، ج ۵، ص ۵۳۵.

[۴]. ر.ک: بلاغات النساء، ص ۲۳؛ دلائل الامامه، ص ۱۱۱؛ الاحتجاج، ج ۱، ص ۹۷؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۶، ص ۲۱۱ و…

[۵]. ر.ک: اسد الغابه، ج ۶، ص ۲۲۶؛ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۲۰.

[۶]. بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۱۴.

همچنین ببینید

رمضان؛ ماه بازگشت به مسیر بندگی و نظم‌دهی به زندگی

حجت‎‌الاسلام سیدمحمدجواد سایبان، محقق و پژوهشگر حوزه علمیه در یادداشتی به  ایکنا به تبیین فرصت‌های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.