خانه / پرسش و پاسخ / احکام نماز / برگرفته از استفتائات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

احکام نماز / برگرفته از استفتائات حضرت آیت الله العظمی خامنه ای

س ۳۳۸: کسى که عمداً نماز را ترک کند یا سبک بشمارد، چه حکمى دارد؟

ج: نمازهاى روزانه‏اى که در پنج نوبت خوانده مى‏شود، از واجبات بسیار مهم شریعت اسلامى بوده و بلکه ستون دین است و ترک یا سبک شمردن آن شرعاً حرام و موجب استحقاق عقاب است.

س ۳۳۹: آیا بر کسى که آب و چیزى که تیمم بر آن صحیح است، در اختیار ندارد (فاقد الطهورین)، نماز واجب است؟

ج: بنا بر احتیاط، نماز را در وقت بخواند و بعد از وقت با وضو یا تیمم قضا نماید.

س ۳۴۰: به نظر شریف جنابعالى، موارد عدول در نماز واجب کدام است؟

ج: عدول در موارد زیر واجب است: ۱. از نماز عصر به نماز ظهر، در صورتى که در بین نماز عصر متوجه شود که نماز ظهر را نخوانده است. ۲. از نماز عشا به نماز مغرب اگر در بین نماز عشا متوجه شود که نماز مغرب را نخوانده است و از محل عدول هم تجاوز نکرده باشد. ۳. اگر دو نماز قضایى که در اداى آنهاترتیب معتبر است، بر عهده او باشد و بر اثر فراموشى قبل از اداى نماز اول به خواندن نماز دوم مشغول شود. و عدول در موارد زیر مستحب است: ۱. از نماز ادا به نماز قضاى واجب، در صورتى که بر اثر آن وقت فضیلت ادا فوت نشود. ۲. از نماز واجب به مستحب براى درک ثواب نماز جماعت. ۳. از نماز واجب به نافله در ظهر روز جمعه براى کسى که قرائت سوره جمعه را فراموش کرده و به جاى آن سوره دیگرى را خوانده و به نصف رسیده و یا از آن گذشته است. مستحب است این شخص از نماز واجب به نافله عدول کند تا بتواند نماز فریضه را با سوره جمعه بجا آورد.

س ۳۴۱: نماز گزارى که مى‏خواهد در روز جمعه بین نماز جمعه و ظهر جمع نماید، آیا باید براى هر یک بدون قصد وجوب، فقط قصد قربت کند، یا این که براى یکى از آن دو هم قصد قربت نماید و هم قصد وجوب و براى دیگرى فقط قصد قربت نماید و یا این که باید براى هر دو هم قصد وجوب کند و هم قصد قربت؟

ج: در هر یک از آن دو قصد قربت کافى است و قصد وجوب در هیچکدام واجب نیست.

س ۳۴۲: اگر خونریزى از دهان یا بینى از اول وقت نماز تا نزدیک آخر آن ادامه داشته باشد، نماز چه حکمى دارد؟

ج: اگر تطهیر بدن ممکن نباشد و بترسد وقت نماز فوت شود، نماز را در همان حالت بخواند.

س ۳۴۳: آیا هنگام خواندن ذکرهاى مستحبى نماز، آرامش کامل بدن واجب است یا خیر؟

ج: فرقى بین ذکر واجب و مستحب در وجوب استقرار و آرامش بدن نیست. بلى، گفتن ذکر به قصد ذکر مطلق در حال حرکت اشکال ندارد.

س ۳۴۴: براى بعضى از افراد در بیمارستان لوله‏هایى به نام سوند براى خروج بول قرار مى‏دهند که در این صورت بول بدون اختیار از مریض در حالت خواب یا بیدارى و یا در بین نماز خارج مى‏شود، امیدواریم به این سؤال پاسخ فرمایید: آیا این فرد باید دوباره نماز را در وقت دیگرى بخواند یا نمازى که در آن حالت خوانده، کافى است؟

ج: اگر در آن حالت نماز را طبق وظیفه شرعى و فعلى خود خوانده، صحیح ‏است و اعاده و قضاى آن واجب نیست.

س ۳۴۵: دلیل مذهب شیعه در مورد وقت نمازهاى روزانه چیست؟ همانگونه که مى‏دانید اهل سنت، با داخل شدن وقت نماز عشا، نماز مغرب را قضا مى‏دانند و همچنین در مورد نماز ظهر و عصر هم به همین ترتیب است. لذا معتقدند که وقتى وقت نماز عشا داخل شد و امام جماعت براى خواندن آن بپاخاست، مأموم نمى‏تواند همراه او، نماز مغرب را بخواند و نماز مغرب و عشا را در یک زمان بجا آورد.

ج: دلیل شیعه، اطلاق آیات قرآنى و سنّت شریف است، به اضافه روایاتى که به‌خصوص دلالت بر جواز جمع دارند. نزد اهل سنت هم روایاتى وجود دارد که دلالت بر جواز جمع بین دو نماز در وقت یکى از آن دو مى‏کند.

س ۳۴۶: با توجه به این که آخر وقت نماز عصر، مغرب است و آخر وقت نماز ظهر نزدیک مغرب است به مقدارى که براى خواندن نماز عصر به آن نیاز است، مى‏خواهم سؤال کنم که منظور از مغرب چیست؟ آیا مراد زمان غروب خورشید است یا زمانى که اذان مغرب طبق افق هر مکانى گفته مى‏شود؟

ج: وقت نماز عصر تا غروب آفتاب است.

س ۳۴۷: فاصله زمانى بین غروب خورشید و اذان مغرب چند دقیقه است؟

ج: ظاهر این است که با اختلاف فصل‏هاى سال تفاوت مى‏کند.

س ۳۴۸: من تا دیر وقت سر کارم هستم، به‌طورى که ساعت یازده شب به منزل بر مى‏گردم و در هنگام کارهم به خاطر کثرت مراجعه کنندگان وقت خواندن نماز مغرب و عشا را ندارم. آیا خواندن نماز مغرب و عشا بعد از ساعت یازده شب صحیح است؟

ج: اگر از نصف شب به تأخیر نیفتد، اشکال ندارد، ولى تلاش کنید که از ساعت یازده شب به تأخیر نیفتد بلکه تا مى‏توانید نماز را در اول وقت آن بخوانید.

س ۳۴۹: چه مقدار از نماز اگر در وقت ادا واقع شود، نیت ادا صحیح است؟ در صورت شک در این که این مقدار، داخل وقت واقع شده یا خیر، وظیفه چیست؟

ج: وقوع یک رکعت نماز در داخل وقت براى این که نماز، ادا محسوب شود، کافى است و در صورت شک در این که وقت لااقل به مقدار یک رکعت باقى است یا خیر، نماز را به قصد مافى‏الذمّه بخوانید.

س ۳۵۰: سفارتخانه‏ها و کنسولگرى‏هاى جمهورى اسلامى ایران در خارج، جدول‏هاى زمانى براى تعیین اوقات شرعى پایتخت‏ها و شهرهاى بزرگ تهیه مى‏کنند. سؤال این است که تا چه مقدار مى‏توان به این جدولها اعتماد کرد؟

ج: معیار در احراز دخول وقت، حصول اطمینان براى مکلّف است، و اگر براى او اطمینان به مطابقت این جدولها با واقع حاصل نشود، باید احتیاط نموده و صبر کند تا یقین به داخل شدن وقت شرعى نماید.

س ۳۵۱: نظر شما درباره فجر صادق و کاذب چیست؟ و نمازگزار در این مورد چه تکلیفى دارد؟

ج: معیار شرعى در مورد وقت نماز و روزه، فجر صادق است و احراز آن موکول به تشخیص مکلّف است.

س ۳۵۲: مسئولین یکى از دبیرستان‏هاى تمام وقت، نماز جماعت ظهر و عصر را ساعت دو بعد از ظهر، کمى قبل از شروع درسهاى شیفت عصر اقامه مى‏کنند. علت تأخیر، این است که درسهاى شیفت صبح، چهل و پنج دقیقه قبل از ظهر شرعى تعطیل مى‏شود و نگهداشتن دانش‏آموزان تا ظهر شرعى مشکل است. با توجه به اهمیت اقامه نماز در اول وقت، نظر شریف خود را در این‌باره بیان فرمایید.

ج: تأخیر نماز جماعت براى این که نمازگزاران در نماز حاضر شوند، با این فرض که در اول وقت در مدرسه نیستند، اشکال ندارد.

س ۳۵۳: آیا باید نماز ظهر بعد از اذان ظهر و نماز عصر بعد از دخول وقت آن خوانده شود؟ و همچنین آیا نماز مغرب و عشا هم باید هر کدام در وقت خود خوانده شوند؟

ج: بعد از داخل شدن وقت دو نماز، مکلّف در خواندن هر دو نماز پشت سر هم به‌صورت جمع و یا خواندن هر یک در وقت فضیلت خود مخیّر است.

س ۳۵۴: با توجه به این که امروزه با فراوانى ساعت، یقین به طلوع فجر ممکن است، آیا باید در شبهاى مهتابى براى خواندن نماز صبح به مدت پانزده تا بیست دقیقه صبر کرد؟

ج: فرقى بین شبهاى مهتابى و غیر مهتابى در طلوع فجر، وقت فریضه صبح و وجوب امساک براى روزه گرفتن نیست، هرچند احتیاط در این زمینه خوب است.

س ۳۵۵: آیا مقدار اختلاف اوقات شرعى میان استان‏ها که بر اثر اختلاف افقهاى آنها به وجود مى‏آید، در اوقات سه گانه نمازهاى یومیه به یک اندازه است؟ مثلاً بین دو استان در وقت ظهر بیست و پنج دقیقه تفاوت است، آیا در بقیه وقت‏هاى نماز هم این اختلاف وجود دارد و به همین مقدار است؟ یا این که مقدار آن در وقت نماز صبح و مغرب و عشا تفاوت مى‏کند؟

ج: مجرّد یکى بودن مقدار تفاوت بین دو منطقه در طلوع فجر یا زوال آفتاب یا غروب خورشید، مستلزم اتحاد در سایر اوقات نیست، بلکه غالباً مقدار اختلاف بین شهرها در اوقات سه گانه با هم تفاوت دارد.

س ۳۵۶: اهل سنّت نماز مغرب را قبل از مغرب شرعى مى‏خوانند، آیا جایز است در ایام حجّ و غیر آن به آنها اقتدا کرده و به همان نماز اکتفا کنیم؟

ج: معلوم نیست که نماز آنها قبل ازداخل شدن وقت باشد و شرکت در نماز جماعت آنها و اقتدا به آنان اشکال ندارد و مجزى است، ولى درک وقت نماز ضرورى است، مگر این که خود وقت هم از موارد تقیه باشد.

س ۳۵۷: خورشید در دانمارک و نروژ ساعت هفت صبح طلوع نموده و تا عصر در آسمان مى‏درخشد، در حالى که در کشورهاى دیگر، ساعت ۱۲ شب است، تکلیف من درباره نماز و روزه چیست؟

ج: مکلف باید در مورد اوقات نمازهاى یومیه و روزه همان افق محل سکونت خود را رعایت کند، ولى اگر روزه گرفتن بر اثر طولانى بودن روز، غیر مقدور یا حرجى باشد، اداى آن ساقط و قضاى آن واجب است.

س ۳۵۸: رسیدن نور خورشید به زمین تقریباً هفت دقیقه طول مى‏کشد. آیا ملاک پایان وقت نماز صبح، طلوع خورشید است یا رسیدن نور آن به زمین؟

ج: ملاک طلوع خورشید، دیدن آن در افق مکان نمازگزار است.

س ۳۵۹: رسانه‏هاى گروهى اوقات شرعى هر روز را یک روز قبل از آن اعلام مى‏کنند، آیا اعتماد بر آن و بنا گذاشتن بر دخول وقت نماز بعد از پخش اذان از رادیو و تلویزون جایز است؟

ج: اگر براى مکلّف اطمینان به دخول وقت از طریق مذکور حاصل شود، مى‏تواند بر آن اعتماد کند.

س ۳۶۰: آیا وقت نماز به مجرد شروع اذان آغاز مى‏شود؟ یا این که باید صبر نمود تا اذان تمام شود و سپس شروع به خواندن نماز کرد؟ آیا روزه‏دار جایز است به مجرد شروع اذان افطار نماید یا این که باید صبر کند تا اذان تمام شود؟

ج: اگر اطمینان حاصل شود که اذان از هنگام داخل شدن وقت شروع شده، صبر کردن تا پایان اذان لازم نیست.

س ۳۶۱: آیا نماز کسى که نماز دوم را بر اوّلى مقدّم داشته، مثلاً نماز عشا را جلوتر از مغرب خوانده، صحیح است؟

ج: اگر بر اثر اشتباه یا غفلت نماز دوم را مقدّم داشته و بعد از تمام شدن نماز متوجه شده، نماز او صحیح است. ولى اگر عمدى بوده، باطل است.

س ۳۶۲: با عرض سلام و تحیت، در آستانه ماه شریف و مبارک رمضان و با توجه به توسعه شهرها وعدم امکان تشخیص دقیق لحظه طلوع فجر، خواهشمند است نظر شریف خود را در مورد زمان امساک براى روزه و اقامه نماز صبح اعلام فرمایید.

ج: مقتضى است که مؤمنین محترم ـ ایّدهم اللّه تعالى ـ جهت رعایت احتیاط در مورد امساک روزه و وقت نماز صبح، همزمان با شروع اذان صبح از رسانه‏ها براى روزه امساک نمایند و حدود پنج الى شش دقیقه بعد از اذان، شروع به اداى فریضه صبح نمایند.

س ۳۶۳: وقت نماز عصر تا اذان مغرب است یا تا هنگام غروب آفتاب؟ نیمه شب شرعى براى نماز عشا و بیتوته در منى چه وقت است؟

ج: آخر وقت نماز عصر تا غروب آفتاب است، و براى محاسبه نیمه شب، شب را از اول غروب تا اذان صبح حساب کنند، بنا بر این تقریباً یازده ساعت و یک ربع بعد از ظهر شرعى آخر وقت نماز مغرب و عشا است.

س ۳۶۴: اگر کسى در بین نماز عصر متوجه شود که نماز ظهر را نخوانده است، چه تکلیفى دارد؟

ج: اگر به خیال این که نماز ظهر را خوانده است به نیت نماز عصر مشغول نماز شود و در بین نماز بفهمد که قبلاً نماز ظهر را نخوانده است، در صورتى که در وقت مشترک نماز ظهر و عصر است، باید بلافاصله نیت خود را به نماز ظهر برگرداند و نماز را تمام کند و پس از آن، نماز عصر را بجا آورد، و اگر این اتفاق در وقت مخصوص به نماز ظهر(

س ۳۶۵: خواهشمندیم به سؤالات زیر پاسخ فرمایید: ۱. به استناد بعضى از کتاب‏هاى فقهى، گفته شده که در روزهاى چهارم خرداد و بیست‌وششم تیر(۱) آفتاب به‌طور عمودى بر کعبه مى‏تابد. آیا در این هنگام، تشخیص جهت قبله با نصب شاخص در زمانى که صداى اذان مکه بلند مى‏شود، امکان دارد؟ اگر جهت قبله در محراب مساجد با جهت سایه شاخص اختلاف داشت، کدامیک صحیح‏تر است؟ ۲. آیا اعتماد بر قبله نما صحیح است؟

ج: اعتماد بر شاخص یا قبله نما در صورتى که موجب اطمینان براى مکلّف شود، صحیح است و باید طبق آن عمل گردد، و در غیر این صورت مى‏توان بر اساس محراب مساجد و قبور مسلمین جهت قبله را تشخیص داد.

س ۳۶۶: اگر شدت درگیرى و جنگ مانع تعیین جهت قبله شود، آیا نماز خواندن به هر طرف صحیح است؟

ج: اگر گمانش به هیچ طرف نمى‏رود و وقت هم باشد بنا بر احتیاط، باید به چهار طرف نماز خوانده شود. ولى اگر وقت نباشد، به مقدار وسعت وقت به هر طرف که احتمال مى‏دهد قبله است، نماز بخواند.

س ۳۶۷: اگر نقطه مقابل کعبه مکرّمه در طرف دیگر زمین مشخص شود به‌طورى که اگر خط مستقیمى از وسط زمین کعبه عبور کند و زمین را شکافته و از مرکز آن بگذرد، از سمت دیگر این نقطه بیرون آید، در این جا چگونه مى‏توان رو به قبله ایستاد؟

ج: ملاک روبه قبله بودن این است که انسان از سطح کره زمین به طرف بیت عتیق باشد، یعنى از طرف سطح زمین رو به طرف کعبه که روى زمین در مکه مکرّمه ساخته شده است، بایستد. بنا بر این اگر انسان در یک نقطه‏اى از کره زمین باشد که اگر خطوط مستقیمى از چهار جهت آن مکان بر سطح کره زمین به طرف مکه مکرّمه ترسیم شود، از نظر مسافت با هم مساوى باشند، مخیر است براى قبله به هر طرف که خواست بایستد و نماز بخواند. ولى اگر مسافت خطوط در بعضى از جهت‏ها کمتر و کوتاه‏تر باشد به مقدارى که با آن، صدق عرفى رو به قبله بودن اختلاف پیدا کند، بر انسان واجب است جهت کوتاه‏تر را انتخاب کند.

س ۳۶۸: اگر انسان در وضعیتى باشد که اصلاً جهت قبله را نداند و گمانش نیز به هیچ طرف نرود، وظیفه‏اش نسبت به نماز چیست، یعنى به کدام جهت نماز بخواند؟

ج: در مفروض سؤال بنا بر احتیاط باید به چهار طرف نماز بخواند و اگر براى چهار نماز وقت ندارد، به هر اندازه که وقت دارد، نماز بخواند.

س ۳۶۹: تشخیص قبله در قطب شمال و جنوب چگونه است و نماز چگونه خوانده مى‏شود؟

ج: ملاک تعیین جهت قبله در قطب شمالى و جنوبى، تعیین کوتاه‏ترین خط از مکان نمازگزار از روى سطح زمین به طرف کعبه است، و پس از تعیین آن خط، باید به همان طرف نماز خواند.

س ۳۷۰: آیا نشستن و نماز خواندن یا عبور کردن از مکان‏هایى که دولت ظالم آنها را غصب مى‏کند، جایز است؟

ج: در صورت علم به غصب، احکام و آثار مغصوب مترتب است.

س ۳۷۱: نماز خواندن در زمینى که قبلاً وقف بوده و دولت آن را تصرّف نموده و در آن مدرسه ساخته است، چه حکمى دارد؟

ج: اگر احتمال قابل توجهى داده شود که تصرّف مذکور مجوّز شرعى داشته است، نماز خواندن در آن مکان اشکال ندارد.

س ۳۷۲: من نماز جماعت را در تعدادى از مدارس اقامه مى‏کنم. زمین بعضى از این مدارس از صاحبان آن بدون رضایت آنها گرفته شده است. نماز من و دانش‏آموزان در این مدارس چه حکمى دارد؟

ج: اگر احتمال قابل توجهى داده شود که مسئول ذیربط به استناد مجوّز قانونى و شرعى اقدام به احداث مدارس در آن اراضى نموده، نماز خواندن در آن اشکال ندارد.

س ۳۷۳: اگر شخصى مدتى بر سجاده یا با لباسى که خمس به آن تعلّق گرفته است، نماز بخواند، نمازهاى او چه حکمى دارد؟

ج: اگر جهل به تعلّق خمس به آن مال و یا به حکم تصرّف در آن داشته، نمازهایى که تا به حال در آن خوانده، صحیح است.

س ۳۷۴: آیا این گفته که باید مردان هنگام نماز جلوتر از زنان بایستند، صحیح است؟

ج: بنا بر احتیاط واجب لازم است بین زن و مرد در حال نماز، حداقل یک وجب فاصله باشد و در این صورت اگر زن و مرد محاذى یکدیگر بایستند یا زن جلوتر از مرد بایستد نماز هر دو صحیح است.

س ۳۷۵: نصب تصویر امام خمینى(قدّس‏سرّه) و شهداى انقلاب اسلامى در مساجد، با توجه به این که خود حضرت امام(قدّس‏سرّه) عدم تمایل خود را نسبت به نصب عکسشان در مساجد ابراز کرده و راجع به کراهت آن هم مطالبى وجود دارد، چه حکمى دارد؟

ج: اشکال ندارد لکن اگر در شبستان باشد بهتر است هنگام نماز، به طریقى روى آن پوشانده شود.

س ۳۷۶: شخصى در یک خانه دولتى زندگى مى‏کند که مدت سکونت وى در آن به پایان رسیده و حکم تخلیه نیز به او ابلاغ شده است. نماز و روزه‏هاى وى بعد از انقضاى موعد مقرر تخلیه، چه حکمى دارد؟

ج: اگر از طرف مسئولین مربوطه مجاز به استفاده از آن خانه بعداً ز مهلت مقرر نباشد، تصرّفات او در آن، حکم غصب را دارد.

س ۳۷۷: آیا نماز خواندن بر سجاده‏اى که شکلهایى روى آن رسم شده و یا بر مهرى که داراى نقش است، کراهت دارد؟

ج: فى‌نفسه اشکال ندارد، ولى اگر به گونه‏اى باشد که بهانه به دست کسانى دهد که تهمت به شیعه مى‏زنند، تولید آن و نماز خواندن بر آن جایز نیست. و همچنین اگر موجب تفرق حواس و از بین رفتن حضور قلب در نماز شود، کراهت دارد.

س ۳۷۸: اگر مکان نمازگزار پاک نباشد ولى محل سجده پاک باشد، آیا نماز صحیح است؟

ج: اگر نجاست مکان نمازگزار به لباس یا بدن وى سرایت نکند و محل سجده هم پاک باشد، نماز در آن مکان اشکال ندارد.

س ۳۷۹: ساختمان کنونى اداره‏اى که در آن کار مى‏کنم، در گذشته قبرستان بود که چهل سال قبل متروکه شده و سى سال است که این ساختمان در آن ایجاد شده است. در حال حاضر ساختمان همه زمین‌هاى اطراف اداره تمام گردیده و اثرى از قبرستان باقى نمانده است. با توجه به مطالب مذکور امیدواریم پاسخ فرمایید که آیا اقامه نماز در این اداره توسط کارمندان آن از نظر شرعى صحیح است یا خیر؟

ج: نماز خواندن و تصرّفات دیگر در این اداره اشکال ندارد، مگر این که از طریق شرعى ثابت شود زمینى که ساختمان مذکور در آن ایجاد شده، وقف براى دفن اموات بوده و به طریق غیر شرعى، تصرّف گردیده و در آن ساختمان سازى شده است.

س ۳۸۰: جوانان مؤمن تصمیم گرفته‏اند که به منظور امر به معروف، هفته‏اى یک یا دو روز نماز را در پارکها اقامه کنند، ولى بعضى اشکال مى‏کنند که مالکیت زمین‌هاى پارکها مشخص نیست. نماز خواندن در آنها چه حکمى دارد؟

ج: نماز خواندن در پارک‏هاى فعلى و غیر آن اشکال ندارد و به صرف احتمال غصب توجهى نمى‏شود.

س ۳۸۱: زمین یکى از دبیرستان‏هاى این شهر ملک یکى از افراد است. این زمین طبق نقشه شهر باید به پارک تبدیل مى‏شد، ولى به علت نیاز شدید و با موافقت مسئولین مربوطه، مقرر شد که تبدیل به مدرسه شود. از آنجایى که صاحب آن زمین راضى به تملک آن توسط دولت نیست و عدم رضایت خود را نسبت به اقامه نماز و مانند آن در زمین مذکور اعلام نموده است. امیدواریم نظر شریف خود را راجع به نماز خواندن در این مکان اعلام فرمایید.

ج: اگر گرفتن زمین از مالک شرعى آن طبق قانونى که توسط مجلس شوراى اسلامى وضع و به تأیید شوراى نگهبان رسیده است، انجام گرفته باشد، نماز خواندن و تصرّفات دیگر در آن مکان اشکال ندارد.

س ۳۸۲: در شهر ما دو مسجد مجاور هم وجود دارد که دیوار بین آن دو آنها را از هم جدا مى‏کند. مدتى پیش تعدادى از مؤمنین براى این که دو مسجد به هم وصل شوند، اقدام به خراب کردن قسمت زیادى از دیوار فاصل بین آن دو نمودند، و همین امر باعث شبهه براى بعضى در مورد اقامه نماز در آن دو مسجد شد و هنوز هم این شک براى آنان وجود دارد. امیدواریم راه حل این مشکل را بیان فرمایید.

ج: از میان برداشتن دیوارى که بین دو مسجد فاصله انداخته، باعث اشکال در اقامه نماز در دو مسجد نیست.

س ۳۸۳: در جاده‏ها رستورانهایى وجود دارد که در کنار آنها مکانهایى براى خواندن نماز قرار دارد، اگر کسى در آن رستوران غذا نخورد، آیا جایز است در آن مکانها نماز بخواند یا این که ابتدا باید اجازه بگیرد؟

ج: اگر احتمال دهد نماز خانه ملک صاحب رستوران است و استفاده از آن مخصوص کسانى است که در آن رستوران غذا مى‏خورند، باید اجازه بگیرد.

س ۳۸۴: آیا نماز کسى که در زمین غصبى روى سجاده یا چوب و مانند آن نماز خوانده، صحیح است یا باطل؟

ج: نماز در زمین غصبى باطل است، هرچند روى جا نماز و تخت باشد.

س ۳۸۵: در بعضى از شرکت‏ها و مؤسسه‏هایى که امروزه در اختیار دولت قرار دارد بعضى اعضاى شرکت و کارمندان از شرکت در نماز جماعتى که در آنجا اقامه مى‏شود خوددارى مى‏کنند، به این دلیل که آن مکانها توسط دادگاه شرع از صاحبان آنها مصادره شده است. خواهشمندیم نظر مبارک را در این‌باره بیان فرمایید.

ج: اگر احتمال مى‏دهند که قاضى صادر کننده حکم مصادره، با صلاحیت قانونى و بر اساس موازین شرعى و قانونى اقدام به صدور حکم کرده است، عمل او شرعاً محکوم به صحّت‏ است، وبنا بر این تصرّف در آن مکان جایز است و حکم غصب بر آن منطبق نیست.

س ۳۸۶: اگر مسجدى مجاور حسینیه‏اى باشد، آیا اقامه نماز جماعت در حسینیه صحیح‏است و آیا ثواب آن در هر دو برابر است؟

ج: شکى نیست که فضیلت نماز در مسجد بیشتر از فضیلت نماز درغیر مسجد است، ولى خواندن نماز جماعت در حسینیه یا در هر مکان دیگرى اشکال شرعى ندارد.

س ۳۸۷: آیا نماز خواندن در مکانى که موسیقى حرام پخش مى‏شود، صحیح است یا خیر؟

ج: اگر نماز خواندن در آن محل مستلزم گوش‌دادن به موسیقى حرام باشد، توقف در آنجا جایز نیست، ولى نماز محکوم به صحّت‏ است، و با فرض این که موسیقى باعث عدم توجه و تمرکز حواس مى‏شود، نماز خواندن در آن مکان مکروه است.

س ۳۸۸: نماز کسانى که با قایق به مأموریت فرستاده مى‏شوند و وقت نماز آنها مى‏رسد، به‌طورى که اگر در همان زمان نماز نخوانند، بعد از آن نمى‏توانند نماز خود را داخل وقت بخوانند، چه حکمى دارد؟

ج: در فرض مزبور واجب است که نماز را در وقت آن به هر صورتى که ممکن است، ولو در داخل همان قایق، بخوانند.

س ۳۸۹: با توجه به این که مستحب است انسان نماز را در مسجد محله خود بخواند، آیا خالى کردن مسجد محل و رفتن به مسجد جامع شهر براى خواندن نماز جماعت، اشکال دارد یا خیر؟

ج: اگر ترک مسجد محله براى خواندن نماز جماعت در مسجد دیگر به‌خصوص مسجد جامع شهر باشد، اشکال ندارد.

س ۳۹۰: نماز خواندن در مسجدى که سازندگان آن ادعا مى‏کنند که آن را براى خود و قبیله خود ساخته‏اند، چه حکمى دارد؟

ج: مسجد پس از آنکه به عنوان مسجد ساخته شد، اختصاص به قوم و گروه و قبیله و اشخاص خاصى ندارد و همه مسلمانان مى‏توانند از آن استفاده نمایند.

س ۳۹۱: آیا زنها بهتر است نماز را در مسجد بخوانند یا در خانه؟

ج: فضیلت خواندن نماز در مسجد مختص مردان نیست.

س ۳۹۲: در حال حاضر بین مسجدالحرام و محل سعى بین صفا و مروه دیوار کوتاهى وجود دارد که ارتفاع آن نیم متر و عرض آن یک متر است. این دیوار بین مسجد و مسعى مشترک است. آیا زنها در ایام عادت که حق داخل شدن به مسجد الحرام را ندارند، مى‏توانند روى این دیوار بنشینند؟

ج: اشکال ندارد، مگر این که یقین حاصل شود که آن دیوار جزء مسجد است.

س ۳۹۳: آیا انجام تمرین‏هاى ورزشى در مسجد محل یا خوابیدن در آن جایز است؟ این کارها در مسجدهاى دیگر چه حکمى دارد؟

ج: مسجد جاى ورزش و تمرین ورزشى نیست و از کارهایى که با شأن و منزلت مسجد منافات دارد، باید پرهیز شود، و خوابیدن در مسجد هم مکروه است.

س ۳۹۴: آیا استفاده از شبستان مسجد براى رشد فکرى، فرهنگى و نظامى (با آموزشهاى نظامى) جوانان جایز است؟ آیا با توجه به کمبود مکانهاى اختصاصى مى‏توان این کارها را در ایوان مسجد انجام داد؟

ج: این امور تابع کیفیت وقف صحن مسجد و ایوان آن است، و باید از امام جماعت و هیأت امناى مسجد در این‏باره نظر خواهى شود. البته حضور جوانان در مساجد و برپایى درس‏هاى دینى زیر نظر امام جماعت و هیأت امناى آن کار خوب و مطلوبى است.

س ۳۹۵: در بعضى از مناطق به‌خصوص روستاها مجلس عروسى را در مساجد برگزار مى‏کنند؛ به این صورت که مجلس رقص و آواز در خانه بر پا مى‏شود، ولى نهار یا شام را در مسجد تناول مى‏کنند. آیا این کار شرعاً جایز است یا خیر؟

ج: غذا دادن به دعوت شدگان در مسجد فى‌نفسه اشکال ندارد.

س ۳۹۶: شرکت‏هاى تعاونى مردمى اقدام به ساختن مناطق مسکونى مى‏کنند، ابتدا توافق مى‏نمایند که براى آن محله‏ها مکان‏هاى عمومى مانند مسجد ساخته شود، اکنون که آن واحدها به سهامداران شرکت تعاونى تحویل داده شده است، آیا بعضى از آنان مى‏توانند هنگام تحویل گرفتن واحد مسکونى از توافق خود عدول کرده و بگویند ما راضى به ساختن مسجد نیستیم؟

ج: اگر شرکت با توافق همه اعضاء اقدام به ساخت مسجد نموده و مسجد هم ساخته شده و وقف گردیده است، عدول بعضى از اعضاء از موافقت اولیه خود اثرى ندارد. ولى اگر بعضى از آنان قبل از تحقق وقف شرعى مسجد از موافقت خود عدول کنند، ساخت مسجد با اموال آنان در زمین متعلّق به همه اعضاء بدون رضایت آنان جایز نیست، مگر این که در ضمن عقد لازم بر همه آنها شرط شده باشد که بخشى از زمین شرکت براى ساخت مسجد تخصیص یابد و اعضاء این شرط را پذیرفته باشند، در این صورت حق عدول ندارند و عدول آنها هم تاثیرى ندارد.

س ۳۹۷: براى مقابله با تهاجم فرهنگ غیر اسلامى، حدود سى دانش‏آموز را از گروه ابتدایى و متوسطه به شکل گروه سرود در مسجد جمع کرده‏ایم که این افراد درسهایى از قرآن کریم، احکام و اخلاق اسلامى را به مقتضاى سن و سطح فکرى شان فرامى‏گیرند. اقدام به این کار چه حکمى دارد؟ استفاده از آلت موسیقى اُرک توسط گروه چه حکمى دارد؟ انجام تمرین به وسیله آن در مسجد با رعایت موازین شرعى و مقررات مربوطه و متعارف رادیو و تلویزیون و وزارت ارشاد جمهورى اسلامى ایران داراى چه حکمى‏است؟

ج: تعلیم قرآن و احکام و آموزش اخلاق اسلامى و تمرین سرودهاى مذهبى و انقلابى در مسجد اشکال ندارد، ولى در هر حال مراعات شأن، قداست و جایگاه مسجد واجب است و مزاحمت نماز گزاران جایز نیست.

س ۳۹۸: آیا نمایش فیلم‏هاى سینمایى که توسط وزارت ارشاد اسلامى ایران توزیع مى‏شود، در مسجد براى شرکت کنندگان در جلسات قرآنى، اشکال شرعى دارد یا خیر؟

ج: تبدیل مسجد به مکانى براى نمایش فیلم‏هاى سینمایى جایز نیست، ولى نمایش فیلم‏هاى مذهبى و انقلابى داراى محتواى مفید و آموزنده به مناسبت خاصى و بر حسب نیاز و تحت نظارت امام جماعت مسجد اشکال ندارد.

س ۳۹۹: آیا پخش موسیقى شاد از مسجد به مناسبت جشن میلاد ائمه معصومین(علیهم‏السلام) شرعاً اشکال دارد؟

ج: واضح است که مسجد جایگاه شرعى خاصى دارد، لذا اگر پخش موسیقى در آن منافى با حرمت مسجد باشد، حرام است، حتى اگر موسیقى غیرمطرب باشد.

س ۴۰۰: استفاده از بلندگوهاى مساجد که صدا را در خارج از مسجد پخش مى‏کنند، تا چه وقت جایز است؟ پخش سرودهاى انقلابى یا قرآن کریم قبل از اذان چه حکمى دارد؟

ج: پخش قرائت قرآن کریم براى چند دقیقه قبل از اذان در وقتهایى که باعث اذیت و آزار همسایگان و اهل محل نشود، اشکال ندارد.

س ۴۰۱: مسجد جامع چه تعریفى دارد؟

ج: مسجد جامع مسجدى است که در شهر براى اجتماع همه اهل شهر بنا شده است، بدون این که اختصاص به گروه و قشر خاصى داشته باشد.

س ۴۰۲: قسمت سر پوشیده‏اى از یک مسجد حدود سى سال است که متروکه و تبدیل به خرابه شده و نماز در آن اقامه نمى‏شود و بخشى از آن به عنوان انبار مورد استفاده قرارمى‏گیرد. نیروهاى بسیجى که حدود پانزده سال است در این قسمت سقف دار مستقر هستند، تعمیراتى را در آن انجام داده‏اند، زیرا وضعیت بسیار نامناسبى داشت و سقف آن هم در معرض ریزش بود. چون برادران بسیجى آگاهى از احکام شرعى مسجد نداشتند و افراد مطلع هم آنها را آگاه نکردند، اقدام به ساختن چند اتاق در این قسمت نمودند که بر اثر آن مبالغ زیادى خرج شد و در حال حاضر کارهاى ساختمانى رو به پایان است. امیدواریم حکم شرعى موارد زیر را بیان فرمایید: ۱. بر فرض این که متصدیان این کار و گروه ناظر بر آن جاهل به مسأله باشند، آیا در برابر مخارجى که از بیت‌المال صرف کرده‏اند ضامن هستند و آیا مرتکب گناه شده‏اند؟ ۲. با توجه به این که مخارج مزبور از بیت‌المال بوده، آیا اجازه مى‏دهید تا زمانى که مسجد به این قسمت احتیاج ندارد و نماز در آن اقامه نمى‏شود، از آن اتاق‏ها با رعایت کامل احکام شرعى مسجد، براى فعالیت‏هاى آموزشى مانند آموزش قرآن کریم و احکام شرعى و سایر امور مسجد استفاده شود؟ و آیا اقدام به تخریب اطاق‏ها واجب است؟

ج: واجب است که قسمت سرپوشیده مسجد با خراب کردن اتاق‌هایى که در آن ساخته شده است، به حالت قبل برگردد، و اگر مخارج احداث اتاقها ناشى از تعدى و تفریط و عمد و تقصیر نباشد، معلوم نیست که کسى ضامن آن باشد، و استفاده از قسمت سرپوشیده مسجد براى تشکیل جلسات آموزش قرآن کریم و احکام شرعى و معارف اسلامى و سایر مراسم دینى و مذهبى اگر مزاحمت براى نمازگزاران ایجاد نکند و تحت نظارت امام جماعت مسجد باشد اشکال ندارد، و باید امام جماعت و نیروهاى بسیجى و سایر مسئولین مسجد با هم همکارى کنند تا حضور نیروهاى بسیجى در مسجد استمرار پیدا کند و خللى در انجام وظائف عبادى مانند نماز و غیر آن هم پیش نیاید.

س ۴۰۳: در طرح توسعه یکى از خیابانها، چند مسجد در مسیر طرح قرار مى‏گیرد که باید بعضى از آنها به‌طور کلى خراب شوند و در بقیه قسمتى از آنها تخریب گردد تا حرکت وسائط نقلیه براحتى صورت گیرد. خواهشمند است نظر شریف را بیان فرمایید.

ج: خراب کردن تمام مسجد یا قسمتى از آن جایز نیست، مگر در صورت وجود مصلحتى که اهمیت ندادن و بى‌توجهى به آن ممکن نباشد.

س ۴۰۴: آیا استفاده شخصى و اندک از آب مساجد که مخصوص وضو گرفتن است، جایز است؟ مثل این که مغازه‌داران از آن براى نوشیدن، درست کردن چاى و یا براى ماشین استفاده کنند، با توجه به این که آن مسجد واقف خاصى ندارد که از این اعمال جلوگیرى نماید.

ج: اگر وقف آب براى خصوص وضو گرفتن نمازگزاران معلوم نباشد و عرف رایج در محله مسجد، این باشد که همسایه‏ها و عبور کنندگان هم از آب آن استفاده مى‏کنند، اشکال ندارد، هرچند احتیاط در این مورد، مطلوب است.

س ۴۰۵: مسجدى در مجاورت قبرستانى، وجود دارد و هنگامى که بعضى از مؤمنین به زیارت اهل قبور مى‏آیند، از آب مسجد براى پاشیدن روى قبرهاى ارحام خود استفاده مى‏کنند و ما نمى‏دانیم که این آب عمومى است یا وقف خاص مسجد، و بر فرض هم که وقف خاص مسجد نباشد، معلوم نیست که مخصوص وضو گرفتن و دستشویى رفتن است یا خیر، آیا استفاده مذکور از آن آب جایز است؟

ج: اگر استفاده از آب مسجد براى پاشیدن روى قبرهایى که خارج از آن قرار دارد، امر رایجى است و کسى به آن اعتراض نمى‏کند و دلیلى هم بر وقف آن آب براى خصوص وضو و تطهیر نیست، استفاده از آن براى امر مذکور اشکال ندارد.

س ۴۰۶: اگر مسجد نیاز به تعمیر داشته باشد، آیا اجازه گرفتن از حاکم شرع یا وکیل او واجب است؟

ج: اگر تعمیر، داوطلبانه و تبرّعى (از مالِ شخصىِ افراد خیّر) باشد، نیازى به اجازه حاکم شرع نیست.

س ۴۰۷: آیا جایز است وصیت کنم که مرا بعد از مردن در مسجد محله که تلاش فراوانى براى آن کرده‏ام، دفن نمایند. زیرا دوست دارم در داخل یا صحن آن دفن شوم؟

ج: اگر هنگام اجراى صیغه وقف، دفن میّت استثناء نشده باشد، دفن در مسجد جایز نیست، و وصیت شما در این مورد اعتبارى ندارد.

س ۴۰۸: مسجدى حدود بیست سال پیش ساخته شده و به نام مبارک صاحب الزمان(عجّل الله تعالى فرجه الشریف) زینت یافته است، ولى معلوم نیست که این اسم در صیغه وقف مسجد ذکر شده باشد. تغییر اسم مسجد از صاحب الزمان(عجّل الله فرجه الشریف) به مسجد جامع چه حکمى دارد؟

ج: مجرد تغییر اسم مسجد مانعى ندارد.

س ۴۰۹: در مساجدى که از محل نذورات خاص مسجد و تبرعّات مؤمنین به برق و سیستم تهویه مجهز شده‏اند، هنگامى که شخصى از اهالى محل فوت مى‏کند، براى او مجلس فاتحه در مسجد برگزار مى‏شود که در آن از برق و سیستم تهویه مسجد استفاده مى‏گردد و برگزار کنندگان مراسم آن هزینه‏ها را نمى‏پردازند. آیا این کار شرعاً جایز است؟

ج: جواز استفاده از امکانات مسجد در اقامه مجالس فواتح براى اموات و امثال آن منوط به کیفیت وقف و نذر آن امکانات براى مسجد است.

س ۴۱۰: در روستایى مسجد نوسازى وجود دارد که در مکان مسجد قبلى بنا شده‏ است. در گوشه‏اى از این مسجد که زمین آن جزء مسجد قبلى است، بر اثر جهل به مسأله، اتاقى براى تهیه چاى و مانند آن و کتابخانه‏اى در نیم طبقه قسمتى از شبستان مسجد در داخل شبستان مسجد ساخته شده است. خواهشمندیم نظر خود را در این‌باره و مسأله تکمیل و کیفیت استفاده از نصف دور داخلى مسجد، بیان فرمایید.

ج: ساختن اتاق مخصوص چاى در محل مسجد قبلى صحیح نیست و واجب است آن مکان به حالت مسجد بودن خود برگردد. نیم طبقه داخل شبستان مسجد هم در حکم مسجد است و همه احکام و آثار شرعى آن را دارد، ولى نصب قفسه‏هاى کتاب و حضور در آنجا براى مطالعه اگر مزاحمتى براى نمازگزاران ایجاد نکند اشکال ندارد.

س ۴۱۱: رأى جنابعالى در مورد مسأله ذیل چیست؟ در یکى از روستاها مسجدى وجود دارد که رو به خرابى است، ولى دلیلى براى خراب کردن آن وجود ندارد، زیرا مانع استمرار جاده نیست. آیا تخریب آن به‌طور کامل جایز است؟ همچنین این مسجد داراى مقدارى اثاثیه و اموال است، اینها باید به چه کسى داده شوند؟

ج: تخریب و ویران کردن مسجد جایز نیست و به‌طور کلى خراب کردن مسجد آن را از مسجد بودن خارج نمى‏کند. اثاث و لوازم مسجد اگر مورد استفاده در آن مسجد نباشد، بردن آن به مساجد دیگر براى استفاده از آنها اشکال ندارد.

س ۴۱۲: آیا شرعاً ساخت موزه در گوشه‏اى از صحن مسجد بدون دخل و تصرّف در ساختمان آن جایز است، مثل کتابخانه که امروزه جزئى از مسجد را تشکیل مى‏دهد؟

ج: ایجاد موزه یا کتابخانه در گوشه صحن مسجد اگر مخالف کیفیت وقف تالار و شبستان و صحن مسجد باشد و یا موجب تغییر ساختمان مسجد گردد، جایز نیست. بهتر این است که مکانى در کنار مسجد براى این منظور تهیه شود.

س ۴۱۳: مکانى وقفى وجود دارد که در آن مسجد، مدرسه علوم دینى و کتابخانه عمومى بنا شده است که همگى آنها الان فعّال هستند. این مکان در حال حاضر جزء نقشه مکان‏هایى است که از طرف شهردارى باید خراب شوند. چگونه باید با شهردارى براى تخریب آن و گرفتن امکانات همکارى کرد تا بتوان آن را تبدیل به ساختمان بهترى نمود؟

ج: اگر شهردارى اقدام به تخریب آن و دادنِ عوض نماید و آن را تحویل دهد، اشکال ندارد، ولى اصل خراب کردن مسجد و مدرسه وقفى فى‌نفسه جایز نیست، مگر در صورتى که مصلحتِ اهمِ غیر قابل چشم پوشى اقتضا کند.

س ۴۱۴: براى توسعه مسجد نیاز به کندن چند درخت از صحن آن است، آیا این عمل با توجه به بزرگ بودن صحن مسجد و وجود درختان زیاد در آنجا، جایز است؟

ج:اگر عمل مذکور تغییر و تبدیل وقف شمرده نشود، اشکال ندارد.

س ۴۱۵: زمینى که جزء قسمت سرپوشیده مسجد بوده و بر اثر واقع شدن مسجد در مسیر طرح عمرانى شهردارى، در خیابان افتاده و قسمتى از آن به علت اضطرار تخریب شده، چه حکمى دارد؟

ج: اگر احتمال برگشت آن به حالت اولیه ضعیف باشد، ترتّب آثار شرعى مسجد بر آن معلوم نیست.

س ۴۱۶: مسجدى بوده که خراب شده، و آثار مسجدى از آن محو گردیده یا به جاى آن بناى دیگرى ساخته شده و امیدى هم به دوباره سازى آن وجود ندارد، مثل آنکه آن آبادى ویران شده و تغییر مکان پیدا کرده، آیا نجس کردن آن مکان حرام است و تطهیر آن واجب است؟

ج: در فرض سؤال معلوم نیست نجس کردن آن حرام باشد، گر چه احتیاط آن است که نجس نکنند.

س ۴۱۷: مدتى است که در یکى از مساجد، نماز جماعت اقامه مى‏کنم و اطلاعى از کیفیت وقف مسجد ندارم. با توجه به این که مسجد از جهت هزینه با مشکلاتى روبرو است، آیا اجاره دادن زیرزمین مسجد براى کارى که مناسب با شأن مسجد باشد، جایز است؟

ج: اگر زیر زمین عنوان مسجد را ندارد و جزء تأسیساتى نیست که مسجد به آن نیاز داشته باشد و وقف آن هم وقف انتفاع نباشد، اشکال ندارد.

س ۴۱۸: هیأت امناى مسجدى که املاکى براى اداره امور خود ندارد، تصمیم گرفته‏اند زیرزمینى را در قسمت سقف دار مسجد براى ساختن کارگاه و تأسیسات عمومى براى خدمت به مسجد ایجاد نمایند، آیا این کار جایز است؟

ج: حفر زمین مسجد براى تأسیس کارگاه و مانند آن جایز نیست.

س ۴۱۹: آیا به‌طور مطلق جایز است که کفّار داخل مساجد مسلمانان شوند، هرچند براى مشاهده آثار تاریخى باشد؟

ج: ورود آنان به مسجد الحرام شرعاً ممنوع است و در سایر مساجد هم اگر هتک و بى‏حرمتى مسجد شمرده شود، جایز نیست، بلکه در سایر مساجد هم مطلقاً وارد نشوند.

س ۴۲۰: آیا نماز خواندن در مسجدى که توسط کفّار ساخته شده، جایز است؟

ج: اشکال ندارد.

س ۴۲۱: اگر کافرى داوطلبانه مالى را براى کمک به ساختمان مسجد بدهد و یا کمک دیگرى نماید، آیا قبول آن جایز است؟

ج: اشکال ندارد.

س ۴۲۲: اگر کسى شب به مسجد بیاید و در آن بخوابد و محتلم شود و پس از بیدارى خروج از مسجد برایش ممکن نباشد، چه تکلیفى دارد؟

ج: اگر قادر بر خروج از مسجد و رفتن به جاى دیگر نیست، واجب است که فوراً تیمم نماید تا بقا‏ در مسجد براى او حلال شود.

س ۴۲۳: آیا از نظر شرعى به ثبت رساندن حسینیه به نام اشخاص معیّن، جایز است؟

ج: ثبت ملکى حسینیه‏اى که جهت اقامه مجالس دینى وقف عام شده، جایز نیست، و ثبت وقفى آن به نام اشخاص ضرورتى ندارد. به هر حال، ثبت وقفى آن به اسم افراد خاص بهتر است با اجازه و موافقت همه افرادى باشد که در ساختن آن حسینیه مشارکت داشته‏اند.

س ۴۲۴: در رساله‏هاى عملیه آمده است که جایز نیست شخص جنب و حائض داخل حرم ائمه(علیهم‌السلام) شوند. خواهشمند است توضیح بفرمایید که منظور از حرم، همان زیر گنبد است یا این که شامل همه ساختمان‏هاى ملحق به آن هم مى‏شود؟

ج: مراد از حرم همان زیر گنبد مبارک و جایى است که به آن حرم و مشهد شریف گفته مى‏شود، ولى ساختمان‏هاى ملحق به آن و شبستان‌ها حکم حرم را ندارند و ورود جنب و حائض به آن‌جاها اشکال ندارد، مگر جاهایى که عنوان مسجد را داشته باشد.

س ۴۲۵: حسینیه‏اى در کنار مسجدى قدیمى ساخته شده است، در حال حاضر مسجد قدیم گنجایش نمازگزاران را ندارد، آیا مى‏توان حسینیه را در مسجد ادغام کرد و از آن به عنوان مسجد استفاده نمود؟

ج: نماز خواندن در حسینیه اشکال ندارد، ولى اگر حسینیه، به عنوان حسینیه، وقف صحیح شرعى شده، تبدیل آن به مسجد جایز نیست و همچنین ضمیمه‌کردن آن به مسجد به عنوان مسجد هم جایز نیست.

س ۴۲۶: استفاده از فرشها و اجناس نذر شده براى مرقد یکى از فرزندان ائمه (علیهم‌السلام) در مسجد جامع محله چه حکمى دارد؟

ج: اگر زائد بر نیاز مرقد امامزاده(علیه‌السلام) و زائران آن باشد، اشکال ندارد.

س ۴۲۷: آیا تکایایى که به نام حضرت ابوالفضل(علیه‌السلام) و غیر آن تأسیس مى‏شود، حکم مسجد را دارد؟ لطفاً احکام آن را بیان فرمایید.

ج: تکیه‏ها و حسینیه‏ها حکم مسجد را ندارند.

س ۴۲۸: آیا نماز خواندن در لباسى که شک در نجس بودن آن دارم، صحیح است؟

ج: لباسى که نجس بودن آن مشکوک است، محکوم به طهارت بوده و نماز خواندن با آن صحیح است.

س ۴۲۹: آیا نماز خواندن در کمربند چرمى که از آلمان خریده‏ام و شک دارم که از پوست طبیعى است یا مصنوعى و از پوست حیوان تذکیه شده است یا خیر، اشکال شرعى دارد؟ نمازهایى که با آن خوانده‏ام، چه حکمى دارد؟

ج: اگر شک در این باشد که آن چرم طبیعى است یا مصنوعى، نماز با آن اشکال ندارد، ولى اگر بعد از احراز چرم طبیعى بودن آن، شک در این باشد که آیا از حیوانى است که شرعاً تذکیه شده یا خیر، نجس نیست، ولى نماز با آن باطل است، و نمازهاى گذشته که در حال جهل به این حکم، خوانده‏اید، قضا ندارد.

س ۴۳۰: اگر نمازگزار یقین داشته باشد که نجاستى بر بدن یا لباسش وجود ندارد و نماز بخواند، بعداً معلوم شود که بدن یا لباس او نجس بوده است. آیا نماز وى باطل است؟ اگر در حین نماز نجاست حاصل شود، نماز او چه حکمى دارد؟

ج: اگر اصلاً علم به نجس بودن لباس یا بدن نداشته باشد و بعد از نماز متوجه آن شود، نماز او صحیح است و اعاده و قضا واجب نیست. ولى اگر در اثناء نماز نجاست عارض شود، اگر براى وى ازاله نجاست از بدن یا در آوردن لباس نجس بدون ارتکاب عملى که منافات با نماز دارد، ممکن باشد، باید نجاست بدن را برطرف یا لباس نجس را از خود دور کند و نماز خود را تکمیل نماید و اگر برطرف کردن نجاست با حفظ حالت نماز براى او امکان ندارد و وقت هم وسعت دارد، واجب است که نماز را قطع کند و با بدن و لباس پاک آن را اعاده نماید.

س ۴۳۱: فردى از مقلدین یکى از مراجع، مدت زمانى نماز خود را با پوست حیوانى که تذکیه آن مشکوک بوده و نماز با آن صحیح نیست، مى‏خوانده است. طبق نظر مرجع تقلید او، اگر جزئى از حیوان حرام گوشت همراه او باشد، احتیاط واجب اعاده نماز خوانده شده است، آیا حیوانى که تذکیه آن مشکوک است، حکم حیوان حرام گوشت را دارد؟

ج: حیوانى که تذکیه آن مشکوک است، از لحاظ حرمت خوردن گوشت و عدم جواز نماز با پوست آن، در حکم میته است، ولى نجس نیست، و نمازهاى گذشته اگر با جهل به این حکم، انجام گرفته است، محکوم به صحّت‏ است.

س ۴۳۲: زنى در اثناى ‏نماز متوجه مى‏شود که مقدارى از موهایش پیداست و فوراً آن را مى‏پوشاند، آیا نماز خود را باید دوباره بخواند یا خیر؟

ج: تا زمانى که ظاهر شدن مو عمدى نباشد، اعاده واجب نیست.

س ۴۳۳: شخصى به علت اضطرار مجبور به تطهیر مخرج بول با سنگ یا چوب و یا هر چیز دیگرى مى‏شود و هنگامى که به منزل مراجعت مى‏کند، آن را با آب تطهیر مى‏نماید، آیا هنگام نماز باید لباس زیر خود را عوض کرده یا تطهیر نماید؟

ج: اگر لباس او با رطوبت بول نجس نشده است، تطهیر لباس واجب نیست.

س ۴۳۴: به کار انداختن بعضى از دستگاههاى صنعتى وارداتى با همکارى متخصصین بیگانه امکان‏پذیر است و آنها از دیدگاه فقه اسلامى کافر و نجس هستند، با توجه به این که به کار انداختن آن دستگاهها با استفاده از روغن و مواد دیگرى که با دست ریخته مى‏شوند، صورت مى‏گیرد، بنا بر این پاک بودن آنها امکان ندارد. و همچنین با توجه به این که لباس و بدن کارگران هنگام کار با این دستگاهها در تماس است و در وقت نماز فرصت تطهیر لباس و بدن را به‌طور کامل ندارند، تکلیف آنها نسبت به نماز چیست؟

ج: با احتمال این که کافرى که اقدام به راه اندازى دستگاهها و وسائل مى‏کند، از اهل کتاب باشد که محکوم به طهارت هستند و یا در هنگام کار دستکش پوشیده باشد، به صرف این که دستگاه به وسیله کافر راه‏اندازى شده است، یقین به نجاست حاصل نمى‏شود و با فرض یقین به نجاست دستگاه و تماس بدن و لباس کارگران با آن در حین کار با رطوبت مسریه، تطهیر بدن براى نماز واجب است و لباس هم باید عوض و یا تطهیر شود.

س ۴۳۵: اگر نمازگزار دستمال و امثال آن را که با خون نجس شده‏اند، حمل کند و یا در جیب خود بگذارد، آیا نماز او باطل است؟

ج: اگر دستمال به قدرى کوچک باشد که نتوان عورت را با آن پوشاند، همراه بودن آن در نماز اشکال ندارد.

س ۴۳۶: آیا نماز در لباس معطر به عطرهاى امروزى که حاوى الکل است، صحیح است؟

ج: اگر علم به نجاست آن عطرها نداشته باشد، نماز در لباسهاى مذکور اشکال‏ ندارد.

س ۴۳۷: زنان چه مقدار از بدن خود را باید هنگام نماز بپوشانند؟ آیا پوشیدن لباسهاى آستین کوتاه و نپوشیدن جوراب اشکال دارد؟

ج: بر زنان واجب است در نماز تمام بدن و موى خود را به غیر از صورت به مقدارى که شستن آن در وضو واجب است و دست‏ها تا مچ و پاها تا مفصل ساق با پوششى که کاملاً بدن را مى‏پوشاند، بپوشانند و در حضور نامحرم پاها را نیز باید بپوشانند.

س ۴۳۸: آیا بر زنان پوشاندن روى پاها هنگام نماز واجب است؟

ج: پوشاندن پاها تا مفصل ساق در صورتى که نامحرم حاضر نباشد، واجب نیست.

س ۴۳۹: آیا پوشاندن کامل چانه هنگام حجاب و در نماز واجب است، یا این که فقط قسمت پائین آن باید پوشانده شود، و آیا وجوبِ پوشش چانه مقدمه پوشاندن صورت است که شرعاً واجب است؟

ج: پوشاندن قسمت پائین چانه واجب است نه خود آن، زیرا چانه ‏جزئى از صورت است.

س ۴۴۰: آیا حکم صحیح بودن نماز در متنجسى که کافى براى پوشش عورت محسوب نمى‏شود، اختصاص به‌صورت نسیان و جهل نمازگزار به حکم یا موضوع دارد و یا شامل شبهه حکمیه و موضوعیه هم مى‏شود؟

ج: اختصاص به دو صورت جهل و نسیان ندارد، بلکه نماز با متنجسى که کافى براى پوشش عورت نیست، حتى در صورت علم هم صحیح است.

س ۴۴۱: آیا وجود مو یا آب دهان گربه در لباس نمازگزار باعث بطلان نماز او مى‏شود؟

ج: بله، موجب بطلان نماز است.

س ۴۴۲: به دست کردن انگشتر طلا توسط مردان به‌خصوص در نماز چه حکمى دارد؟

ج: به دست کردن انگشتر طلا براى مردان در هیچ حالى جایز نیست و نماز با آن هم بنا بر احتیاط واجب، باطل است.

س ۴۴۳: استفاده مردان از انگشترى که از جنس طلاى سفید است، چه حکمى دارد؟

ج: اگر چیزى که طلاى سفید نامیده مى‏شود همان طلاى زرد است که بر اثر مخلوط کردن ماده‏اى رنگ آن سفید شده، حرام است ولى اگر عنصر طلا در آن به قدرى کم است که عرفاً به آن طلا نمى‏گویند مانع ندارد و پلاتین نیز اشکال ندارد.

س ۴۴۴: آیا استفاده از طلا بدون قصد زینت به‌طورى که دیگران نبینند، اشکال شرعى دارد؟

ج: پوشیدن طلا، خواه حلقه انگشترى باشد یا غیر آن، براى مردان مطلقاً حرام است هرچند به قصد زینت نباشد و از دید دیگران مخفى باشد.

س ۴۴۵: استفاده از طلا براى مردان به مدت کوتاه چه حکمى دارد؟ ما اشخاص بسیارى را مشاهده مى‏کنیم که مى‏گویند استفاده از آن براى مدت کوتاه، مثل لحظه عقد، اشکال ندارد.

ج: پوشیدن طلا براى مرد حرام است و فرقى بین مدت کم یا زیاد نیست.

س ۴۴۶: با توجه به احکام لباس نمازگزار و حرام بودن زینت کردن با طلا بر مردان، خواهشمندیم به دو سؤال زیر پاسخ فرمایید: الف: آیا مقصود از زینت با طلا، مطلق استفاده از آن توسط مردان است هرچند براى جراحى استخوان و دندانسازى باشد؟ ب: با توجه به این که در شهر ما به دست کردن انگشتر طلاى زرد توسط جوانانى که تازه ازدواج مى‏کنند، مرسوم است و این امر از نظر عموم مردم براى مرد زینت محسوب نمى‏شود، بلکه علامت آغاز زندگى زناشویى فرد است، نظر حضرتعالى در این‌باره چیست؟

ج: الف: ملاک حرمت استفاده از طلا براى پوشیدن یا به گردن آویختن توسط مردان، صدق زینت نیست، بلکه استفاده از آن به هر صورت و به هر قصدى حرام است هرچند انگشتر، حلقه، گردنبند و مانند آن باشد. ولى استفاده از آن توسط مردان براى جرّاحى استخوان و دندان‌سازى اشکال ندارد. ب: استفاده از انگشترى طلاى زرد توسط مردان در هر حال حرام است.

س ۴۴۷: ساخت و فروش جواهرات طلا که مخصوص مردان است و زنان از آنها استفاده نمى‏کنند، چه حکمى دارد؟

ج: ساخت جواهرات طلا اگر به منظور استفاده مردان باشد، حرام است و خرید و فروش آن به این قصد جایز نیست.

س ۴۴۸: در بعضى از میهمانیها دیده مى‏شود که شیرینى‏ها را در ظرفهاى نقره‏اى مى‏گذارند، آیا این ‏کار، خوردن غذا در ظرف نقره محسوب‏ مى‏شود، و حکم‏ آن‏ چیست؟

ج: اگر برداشتن غذا و مانند آن از ظرف نقره به قصد خوردن، استعمال ظرف نقره در خوردن و آشامیدن محسوب شود، حرام است.

س ۴۴۹: آیا گذاشتن روکش طلا روى دندان اشکال دارد؟ روکش پلاتین چطور؟

ج: گذاشتن روکش طلا یا پلاتین روى دندان اشکال ندارد، ولى پوشاندن دندان‏هاى جلو با طلاى زرد، اگر به قصد زینت باشد، خالى از اشکال نیست.

س ۴۵۰: در روستاى ما مؤذن همیشه اذان صبح را در ماه مبارک رمضان چند دقیقه قبل از وقت مى‏گوید تا مردم بتوانند تا وسط یا آخر اذان به خوردن و آشامیدن ادامه دهند، آیا این کار صحیح است؟

ج: اگر گفتن اذان، مردم را به اشتباه نیندازد و به عنوان اعلام طلوع فجر نباشد، اشکال ندارد.

س ۴۵۱: بعضى از افراد براى اعلان دخول وقت نماز، اقدام به گفتن اذان به‌صورت دسته جمعى در معابر عمومى مى‏کنند که الحمدللّه این کار اثر زیادى در جلوگیرى از فساد علنى در منطقه داشته و موجب روى آوردن مردم به‌خصوص جوانان به نماز اوّل وقت شده است. ولى فردى مى‏گوید این عمل در دین اسلام وارد نشده و بدعت است و گفته او باعث ایجاد شبهه در این زمینه شده است. نظر شریف حضرتعالى چیست؟

ج: اذان اعلامى در اوّل وقت نمازهاى واجب یومیه و تکرار آن با صداى بلند از طرف شنوندگان از مستحبات شرعى موکد است و اذان گفتن به‌صورت دسته‌جمعى در معابر عمومى، اگر موجب سدّ معبر و یا اذیّت دیگران نشود، اشکال ندارد.

س ۴۵۲: از آنجا که اذان گفتن با صداى بلند یک عمل عبادى سیاسى است که ثواب زیادى دارد، تعدادى از مؤمنین تصمیم گرفته‏اند که بدون بلندگو بالاى بام خانه‏هاى خود به‌خصوص براى نماز صبح، اذان بگویند. سؤال این است که در صورت اعتراض بعضى از همسایگان این عمل چه حکمى دارد؟

ج: اذان گفتن بر بالاى بام به نحو متعارف اشکال ندارد.

س ۴۵۳: پخش برنامه‏هاى خاص سحرهاى ماه مبارک رمضان از بلندگوى مسجد جهت شنیدن همگان، چه حکمى دارد؟

ج: در جاهایى که بیشتر مردم در شبهاى ماه مبارک رمضان براى قرائت قرآن و خواندن دعا و شرکت در مراسم دینى و امثال آن بیدار هستند، اشکال ندارد. ولى اگر سبب اذیت همسایگان مسجد شود، جایز نیست.

س ۴۵۴: آیا پخش آیات قرآنى قبل از اذان صبح و دعا بعد از آن با صداى بلند به وسیله بلندگوى مسجد و سایر مراکز به‌طورى که از چند کیلومتر دورتر قابل شنیدن باشد، جایز است؟ با توجه به این که این برنامه گاهى بیشتر از نیم ساعت طول مى‌کشد.

ج: پخش اذان به نحو متعارف براى اعلام داخل شدن وقت نماز صبح به وسیله بلندگو اشکال ندارد، ولى پخش آیات قرآنى و دعا و غیر آن از بلندگوى مسجد، اگر موجب اذیت همسایگان شود، توجیه شرعى ندارد و بلکه داراى اشکال است.

س ۴۵۵: آیا جایز است که مرد در نماز به اذان زن اکتفا کند؟

ج: اکتفا به اذان زن براى مرد محل اشکال است.

س ۴۵۶: نظر شریف جنابعالى درباره شهادت سوم اذان که دلالت بر پیشوا بودن و ولایت سید الاوصیاء على بن ابى‌طالب(صلوات الله علیه وعلیهم) مى‏کند، در اذان و اقامه نماز واجب چیست؟

ج: گفتن «أشهد أنّ علیاً ولی الله» به عنوان شعار تشیع خوب و مهم است و باید به قصد قربت مطلقه گفته شود، ولى جزو اذان و اقامه نیست.

س ۴۵۷: مدتى است از درد کمر رنج مى‏برم ولى گاهى اوقات درد آن شدیدتر است به حدّى که نمى‏توانم نمازهایم را ایستاده بخوانم، با توجه به این مسأله، اگر اوّل وقت بخواهم نماز بخوانم، باید نشسته بخوانم ولى اگر صبر کنم، شاید در آخر وقت بتوانم ایستاده نماز بخوانم، با این وضع وظیفه من چیست؟

ج: اگر احتمال مى‏دهید که در آخر وقت بتوانید نماز خود را ایستاده بخوانید، بنا بر احتیاط، باید تا آن هنگام صبر کنید، ولى اگر در اوّل وقت به خاطر عذرى نماز خود را نشسته خواندید و سپس تا آخر وقت عذر شما برطرف نشد نمازى که خوانده‏اید صحیح است و اعاده لازم نیست و اگر در اوّل وقت قادر بر نماز ایستاده نبودید و یقین داشتید که ناتوانى شما از نماز تا آخر وقت ادامه خواهد یافت، ولى قبل از آخر وقت عذر شما برطرف شد و توانستید ایستاده نماز بخوانید باید نماز را به‌طور ایستاده اعاده کنید.

س ۴۵۸: نمازى که قرائت آن بلند خوانده نشده باشد، چه حکمى دارد؟

ج: بر مردان واجب است که حمد و سوره را در نمازهاى صبح و مغرب و عشا بلند بخوانند. اگر سهواً یا جهلاً آهسته بخوانند نماز صحیح است، ولى اگر از روى عمد باشد، نماز باطل است.

س ۴۵۹: آیا اگر قصد خواندن قضاى نماز صبح را داشته باشیم باید آن را بلند بخوانیم یا آهسته؟

ج: واجب است که قرائت حمد و سوره در نمازهاى صبح و مغرب و عشا چه ادا باشد و چه قضاء در هر حالى بلند باشد، حتى اگر قضاى آنها در روز خوانده شود، و اگر عمداً بلند خوانده نشود، نماز باطل است.

س ۴۶۰: مى‏دانیم که یک رکعت از نماز متشکل از نیت، تکبیرهالاحرام، حمد، سوره، رکوع و سجده است، و از طرف دیگر در نماز ظهر و عصر و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت سوم و چهارم نماز عشا آهسته خواندن واجب است. ولى در نماز جماعتى که از رادیو و تلویزیون مستقیماً پخش مى‏کنند، مشاهده مى‏شود که امام جماعت ذکر رکوع و سجده رکعت سوم را بلند مى‏خواند. با توجه به اینکه آن رکوع و سجده دو جزء رکعتى هستند که آهسته خواندن در آن واجب است، این مسأله چه حکمى دارد؟

ج: وجوبِ بلند خواندن در نمازهاى مغرب و عشا و صبح و وجوبِ آهسته خواندن در نماز ظهر و عصر، مختص به قرائت حمد و سوره است. همانگونه که وجوب آهسته خواندن در غیر از دو رکعت اول نماز مغرب و عشا، فقط مخصوص قرائت حمد یا تسبیحات در رکعت سوم و چهارم است. ولى در ذکر رکوع و سجده و تشهد و سلام و دیگر ذکرهاى واجب در نمازهاى پنجگانه، مکلّف بین آهسته یا بلند خواندن مخیّر است.

س ۴۶۱: اگر شخص بخواهد علاوه بر هفده رکعت نماز واجب روزانه، هفده رکعت نماز قضاء احتیاطى هم بخواند، آیا قرائت دو رکعت اول و دوم نمازهاى صبح و مغرب و عشا را باید بلند بخواند یا آهسته؟

ج: در وجوب جهر و اخفات در نمازهاى واجب فرقى بین نماز ادا و قضا وجود ندارد، هرچند نماز قضا احتیاطى باشد.

س ۴۶۲: مى‏دانیم که کلمه «صلاه» به حرف «تاء» ختم مى‏شود ولى در اذان «حىّ على الصلاه» با «هاء» گفته مى‏شود، آیا این صحیح است؟

ج: ختم لفظ صلوه به هاء، هنگام وقف اشکال ندارد، بلکه متعیّن است.

س ۴۶۳: با توجه به نظر حضرت امام(قدّس‏سرّه) در تفسیر سوره مبارکه حمد مبنى بر راجح بودن لفظ «ملک» بر «مالک»، آیا هنگام قرائت این سوره مبارکه، احتیاط در قرائت به هر دو صورت در نمازهاى واجب و غیر واجب، صحیح است؟

ج: احتیاط در این مورد اشکال ندارد.

س ۴۶۴: آیا صحیح است که نمازگزار هنگام خواندن «غیر المغضوب علیهم» آن را بدون عطف فورى، با وقف بخواند و سپس «ولا الضالین» را قرائت نماید؟ آیا در تشهد وقف بر «محمد»(صلى الله علیه وآله) در جمله «اللهّم صلّ على محمد» و سپس قرائت عبارت «آل محمد» صحیح است؟

ج: وقف و فاصله تا مقدارى که به وحدت جمله ضرر نزند، اشکال ندارد.

س ۴۶۵: استفتاء زیر از حضرت امام(قدّس‏سرّه) شده است: با توجه به تعدد اقوال در تلفظ «الضاد» در علم تجوید، شما به کدام قول عمل مى‏کنید؟ امام(قدّس‏سرّه) در پاسخ نوشته‏اند: شناخت مخارج حروف بر اساس نظرات علماى تجوید، واجب نیست، بلکه باید تلفظ هر حرفى به‌صورتى باشد که نزد عُرف عرب صدق کند که آن حرف را ادا کرده است. سؤال ما این است که اولاً: عبارت «نزد عرف عرب صدق کند که آن حرف را ادا کرده است» به چه معنى است؟ ثانیاً: آیا قواعد علم تجوید هم همانند قواعد علم صرف و نحو از عرف و کلام عرب استخراج نشده است؟ در این صورت چگونه مى‏توان قائل به جدایى آن دو از ریشه خود شد؟ ثالثاً: اگر براى کسى از طریق معتبر یقین حاصل شود که حروف را هنگام قرائت از مخارج صحیح خود ادا نمى‏کند و یا به‌طور کلى حروف و کلمات را صحیح تلفظ نمى‏نماید و زمینه مناسبى براى یادگیرى از جمیع جهات دارد، مثل این که استعداد خوبى و یا فرصت مناسبى براى فراگیرى این علم دارد، آیا واجب است در حد استعداد سعى در آموختن قرائت صحیح نماید؟

ج: ملاک در صحّت‏ قرائت، موافقت آن با نحوه قرائت اهل لغتى است که قواعد تجوید از آنها گرفته شده است. بنا بر این اگر اختلاف نظرات علماى تجوید در کیفیت تلفظ یکى از حروف ناشى از اختلاف آنان در فهم نحوه تلفظ اهل لغت باشد، مرجع حل اختلاف، خود عرف اهل لغت است. ولى اگر اختلاف نظرات آنان ناشى از اختلاف خود آنان در کیفیت تلفظ باشد، مکلّف در انتخاب هر یک از آن اقوال مخیّر است. کسى که قرائت خود را صحیح نمى‏داند، باید در صورت تمکن براى یادگیرى قرائت صحیح اقدام نماید.

س ۴۶۶: کسى که از ابتدا و یا بر حسب عادت قصد خواندن سوره فاتحه و اخلاص را داشت و «بسم الله الرحمن الرحیم» را گفت ولى سهواً سوره را تعیین نکرد، آیا باید از اول، سوره معیّنى را قصد نماید و بعد «بسم الله الرحمن الرحیم» را قرائت کند؟

ج: اعاده «بسم الله الرحمن الرحیم» واجب نیست، بلکه مى‏تواند براى خواندن هر سوره‏اى به آن اکتفا کند.

س ۴۶۷: آیا ادا کامل الفاظ عربى در نماز واجب است؟ آیا اگر کلمات به‌صورت عربى صحیح و کامل تلفظ نشود، نماز محکوم به صحّت‏ است؟

ج: واجب است که همه ذکرهاى واجب نماز از قبیل قرائت حمد و سوره و غیر آنها به‌طور صحیح قرائت شود و اگر نمازگزار کیفیت صحیح تلفظ کلمات عربى را نمى‏داند، واجب است که یاد بگیرد و اگر قادر به یادگیرى نیست، معذور است.

س ۴۶۸: آیا بر قرائت قلبى در نماز یعنى گذراندن کلمات در قلب بدون تلفظ آنها، قرائت صدق مى‏کند یا خیر؟

ج: عنوان قرائت بر آن صدق نمى‏کند و در نماز واجب است که کلمات تلفظ شوند، به‌طورى که قرائت بر آن صدق کند.

س ۴۶۹: بنا بر نظر بعضى از مفسرین، تعدادى از سوره‏هاى قرآن کریم مثل سوره فیل، قریش، انشراح، وضحى یک سوره کامل محسوب نمى‏شوند. آنان مى‏گویند: کسى که یکى از آن دو سوره مثل سوره فیل را در نماز قرائت کند، حتماً باید بعد از آن، سوره قریش را هم بخواند و همچنین دو سوره انشراح وضحى باید با هم قرائت شوند. بنا بر این اگر کسى بر اثر جهل به مسأله، سوره فیل یا انشراح را به تنهایى در نماز بخواند، وظیفه او چیست؟

ج: اگر در یادگیرى مسأله کوتاهى نکرده باشد، نمازهاى گذشته او محکوم به صحّت‏ است.

س ۴۷۰: اگر شخصى هنگام نماز بر اثر غفلت در رکعت سوم یا چهارم نماز ظهر، حمد و سوره بخواند و بعد از نماز متوجه شود، آیا اعاده نماز بر او واجب است، و اگر متوجه نشود، آیا نماز وى صحیح است؟

ج: در فرض سؤال، نمازش صحیح است.

س ۴۷۱: آیا بانوان مى‏توانند، حمد و سوره نمازهاى صبح و مغرب و عشا را بلند بخوانند؟

ج: مى‏توانند بلند یا آهسته بخوانند ولى اگر نامحرم صدایشان را مى‏شنود، بهتر است آهسته بخوانند.

س ۴۷۲: طبق نظر امام خمینى(قدّس‏سرّه) ملاک آهسته خواندن قرائت در نماز ظهر و عصر، عدم جهر است و ما مى‏دانیم که به استثناى ده حرف، بقیه حروف با صدا هستند، بنا بر این اگر نماز ظهر و عصر را آهسته و بدون صدا بخوانیم، هجده حرف صدادار درست تلفظ نخواهند شد، خواهشمند است این مسأله را توضیح فرمایید.

ج: ملاک اخفات (آهسته خواندن) عدم وجود جوهر صدا نیست، بلکه ملاک آشکار نکردن آن است و در مقابل، ملاک جهر (بلند خواندن) آشکار کردن جوهر صدا است.

س ۴۷۳: افراد خارجى اعم از زن و مرد که مسلمان مى‏شوند و شناختى نسبت به کلمات عربى ندارند، چگونه مى‏توانند واجبات دینى خود اعم از نماز و غیره را انجام دهند؟ و اصولاً نیازى به فراگیرى عربى براى این کار وجود دارد؟

ج: یادگیرى تکبیره الاحرام، حمد، سوره، تشهد و سلام نماز و هر چیزى که عربى بودن در آن شرط است، واجب است.

س ۴۷۴: آیا دلیلى بر این که نافله نمازهایى که بلند خواندن قرائت در آنها واجب است، باید بلند خوانده شوند و نافله نمازهایى که آهسته خواندن آن واجب است، باید آهسته خوانده شوند، وجود دارد؟ اگر جواب مثبت باشد آیا اگر نافله‏هاى نمازهاى جهرى آهسته خوانده شوند و همچنین برعکس، مجزى است؟

ج: قرائت در نافله‏هاى نمازهاى جهرى مستحب است که بلند باشد و در نمازهاى اخفاتى مستحب است که آهسته باشد و اگر بر عکس هم انجام شود، مجزى است.

س ۴۷۵: آیا بعد از قرائت سوره حمد در نماز واجب است که یک سوره کامل خوانده شود یا تلاوت مقدارى از قرآن کریم هم کافى است؟ و در صورت اول آیا بعد از قرائت سوره، خواندن بعضى از آیات قرآنى جایز است؟

ج: در نمازهاى واجب یومیه، قرائت آیاتى از قرآن کریم به جاى سوره کامل، مجزى نیست. ولى قرائت بعضى از آیات به قصد قرآن بعد از قرائت یک سوره کامل، اشکال ندارد.

س ۴۷۶: اگر بر اثر سهل انگارى و یا لهجه‏اى که انسان به آن تکلم مى‏کند، اشتباهى در قرائت حمد و سوره و یا در اعراب و حرکات کلمات نماز رخ دهد مثلاً کلمه یولَد به جاى فتح لام، به کسر لام خوانده شود، نماز چه حکمى دارد؟

ج: اگر عامد یا جاهل مقصر (قادر بر یادگیرى) باشد، نماز باطل است، و الا نماز صحیح است. البته اگر نمازهاى گذشته را با اعتقاد به صحّت‏، به‌صورت مذکور خوانده باشد، در هر صورت قضاى آنها واجب نیست.

س ۴۷۷: شخصى است که حدود ۳۵ یا ۴۰ سال سن دارد و پدر و مادرش در دوران کودکى به او نماز یاد نداده‏اند و سواد هم ندارد، اما سعى کرده است که نماز را به‌صورت صحیح یاد بگیرد، ولى قادر بر اداى صحیح کلمات و ذکرهاى نماز نیست و بعضى از کلمات را اصلاً نمى‏تواند تلفظ کند، آیا نماز او صحیح است؟

ج: اگر آنچه را که قادر بر تلفظ آن است، انجام دهد، نمازش محکوم به صحّت‏ است.

س ۴۷۸: من کلمات نماز را همانگونه که از پدر و مادرم آموخته‏ام و در دبیرستان آموزش داده‏اند، تلفظ مى‏کردم. بعداً متوجه شدم که کلمات را اشتباه ادا مى‏کرده‏ام. آیا طبق فتواى امام(قدّس‏سرّه) اعاده نماز بر من واجب است یا آنکه همه نمازهایى را که به آن صورت خوانده‏ام، صحیح هستند؟

ج: در فرض سؤال، تمامى نمازهاى گذشته محکوم به صحّت‏ است و اعاده و قضاء ندارد.

س ۴۷۹: کسى که بر اثر ابتلا به بیمارى لالى قادر بر تکلم نیست، ولى حواس سالمى دارد، اگر نمازش را با اشاره بخواند، آیا صحیح است؟

ج: نماز او در فرض مزبور صحیح و مجزى است.

س ۴۸۰: آیا قرائت عمدى ذکرهاى رکوع و سجده به جاى یکدیگر اشکال دارد؟

ج: اگر آنها را به قصد مطلق ذکر خداوند عزوجل بگوید، اشکال ندارد و رکوع و سجده و نماز همگى صحیح هستند.

س ۴۸۱: اگر شخصى سهواً در سجده ذکر رکوع را بگوید و یا بر عکس، در رکوع ذکر سجده را بگوید و در همان حال متوجه اشتباه خود شده و آن را اصلاح نماید، آیا نماز او باطل است؟

ج: اشکال ندارد و نمازش صحیح است.

س ۴۸۲: اگر نماز گزار در هنگام نماز و یا بعد از فراغت از آن متوجه شود که ذکر رکوع یا سجده را اشتباه گفته است، چه حکمى دارد؟

ج: اگر بعد از رکوع و سجود متوجه شود، چیزى بر او واجب نیست.

س ۴۸۳: آیا یک بار گفتن تسبیحات اربعه در رکعت سوم و چهارم نماز کافى است؟

ج: کافى است، هرچند احتیاط این است که سه مرتبه گفته شود.

س ۴۸۴: تعداد تسبیحات اربعه در نماز سه مرتبه است، ولى فردى سهواً چهار بار گفته است، آیا نماز او در پیشگاه خداوند مقبول است؟

ج: اشکال ندارد.

س ۴۸۵: کسى که نمى‏داند تسبیحات اربعه را در رکعت سوم و چهارم نماز سه مرتبه گفته یا بیشتر و یا کمتر، چه حکمى دارد؟

ج: یک مرتبه نیز کفایت مى‏کند و چیزى بر او واجب نیست، و تا به رکوع نرفته مى‏تواند بنا را بر اقل گذاشته و تسبیحات را تکرار نماید تا یقین کند که آن را سه مرتبه گفته است.

س ۴۸۶: آیا قرائت «بحول الله و قوته اقوم واقعد» هنگام نماز در حال حرکت جایز است و آیا گفتن آن در حال قیام صحیح است؟

ج: اشکال ندارد و اصولاً این ذکر در حالت قیام براى رکعت بعدى گفته مى‏شود.

س ۴۸۷: مراد از ذکر چیست؟ آیا شامل صلوات بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) و خاندان آن حضرت مى‏شود؟

ج: هر عبارتى که متضمّن ذکر خداوند عزوجل باشد، ذکر محسوب مى‏شود و صلوات بر محمد و آل محمد(علیهم افضل صلوات الله) از بهترین ذکرهاست.

س ۴۸۸: هنگامى که در نماز وتر که یک رکعت است دستها را براى قنوت بلند کرده و حاجات خود را از خداوند عزّوجلّ طلب مى‏کنیم، آیا طلب حاجات به زبان فارسى اشکال دارد؟

ج: دعا در قنوت به زبان فارسى اشکال ندارد، بلکه هر دعایى را در قنوت مى‏توان به هر زبانى خواند.

س ۴۸۹: سجده و تیمم بر سیمان و موزائیک چه حکمى دارد؟

ج: سجده و تیمم بر آن دو اشکال ندارد. اگرچه احوط ترک تیمم بر سیمان و موزائیک است.

س ۴۹۰: آیا گذاشتن دستها هنگام نماز بر موزائیکى که داراى سوراخهاى ریزى است، اشکال دارد؟

ج: اشکال ندارد.

س ۴۹۱: آیا سجده بر مهر که سیاه و چرک شده، به‌طورى که لایه‏اى از چرک روى آن را پوشانده و مانع چسبیدن پیشانى روى مهر است، اشکال دارد؟

ج: اگر چرک روى مهر به مقدارى باشد که حائل بین پیشانى و مهر شود، سجده و نماز باطل است.

س ۴۹۲: آیا بر زنى که هنگام سجده بر مهر، پیشانى وى به‌خصوص جاى سجده با حجاب پوشیده شده است، اعاده نمازهایش واجب است؟

ج: اگر هنگام سجده متوجه وجود حائل نبوده، اعاده بر او واجب نیست.

س ۴۹۳: زنى هنگام سجده، سر خود را روى مهر گذاشته، متوجه مى‏شود که پیشانى وى به‌طور کامل با مهر تماس ندارد، زیرا چادر یا روسرى وى مانع از تماس کامل پیشانى با مهر است، لذا سرش را از روى آن بلند کرده و بعد از رفع مانع دوباره روى مهر گذاشته است، نماز او چه حکمى دارد؟ اگر عمل وى سجده مستقلى محسوب شود، نمازهایى که خوانده است، چه حکمى دارد؟

ج: واجب است بدون این که سر خود را از زمین بلند کند، پیشانى‌اش را حرکت دهد تا روى مهر قرار بگیرد. اگر بلند کردن پیشانى از زمین براى سجده روى مهر بر اثر جهل یا فراموشى بوده و این عمل را فقط در یکى از دو سجده یک رکعت انجام مى‏داده، نمازش صحیح است و اعاده واجب نیست. ولى اگر این کار با علم و عمد بوده و یا در هر دو سجده یک رکعت آن را انجام داده، نمازش باطل و اعاده آن واجب است.

س ۴۹۴: در سجده باید هفت عضو از بدن روى زمین باشد، ولى ما به خاطر وضیعت خاص جسمى که داریم، قادر به انجام این کار نیستیم، زیرا از معلولین جنگى که از صندلى چرخدار استفاده مى‏کنند، هستیم و براى نماز یا مهر را به طرف پیشانى بلند مى‏کنیم و یا آن را روى دسته صندلى چرخدار گذاشته و بر آن سجده مى‏کنیم، آیا این کار صحیح است یا خیر؟

ج: اگر قادر به گذاشتن مهر روى دسته صندلى چرخدار یا چیز دیگر مانند بالشت یا چهار پایه و سجده بر آن هستید، باید سجده را بدین نحو انجام دهید و نماز شما صحیح است. در غیر این صورت به هر نحو که مى‏توانید هرچند با ایماء و اشاره، سجده ‏و رکوع ‏را انجام دهید و نماز شما صحیح است. انشاء الله موفق باشید.

س ۴۹۵: سجده بر سنگفرش مرمر مشاهد مشرفه چه حکمى دارد؟

ج: سجده بر سنگ مرمر اشکال ندارد.

س ۴۹۶: آیا جایز است هنگام سجده علاوه بر انگشت بزرگ پا، بعضى از انگشتان دیگر آن را هم بر زمین بگذاریم؟

ج: اشکال ندارد.

س ۴۹۷: امروزه مهرى براى نماز ساخته شده که با شمارش رکعت‏ها و سجده‏هاى نمازگزار باعث مى‏شود تا حدى شک او برطرف گردد. با توجه به این که هنگام گذاشتن پیشانى روى آن، مهر به خاطر دستگاه فلزى که زیر آن نصب شده است، به سمت پائین حرکت مى‏کند، آیا با این توصیف سجده بر آن صحیح است؟ امیدواریم نظر شریف خود را بیان فرمایید.

ج: اگر محل گذاشتن پیشانى از چیزهایى باشد که سجده بر آن صحیح است و پس از گذاشتن پیشانى ثابت و بى‌حرکت بماند، سجده بر روى آن اشکال ندارد.

س ۴۹۸: هنگام نشستن بعد از سجده کدام پا روى دیگرى گذاشته مى‏شود؟

ج: مستحب است که بر ران چپ بنشیند و روى پاى راست را بر کف پاى چپ بگذارد.

س ۴۹۹: در سجده و رکوع بعد از قرائت ذکر واجب، گفتن چه ذکرى افضل است؟

ج: تکرار همان ذکر واجب و بهتر است که به عدد فرد ختم شود، و در سجده علاوه بر آنچه گفته شد، صلوات و دعا براى حاجت‏هاى دنیا و آخرت مستحب‏ است.

س ۵۰۰: شنیدن آیاتى که سجده در اثر شنیدن آنها واجب مى‏شود از نوارهاى قرآن که از ضبط صوت یا صدا و سیما پخش مى‏شود چه حکمى دارد؟

ج: در فرض مرقوم، سجده واجب است.

س ۵۰۱: آیا نماز با ذکر شهادت به ولایت امیرالمومنین على(علیه‌السلام) در تشهد، باطل مى‏شود؟

ج: نماز و از جمله تشهد را همان طور که مراجع عظام شیعه(کثّرالله‌امثالهم) در رساله‏هاى عملیّه بیان نموده‏اند بخوانید و چیزى بر آن اضافه نکنید هرچند که کلام حق و صحیحى باشد.

س ۵۰۲: شخصى در عبادات خود مبتلا به ریا است و در حال حاضر با نفس خود مبارزه مى‏کند، آیا این عمل وى نیز ریا محسوب مى‏شود؟ چگونه مى‏توان از ریا دورى کرد؟

ج: هر عملى که براى خدا انجام گیرد از جمله مبارزه با ریا، ریا محسوب نمى‏شود و براى رهایى از ریا باید در عظمت خداوند متعال و ضعف و احتیاج دیگران به خداوند تفکر نماید و همچنین در بندگى خود و دیگر مردم براى خداوند تبارک و تعالى اندیشه کند.

س ۵۰۳: هنگام شرکت در نماز جماعت برادران اهل سنت، بعد از قرائت سوره حمد توسط امام جماعت، کلمه «آمین» با صداى بلند و به‌صورت دسته جمعى گفته مى‏شود، این کار چه حکمى دارد؟

ج: اگر مقتضاى تقیه، گفتن آمین باشد، اشکال ندارد و در غیر این صورت جایز نیست.

س ۵۰۴: گاهى هنگام خواندن نماز واجب متوجه کودکى مى‏شویم که در حال انجام کار خطرناکى است، آیا جایز است بعضى از کلمات سوره حمد یا سوره دیگر یا بعضى از ذکرها را بلند بخوانیم تا کودک یا کسانى که در خانه هستند، متوجه شوند و خطر رفع گردد؟ اگر هنگام قیام نماز دست یا ابرو را براى فهماندن چیزى به کسى و یا در جواب سؤال او تکان دهیم، آن نماز چه حکمى دارد؟

ج: اگر بلند کردن صدا هنگام قرائت آیات یا ذکرهاى نماز براى آگاه کردن دیگران، موجب خروج از هیأت نماز نشود، اشکال ندارد. مشروط به این که قرائت و ذکر به نیت قرائت و ذکر باشد، و حرکت دادن دست یا چشم و ابرو اگر مختصر و به نحوى باشد که با استقرار و آرامش و یا هیأت نماز منافات نداشته باشد، موجب بطلان نماز نمى‏گردد.

س ۵۰۵: آیا اگر کسى هنگام نماز به خاطر یادآورىِ حرف خنده‏دار یا پیدایش حالت خنده‏آورى بخندد، نمازش باطل مى‏شود یا خیر؟

ج: اگر خنده با صدا (یعنى قهقهه) وعمدى باشد، نماز باطل است.

س ۵۰۶: آیا مالیدن دستها به‌صورت بعد از قنوت در حال نماز، موجب بطلان آن مى‏گردد، و در صورتى که نماز را باطل کند، آیا معصیت و گناه محسوب مى‏ شود؟

ج: کراهت دارد ولى نماز را باطل نمى‏کند.

س ۵۰۷: آیا بستن چشمها در نماز به این دلیل که باز بودن آنها فکر انسان را از نماز باز مى‏دارد، جایز است؟

ج: بستن چشم‏ها در نماز مانع شرعى ندارد، گر چه مکروه مى‏باشد.

س ۵۰۸: من گاهى در هنگام نماز به یاد حالت‏هاى ایمانى و معنوى که در دوران جنگ با نظام کافر بعثى داشتم مى‏افتم که باعث افزایش حالت خشوع من مى‏شود، آیا این کار نماز را باطل مى‏کند؟

ج: به صحّت‏ نماز ضرر نمى‏زند.

س ۵۰۹: آیا ادامه قهر و دشمنى بین دو نفر، تا مدت سه روز موجب بطلان نماز و روزه آنها مى‏گردد؟

ج: وقوع دشمنى و قهر بین دو نفر، نماز و روزه را باطل نمى‏کند، گرچه این عمل شرعاً مذموم است.

س ۵۱۰: نظر جنابعالى درباره ردّ تحیتى که به صیغه سلام نباشد، چیست؟

ج: اگر در حال نماز باشد، جواب دادن جایز نیست، ولى اگر در حال نماز نباشد، اگر کلامى است که عرف آن را تحیت محسوب مى‏کند، احتیاط، جواب گفتن آن است.

س ۵۱۱: آیا جواب سلام کودکان اعم از دختر و پسر واجب است؟

ج: جواب سلام کودکانِ ممیز، اعم از پسر و دختر، مانند جواب سلام زنان و مردان واجب است.

س ۵۱۲: اگر کسى سلام را بشنود، ولى به دلیل غفلت یا هر سبب دیگر جواب سلام را ندهد، به‌طورى که زمان کمى فاصله شود، آیا بعد از آن گفتن جواب سلام واجب است؟

ج: اگر تأخیر به مقدارى باشد که جواب سلام و ردّ تحیت بر آن صدق نکند، واجب نیست.

س ۵۱۳: اگر شخصى به گروهى سلام کند و بگوید: «السلام علیکم جمیعاً»، و یکى از آنان مشغول نماز باشد، آیا بر او هم جواب سلام واجب است، حتى اگر دیگران جواب سلام را داده باشند؟

ج: اگر کس دیگرى جواب آن را بدهد، نماز گزار اقدام به جواب گفتن نکند.

س ۵۱۴: اگر شخصى در یک زمان چند بار سلام کند و یا چند نفر سلام دهند، آیا یکبار جواب دادن از همه آنها کفایت مى‏کند؟

ج: در صورت اول یک جواب کافى است، و در حالت دوم یک جواب به صیغه‏اى که شامل همه آنها گردد و به قصد جواب سلام آنان باشد، کفایت مى‏کند.

س ۵۱۵: شخصى هنگام سلام دادن به جاى «سلام علیکم» از لفظ «سلام» استفاده مى‏کند، آیا جواب سلام او واجب است؟

ج: اگر عرفاً بر آن تحیت و سلام صدق نماید، جواب دادن واجب است.

س ۵۱۶: کسى که در رکعت سوم نماز شک کند که قنوت را بجا آورده یا خیر، چه حکمى دارد، آیا نمازش را تمام کند و یا از هنگام شک آن را قطع نماید؟

ج: به شک مذکور اعتنا نمى‏شود و نماز صحیح است، و در این مورد چیزى بر مکلّف واجب نیست.

س ۵۱۷: آیا در نماز نافله به شک در غیر از رکعت‏هاى آن مثل شک در این که یک سجده انجام داده یا دو سجده، اعتنا مى‏شود؟

ج: شک در اقوال و افعال نماز نافله همان حکم شک در اقوال و افعال نماز فریضه را دارد، یعنى اگر از محل آن تجاوز نکرده است، به آن اعتنا مى‏شود و اگر از محل انجام آن تجاوز کرده است، به آن اعتنا نمى‏شود.

س ۵۱۸: با توجه به این که کثیر الشک نباید به شک خود اعتنا کند، اگر براى او در نماز شکى پیش آمد، وظیفه‏اش چیست؟

ج: باید بنا بر انجام کارى بگذارد که در آن شک کرده است، مگر آنکه انجام آن موجب بطلان نماز شود که در این صورت بنا بر عدم انجام آن مى‏گذارد، بدون این که در این مورد فرقى بین رکعتها و افعال و اقوال نماز باشد.

س ۵۱۹: اگر شخصى بعد از چند سال متوجه بطلان عبادت‌هایش شود و یا در آن شک کند، وظیفه‏اش چیست؟

ج: به شک بعد از عمل اعتنا نمى‏شود، و در صورت علم به بطلان، واجب است عبادت‏هاى قابل تدارک را قضاء نماید.

س ۵۲۰: اگر شخصى سهواً بعضى از اجزاء نماز را به جاى بعضى دیگر انجام دهد و یا در هنگام نماز نگاهش به جایى بیفتد یا سهواً حرف بزند، آیا نماز او باطل است؟ وظیفه او چیست؟

ج: عمل سهوى در نماز موجب بطلان آن نمى‏شود، لیکن در بعضى از موارد باعث وجوب سجده سهو مى‏گردد، مگر آنکه رکنى از نماز را کم یا زیاد کند که موجب بطلان نماز مى‏شود.

س ۵۲۱: اگر فردى یک رکعت از نماز را فراموش کند و در رکعت آخر یادش بیاید، مثلاً فکر مى‏کرد که رکعت اول نمازش رکعت دوم است، لذا رکعت سوم و چهارم را هم بجا آورد، و در رکعت آخر متوجه شد که در رکعت سوم است، وظیفه او چیست؟

ج: واجب است هر رکعتى را که بجا نیاورده، قبل از سلام نماز بجا آورد و سپس سلام دهد و در این صورت که تشهد واجب نماز را در محل خود انجام نداده، باید بنا بر احتیاط قضاى آن را انجام داده و دو سجده سهو براى آن بجا آورد.

س ۵۲۲: براى مکلّف دانستن تعداد رکعتهاى نماز احتیاط، که یک رکعت است یا دو رکعت، چگونه ممکن ‏است؟

ج: تعداد رکعتهاى نماز احتیاط به مقدار کمبود احتمالى در نماز است. بنا بر این در شک بین دو و چهار، دو رکعت نماز احتیاط، واجب است؛ و در شک بین سه و چهار، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده یا دو رکعت نشسته، واجب است.

س ۵۲۳: اگر کلمه‏اى از ذکرهاى نماز یا آیات قرآنى یا دعاهاى قنوت، سهواً غلط خوانده شود، آیا سجده سهو واجب مى‏شود؟

ج: واجب نیست.

س ۵۲۴: من تا سن هفده سالگى با مسأله احتلام و غسل و مانند آن آشنا نبودم و از کسى هم درباره آنها چیزى نشنیده بودم و خودم هم معناى جنابت و وجوب غسل را نمى‏فهمیدم، لذا نماز و روزه‏ام تا این سن اشکال دارد، امیدوارم وظیفه مرا بیان فرمایید.

ج: همه نمازهایى را که در حال جنابت خوانده‏اید، باید قضا کنید، ولى روزه‏اى را که در حال جنابت بدون علم به اصل جنابت گرفته‏اید، صحیح و مجزى است و قضا ندارد.

س ۵۲۵: متأسفانه من در گذشته بر اثر نادانى و ضعف اراده مبتلا به عمل شنیع استمناء بودم، لذا گاهى نماز نمى‏خواندم که مدت دقیق آن را به یاد ندارم. نماز نخواندن من به‌صورت مستمر نبوده، بلکه مربوط به زمانى است که جنب بودم و غسل نکرده‏ام که گمان مى‏کنم حدود شش ماه باشد. تصمیم گرفته‏ام نمازهایم در این مدت را قضا کنم، آیا قضاى آنها واجب است یا خیر؟

ج: هر مقدار از نمازهاى روزانه‏اى را که مى‏دانید انجام نداده‏اید و یا در حال جنابت خوانده‏اید، قضاى آن بر شما واجب است.

س ۵۲۶: شخصى که نمى‏داند نماز قضا برذمّه‏اش هست یا خیر، اگر نماز مستحبى یا نافله بخواند، بر فرض که نماز قضا داشته باشد، آیا به عنوان نماز قضاى او محسوب مى‏شود؟

ج: نوافل و نمازهاى مستحب به جاى نماز قضا محسوب نمى‏شوند، و اگر نماز قضا بر عهده او باشد، واجب است که آن را به نیت نماز قضا بخواند.

س ۵۲۷: من حدود شش ماه است که به سن تکلیف رسیده‏ام. چند هفته قبل از رسیدن به آن سن فکر مى‏کردم تنها علامت بلوغ، تمام کردن پانزده سال هجرى قمرى است. ولى اکنون کتابى راجع به علامتهاى بلوغ پسران خواندم که در آن علامتهاى دیگرى براى بلوغ ذکر شده که در من وجود دارند، ولى زمان پیدایش آنها را نمى‏دانم. آیا در حال حاضر قضاى نماز و روزه بر عهده من هست یا خیر؟ با توجه به این که من گاهى نماز مى‏خواندم و ماه رمضان سال گذشته را به‌طور کامل روزه گرفته‏ام، وظیفه من در این‏باره چیست؟

ج: قضاى همه نمازها و روزه‏هایى که یقین به فوت آنها پس از رسیدن به سنّ بلوغ و تکلیف شرعى دارید، واجب است.

س ۵۲۸: اگر شخصى در ماه مبارک رمضان سه بار غسل جنابت کند، مثلاً در روزهاى بیستم، بیست و پنجم و بیست و هفتم غسل نماید، و بعد یقین کند که یکى از آن غسلها باطل بوده است، نماز و روزه او چه حکمى دارد؟

ج: روزه‏اش صحیح است، ولى بنا بر احتیاط، قضاى نمازها به‌طورى که یقین به فراغت ذمّه پیدا کند، واجب است.

س ۵۲۹: شخصى بر اثر جهل به حکم شرعى، مدتى ترتیب را در غسل رعایت نکرده است، نماز و روزه او چه حکمى دارد؟

ج: اگر غسل را به نحوى انجام داده که شرعاً باطل است، قضاى نمازهایى که در این حالت با حدث اکبر خوانده، واجب است. ولى روزه‏اش، اگر در آن هنگام اعتقاد به صحّت‏ غسل خود داشته، محکوم به صحّت‏ است.

س ۵۳۰: کسى که قصد دارد نماز قضاى یک سال را بخواند، چگونه باید آن را انجام دهد؟

ج: مى‏تواند با یکى از نمازها شروع کند و به ترتیبى که نمازهاى پنجگانه یومیه را مى‏خواند، آن را ادامه دهد.

س ۵۳۱: شخصى مدت زیادى نماز قضا بر عهده دارد، آیا مى‏تواند آنها را به ترتیب زیر بجا آورد؟ ۱ـ مثلاً بیست بار نماز صبح بخواند. ۲ـ هر یک از نماز ظهر و عصر را بیست بار بخواند. ۳ـ هر یک از نماز مغرب و عشا را بیست بار بخواند و تا یک سال به همین صورت ادامه دهد.

ج: قضاى نمازها به ترتیب مذکور اشکال ندارد.

س ۵۳۲: شخصى از ناحیه سر مجروح شده و قسمتى از مغز وى آسیب دیده که بر اثر آن دست و پاى چپ و زبانش فلج گشته است. همچنین نماز را فراموش کرده و قادر به یادگیرى آن نیست، ولى مى‏تواند اجزاى نماز را با خواندن از کتاب و یا شنیدن از نوار، تشخیص دهد. در حال حاضر وى در رابطه با نماز دو مشکل دارد، یکى این که قدرت تطهیر محل بول و وضو گرفتن را ندارد، دوم این که در قرائت نماز مشکل دارد. تکلیف او چیست؟ همچنین نسبت به نمازهایى که تقریباً به مدت شش ماه از او فوت شده است، چه حکمى دارد؟

ج: اگر بتواند هرچند با کمک دیگران، وضو بگیرد، یا تیمم نماید، واجب است که نماز را به هر نحوى که مى‏تواند بخواند، اگرچه با شنیدن از نوار یا خواندن از روى نوشته و مانند آن باشد. و در مورد طهارت بدن، اگر قدرت بر تطهیر آن هرچند به کمک دیگران ندارد، با همان بدن نجس نماز بخواند، و نمازش صحیح است. قضاى نمازهاى گذشته‏اى هم که از وى فوت شده، واجب است، مگر نمازهایى که بر اثر بیهوشى که در تمام وقت نماز ادامه داشته، از او فوت شده باشد.

س ۵۳۳: در دوران جوانى نمازهاى ظهر و عصر من بیشتر از نمازهاى مغرب و عشا و صبح قضا شده‏اند که پشت سر هم بودن و تعداد و ترتیب آنها را نمى‏ دانم. آیا در این مورد باید نماز دوره‏اى خوانده شود؟ و نماز دوره‏اى چیست؟ امیدواریم توضیح فرمایید.

ج: در نماز قضا مراعات ترتیب ـ غیر از ظهر و عصر و مغرب و عشاء از یک روز ـ واجب نیست و خواندن مقدارى که یقین به قضا شدن آن دارید کافى است و دوره کردن به معناى تکرار نماز براى احراز ترتیب بر شما واجب نیست.

س ۵۳۴: گاهى پس از ازدواج مایعى از من خارج مى‏شد که اعتقاد به نجس بودن آن داشتم. لذا به نیت غسل جنابت غسل کرده و نمازم را بدون وضو مى‏خواندم. در رساله‏هاى عملیه این مایع، مذى نامیده شده است. اکنون نمى‏دانم نمازهایى را که بدون وضو و بى‏آنکه جنب باشم با غسل جنابت خوانده‏ام، چه حکمى دارد؟

ج: قضاى همه نمازهایى که بعد از خروج آن مایع، بدون وضو و با غسل جنابت خوانده‏اید، واجب است.

س ۵۳۵: کافرى پس از مدتى اسلام آورده است، آیا قضاى نماز و روزه‏هائیکه انجام نداده، واجب است؟

ج: واجب نیست.

س ۵۳۶: بعضى از افراد بر اثر تبلیغات گمراه کننده کمونیستها چندین سال نماز و واجبات خود را ترک کرده‏اند، ولى بعد از پیام تاریخى امام راحل به سران شوروى سابق پى به اشتباه خود بردند و به سوى خداوند توبه نموده‏اند، آنها در حال حاضر قادر به قضاى همه آن نمازها و روزه‏ها نیستند، وظیفه آنها چیست؟

ج: بر آنان واجب است که نمازها و روزه‏هاى فوت شده را به هر مقدار که قدرت دارند، قضا و هر مقدارى که قادر نیستند وصیت نمایند.

س ۵۳۷: شخصى فوت کرده و قضاى روزه ماه مبارک رمضان و نماز بر عهده اوست و فرزند ذکورى هم ندارد. مقدارى مال به جا گذاشته که براى قضاى یکى از نماز و روزه کفایت مى‏کند. در این صورت قضاى نماز مقدم است یا روزه؟

ج: ترجیحى بین نماز و روزه نیست و بر ورثه واجب نیست که ما ترک وى را صرف قضاى نماز و روزه او نمایند، مگر آنکه در این‌باره وصیت کرده باشد، که در این صورت باید به وصیت او در اجیر گرفتن از ثلث ترکه براى قضاى نماز و روزه‏اش به هر مقدار که کفایت مى‏کند، عمل کنند.

س ۵۳۸: من در اکثر اوقات نماز خود را خوانده و در صورت فوت شدن نماز، آن را قضا کرده‏ام، این نمازهاى فوت شده هم مواردى بوده که یا من خواب مانده‏ام و یا بدن و لباسم نجس بوده و در تطهیر آنها کوتاهى کرده‏ام. مقدار نمازهاى قضا شده یومیه، آیات و قصر را که بر عهده من است، چگونه محاسبه نمایم؟

ج: قضاى نمازهایى که یقین به فوت شدن آنها دارید، کافى است، و از این مقدار هر کدام را که یقین دارید نماز قصر یا آیات بوده، باید بر وفق یقین خود آنها را بجا آورید، و بقیه را به عنوان قضاى نمازهاى یومیه بخوانید و چیزى بیشتر از این مقدار بر شما واجب نیست.

س ۵۳۹: پدرم سکته مغزى نموده و مدت دو سال مریض بود و بر اثر سکته قادر به تشخیص خوب و بد نبود، یعنى قدرت تفکر و تعقل از او سلب شده بود. در این دو سال نماز و روزه خود را انجام نداده است. آیا قضاى نماز و روزه او بر من که پسر بزرگ خانواده هستم، واجب است؟ البته مى‏دانم که اگر وى بیماریهاى مذکور را نداشت، قضاى نماز و روزه‏هاى او بر من واجب بود. امیدوارم مرا در این مسأله راهنمایى فرمایید.

ج: اگر ضعف عقلى وى به حدى که عنوان جنون بر آن صدق کند، نرسیده و در تمام اوقات نماز در حال اغماء نبوده است، قضاى نمازها و روزه‏هاى فوت شده او بر شما واجب است، و گرنه چیزى از بابت آن بر شما نیست.

س ۵۴۰: اگر شخصى فوت کند، چه کسى باید کفّاره روزه او را بپردازد؟ آیا بر پسران و دختران وى دادن کفّاره واجب است یا شخص دیگرى هم مى‏تواند آن را بدهد؟

ج: کفّاره روزه که بر پدر واجب است، اگر به نحو تخییرى بوده است، یعنى وى هم توانایى روزه گرفتن را داشته و هم اطعام را، در این صورت اگر بتوان آن را از تَرَکه خارج کرد، از آن برداشت مى‏شود و در غیر این صورت بنا بر احتیاط بر پسر بزرگتر واجب است که روزه را بگیرد.

س ۵۴۱: مرد بزرگسالى به دلایل مشخصى از خانواده‏اش جدا شده و برقرارى ارتباط با آنها براى او مقدور نیست. وى فرزند بزرگ خانواده هم هست و پدرش در این مدت فوت کرده است و نمى‏داند چه مقدار نماز قضا و غیر آن بر عهده پدرش است و مال کافى هم براى اجیر گرفتن در اختیار ندارد و خودش هم به علت سن زیاد نمى‏تواند آنها را بجا آورد، وظیفه وى چیست؟

ج: قضاى نمازهاى پدر واجب نیست، مگر آن مقدارى که پسر بزرگتر یقین به فوت آن دارد و بر پسر بزرگتر واجب است که نمازهاى پدرش را به هر صورتى که امکان دارد، قضا نماید و اگر از انجام آن حتى از اجیر گرفتن براى انجام آن هم عاجز باشد، معذور است.

س ۵۴۲: اگر فرزند بزرگ میّت دختر و فرزند دوم او پسر باشد، آیا قضاى نمازها و روزه‏هاى پدر و مادر بر این پسر واجب است؟

ج: ملاک واجب بودن قضاى نماز و روزه پدر و مادر این است که فرزند مذّکر از دیگر اولاد ذکور میّت ـ اگر میّت اولاد ذکور داشته باشد ـ بزرگتر باشد، و در فرض سؤال قضاى نماز و روزه پدر بر پسر که فرزند دوم پدر است، واجب است و قضاى نماز و روزه‏اى که از مادر فوت شده، نیز واجب است.

س ۵۴۳: اگر پسر بزرگ چه بالغ باشد یا غیر بالغ، قبل از پدر فوت کند. آیا قضاى نمازهاى پدر از فرزندان دیگر ساقط مى‏شود؟

ج: تکلیف قضاى نماز و روزه پدر بر پسر بزرگى واجب است که هنگام وفات پدر زنده باشد، هرچند فرزند اول یا پسر اول پدر نباشد.

س ۵۴۴: من پسر بزرگ خانواده هستم. آیا واجب است براى خواندن نمازهاى قضاى پدرم، تا زنده است از او تحقیق کنم یا این که بر او واجب است مرا از مقدار آن آگاه نماید؟ در صورتى که مرا مطلع نکند، تکلیف من چیست؟

ج: تفحص و سؤال بر شما واجب نیست، ولى بر پدر واجب است تا فرصت دارد خودش بخواند و اگر نتوانست وصیت نماید. به هرحال پسر بزرگ مکلّف است که بعد از فوت پدرش، آن مقدار از نماز و روزه‏هایى را که یقین دارد از پدرش فوت شده است، قضا نماید.

س ۵۴۵: اگر شخصى فوت کند و همه دارایى او خانه‏اى باشد که فرزندانش در آن سکونت دارند، و نماز و روزه بر ذمّه او باشد و پسر بزرگ او هم به علت کارهاى روزانه قادر به قضاى آن نباشد، آیا واجب است که این خانه را بفروشند و نماز و روزه او را قضا نمایند؟

ج: در فرض مرقوم، فروش خانه واجب نیست، ولى قضاى نماز و روزه‏اى که به عهده پدر است، در هر حالى بر پسر بزرگتر واجب است، مگر در صورتى که میّت وصیت به اجیر گرفتن از ثلث ترکه‏اش کرده باشد و ثلث ترکه هم براى انجام همه نماز و روزه‏هاى او کفایت کند که در این صورت ثلث ترکه باید براى آن مصرف شود.

س ۵۴۶: آیا اگر پسر بزرگ که قضاى نماز پدر بر عهده اوست، فوت نماید، انجام آنها بر ذمّه وارث پسر بزرگ است یا این که به پسر بعدىِ پدر (برادرِ پسر بزرگ) منتقل مى‏شود؟

ج: قضاى نماز و روزه پدر که بر پسر بزرگ واجب است، با فوت وى پس از فوت پدرش، بر پسر و یا برادر او واجب نمى‏شود.

س ۵۴۷: اگر پدرى اصلاً نماز نخوانده باشد، آیا همه نمازهاى او قضا دارد و انجام آنها بر پسر بزرگ او واجب است؟

ج: بنا بر احتیاط در این صورت هم قضاى آنها واجب است.

س ۵۴۸: پدرى که همه اعمال عبادى خود را عمداً انجام نداده است، آیا بر پسر بزرگ قضاى همه نمازها و روزه‏هایى را که پدرش انجام نداده و به پنجاه سال مى‏رسد، واجب است؟

ج: اگر ترک نماز و روزه بر اثر طغیان باشد، قضاى آنها بر پسر بزرگ واجب نیست. ولى در این صورت هم احتیاط در قضاى آنها ترک نشود.

س ۵۴۹: اگر قضاى نماز و روزه بر عهده پسر بزرگ باشد و قضاى نماز و روزه پدر هم برآن اضافه گردد، کدام یک مقدّم است؟

ج: در این صورت مخیّر است و شروع به انجام هر کدام کند، صحیح است.

س ۵۵۰: پدرم مقدارى نماز قضا دارد، ولى قدرت انجام آن را ندارد. آیا بر من که پسر بزرگ خانواده هستم، جایز است در زمان حیات پدرم نمازهاى فوت شده او را قضا نمایم و یا شخصى را اجیر کنم تا آن را انجام دهد؟

ج: نیابت از شخص زنده براى انجام نماز و روزه قضا صحیح نیست.

س ۵۵۱: امام جماعت در نماز باید چه نیتى بکند؟ آیا نیت جماعت باید بکند یا نیت فرادى؟

ج: اگر بخواهد فضیلت نماز جماعت را درک کند، باید قصد امامت و جماعت کند، و اگر بدون قصد امامت نماز، مشغول آن شود، نماز وى و اقتداى دیگران به او اشکال ندارد.

س ۵۵۲: در اماکن نظامى هنگام بر پایى نماز جماعت که در وقت ادارى است، تعدادى از نظامیان به خاطر شرایط کارى در آن شرکت نمى‏کنند، با آنکه انجام آن کارها بعد از وقت ادارى و یا در روز بعد ممکن است. آیا این عمل سبک شمردن نماز است؟

ج: بهتر است براى درک فضیلت نماز اول وقت و جماعت، کارهاى ادارى به گونه‏اى تنظیم شود که آنها بتوانند این فریضه الهى را به‌صورت جماعت و در کمترین مدت بخوانند.

س ۵۵۳: نظر جنابعالى درباره انجام کارهاى مستحبى مثل نماز مستحب یا دعاى توسل و یا سایر دعاهاى طولانى که قبل یا بعد از نماز جماعت و یا در اثناى آن در نماز خانه ادارات دولتى برگزار مى‏شود و بیشتر از نماز جماعت طول مى‏کشد، چیست؟

ج: دعاها و اعمال مستحبى زائد بر فریضه الهى نماز جماعت که از شعائر اسلامى است، اگر منجر به تضییع وقت ادارى و تأخیر در انجام کارهاى واجب شود، اشکال دارد.

س ۵۵۴: آیا اقامه نماز جماعت دوم در نزدیکى مکانى که نماز جماعت در آن جا با حضور تعداد زیادى از نمازگزاران اقامه مى‏شود، و صداى اذان و اقامه آن شنیده مى‏شود، صحیح است؟

ج: اقامه نماز جماعت دوم اشکال ندارد، ولى مناسب است که مؤمنین در یک مکان اجتماع کرده و همگى در یک نماز جماعت شرکت کنند تا بر عظمت مراسم دینى نماز جماعت افزوده شود.

س ۵۵۵: بعضى از اشخاص هنگام برپایى نماز جماعت، اقدام به خواندن نماز فرادى مى‏کنند، این کار چه حکمى دارد؟

ج: این عمل اگر تضعیف نماز جماعت و اهانت و بى‌احترامى‏ به امام جماعتى که مردم اعتماد به عدالت او دارند، محسوب شود، جایز نیست.

س ۵۵۶: در محله‏اى چند مسجد وجود دارد که در همه آنها نماز جماعت اقامه مى‏شود، خانه‏اى بین دو مسجد واقع شده که فاصله آن از یک مسجد ده خانه و از دیگرى دو خانه است، در این خانه هم نماز جماعت اقامه مى‏شود، این نماز جماعت چه حکمى دارد؟

ج: سزاوار است که اقامه نماز جماعت وسیله وحدت و انس باشد، نه اینکه باعث ایجاد جو اختلاف و تفرقه گردد، در هر صورت اقامه نماز جماعت در خانه مجاور مسجد، اگر باعث اختلاف و پراکندگى نگردد، اشکال ندارد.

س ۵۵۷: آیا جایز است شخصى بدون اجازه امام جماعت راتب مسجد که مورد تأیید مرکز اداره امور مساجد است، در آن مسجد نماز جماعت اقامه کند؟

ج: اقامه نماز جماعت متوقف بر اجازه امام جماعت راتب مسجد نیست، ولى بهتر است کسى مزاحم امام جماعت راتب مسجد هنگام حضور وى در آن مسجد براى اقامه نماز جماعت نشود، و حتى اگر ایجاد مزاحمت براى او موجب برانگیخته شدن فتنه و مانند آن شود، حرام است.

س ۵۵۸: اگر گاهى امام جماعت سخنى بگوید و یا مزاحى کند که خوشایند و مناسب شأن عالم دینى نباشد، آیا با این کار از عدالت ساقط مى‏شود؟

ج: اگر مخالف شرع نباشد، ضررى به عدالت نمى‏زند.

س ۵۵۹: آیا اقتدا به امام جماعت بدون شناخت واقعى او جایز است؟

ج: اگر عدالت او نزد مأموم به هر طریقى ثابت باشد، اقتدا به او جایز و نماز جماعت صحیح است.

س ۵۶۰: اگر شخصى اعتقاد به عدالت و تقواى فردى داشته باشد و در همان زمان معتقد باشد که شخص مزبور در مواردى به او ظلم کرده است، آیا مى‏تواند او را به‌طور کلى عادل بداند؟

ج: تا براى او احراز نشود که عمل آن امام جماعت که او آن را ظلم مى‏شمارد، با علم و اختیار و بدون مجوّز شرعى بوده، مجاز نیست که حکم به فسق او نماید.

س ۵۶۱: آیا اقتدا به امام جماعتى که مى‏تواند امر به معروف و نهى از منکر کند، ولى انجام نمى‏دهد، جایز است؟

ج: مجرد ترک امر به معروف و نهى از منکر که ممکن است بر اثر عذر مقبولى نزد مکلّف باشد، به عدالت ضرر نمى‏زند و مانع اقتدا به او نیست.

س ۵۶۲: به نظر شما معناى عدالت چیست؟

ج: عدالت عبارت از حالت نفسانى است که باعث مى‏شود انسان همیشه تقوایى داشته باشد که مانع از ترک واجبات یا انجام محرمات شرعى است، و براى احراز آن، حسن ظاهر، کافى است.

س ۵۶۳: ما تعدادى جوان هستیم که در تکیه‏ها و حسینیه‏ها دور هم جمع مى‏شویم و هنگام رسیدن وقت نماز فرد عادلى را مقدم کرده و براى نماز به او اقتدا مى‏کنیم. ولى بعضى از برادران به این کار اشکال نموده و مى‏گویند امام راحل(قدّس‏سرّه) خواندن نماز پشت سر غیر عالم دینى را حرام مى‏داند، وظیفه ما چیست؟

ج: با دسترسى به روحانى، به غیر روحانى اقتداء نکنند.

س ۵۶۴: آیا دو نفر مى‏توانند نماز جماعت اقامه کنند؟

ج: اگر مراد تشکیل نماز جماعتى است که مرکب از امام و یک مأموم باشد، اشکال ندارد.

س ۵۶۵: اگر مأموم در نماز جماعت ظهر و عصر حمد و سوره را براى تمرکز ذهن قرائت کند با اینکه بر او واجب نیست، نماز او چه حکمى دارد؟

ج: در نمازى که باید آهسته خوانده شود، مثل نماز ظهر و عصر، قرائت براى او جایز نیست حتى اگر براى تمرکز ذهن باشد.

س ۵۶۶: اگر امام جماعت با دوچرخه براى اقامه نماز جماعت برود و همه قوانین عبور و مرور را رعایت کند، چه حکمى دارد؟

ج: این کار به عدالت و صحّت‏ امامت جماعت ضرر نمى‏زند.

س ۵۶۷: اگر انسان نماز جماعت را به‌طور کامل درک نکند و به آخر آن برسد و براى درک ثواب آن، تکبیره الاحرام را گفته و بنشیند و تشهد را با امام بخواند و بعد از سلام او برخیزد و رکعت اول را بخواند، آیا این کار را در تشهد رکعت دوم نمازهاى چهار رکعتى هم مى‏تواند انجام دهد؟

ج: این طریق مختص تشهد آخر نماز جماعت و براى درک ثواب جماعت است.

س ۵۶۸: آیا جایز است امام جماعت براى نماز اجرت بگیرد؟

ج: جایز نیست، مگر آنکه براى مقدمات حضور در جماعت باشد.

س ۵۶۹: آیا جایز است امام جماعت در یک زمان عهده‏دار امامت دو نماز (دو نماز عید یا هر نمازى) گردد؟

ج: تکرار نماز جماعت براى یکبار به خاطر مأمومین دیگر در نمازهاى یومیه جایز و بلکه مستحب است. ولى جواز آن در نماز عید مشکل است.

س ۵۷۰: اگر امام جماعت در رکعت سوم یا چهارم نماز عشا باشد و مأموم در رکعت دوم، آیا بلند قرائت کردن حمد و سوره بر مأموم واجب است؟

ج: در فرض سؤال واجب است که حمد و سوره را آهسته بخواند.

س ۵۷۱: در نماز جماعت بعد از سلام ابتدا آیه صلوات بر پیامبر تلاوت مى‏شود و نمازگزاران سه مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد(صلى الله علیهم اجمعین) مى‏فرستند، بعد از آن سه بار تکبیر مى‏گویند و سپس شعارهاى سیاسى به‌صورت دعا و برائت توسط مؤمنین با صداى بلند داده مى‏شود، آیا این کار اشکال دارد؟

ج: قرائت آیه و ذکر صلوات بر پیامبر و آل او(صلى الله علیهم اجمعین) نه تنها اشکال ندارد بلکه مطلوب بوده و ثواب دارد، و مواظبت بر شعارهاى اسلامى و شعار انقلاب اسلامى (تکبیر و ملحقات آن) که یادآور رسالت و اهداف بلند انقلاب اسلامى‏است، هم مطلوب‏ است.

س ۵۷۲: اگر شخصى در رکعت دوم نماز جماعت به مسجد برسد و بر اثر جهل به مسأله، تشهد و قنوت را که باید در رکعت بعد بجا آورد، انجام ندهد، آیا نماز وى صحیح است؟

ج: نماز صحیح است. ولى بنا بر احتیاط قضاى تشهد را بجا آورد و دو سجده سهو، هم براى ترک تشهد بر او واجب‏ است.

س ۵۷۳: آیا رضایت کسى که در نماز به او اقتدا مى‏شود، شرط است؟ آیا اقتدا به مأموم صحیح است؟

ج: رضایت امام جماعت شرط صحّت‏ اقتدا نیست، و اقتدا به مأموم تا وقتى که نمازش را به جماعت ادامه مى‏دهد، صحیح نیست.

س ۵۷۴: دو نفر که یکى امام است و دیگرى مأموم، اقامه نماز جماعت کرده‏اند. شخص سومى به تصور اینکه فرد دوم امام است، به او اقتدا مى‏کند و بعد از نماز مى‏فهمد که وى مأموم بوده نه امام، نماز شخص سوم چه حکمى دارد؟

ج: اقتدا به مأموم صحیح نیست، ولى زمانى که انسان نداند و به او اقتدا کند، اگر در رکوع و سجود به وظیفه نمازگزار منفرد عمل کرده، بدین معنى که رکنى را عمداً و یا سهواً کم یا زیاد نکرده باشد، نمازش صحیح است.

س ۵۷۵: کسى که قصدِ خواندن نماز عشا را دارد، آیا مى‏تواند به کسى که نماز مغرب مى‏خواند، اقتدا نماید؟

ج: اشکال ندارد.

س ۵۷۶: آیا عدم رعایت ارتفاع محل نماز امام نسبت به مأمومین، موجب بطلان نماز آنها مى‏شود یا خیر؟

ج: اگر بلندى جایگاه امام نسبت به جایگاه مأمومین، بیشتر از حدى باشد که شرعاً مجاز است، موجب بطلان نماز جماعت است.

س ۵۷۷: اگر یکى از صفهاى نماز جماعت به‌طور کامل از افرادى تشکیل شده باشد که نمازشان قصر است و نماز همه افراد صف بعدى تمام باشد، اگر افراد صف جلو بعد از خواندن دو رکعت نماز فوراً براى خواندن دو رکعت بعدى اقتدا کنند، آیا نماز کسانى که در صف پشت سر آنها هستند، نسبت به دو رکعت آخر نماز، جماعت باقى مى‏ماند یا فرادى مى‏شود؟

ج: با این فرض که نماز همه افراد صف جلو قصر است، صحّت‏ نماز جماعت صفهاى بعدى محل اشکال است. احوط این است که صفهاى بعدى، بعد از اینکه افراد صف اول براى سلام نماز نشستند، نماز خود را به‌صورت فرادى بخوانند.

س ۵۷۸: اگر مأموم در آخر یکى از دو طرف صف اول نماز ایستاده باشد، آیا مى‏تواند قبل از مأمومینى که بین او و امام ایستاده‏اند، وارد نماز جماعت شود؟

ج: اگر مأمومینى که بین او و امام ایستاده‏اند، بعد از اینکه امام جماعت شروع به نماز کرد، به‌طور کامل آماده اقتدا نمودن باشند، مى‏تواند به نیت جماعت وارد نماز شود.

س ۵۷۹: کسى که به رکعت سوم نماز جماعت برسد و به خیال اینکه امام در رکعت اول است، چیزى نخواند، آیا اعاده نماز بر او واجب است؟

ج: اگر قبل از رکوع متوجه شود قرائت واجب است، ولى اگر بعد از اینکه داخل رکوع شد متوجه شود، نماز او صحیح است و چیزى بر او واجب نیست؛ هرچند احتیاط مستحب این است که دو سجده سهو براى ترک سهوى قرائت بجا آورد.

س ۵۸۰: براى برگزارى نماز جماعت در اداره‏هاى دولتى و دبیرستانها نیاز شدیدى به امام جماعت وجود دارد، و چون غیر از من عالم دیگرى در منطقه وجود ندارد، مجبور هستم یک نماز را در مکان‏هاى مختلف براى سه یا چهار بار به عنوان امام جماعت اقامه کنم و چون همه مراجع نماز جماعت دوم را اجازه مى‏هند، آیا در بیشتر از آن نیت نماز قضاى احتیاطى جایز است؟

ج: امامت به نیت نماز قضاى احتیاطى صحیح نیست.

س ۵۸۱: یکى از دانشگاهها اقدام به برگزارى نماز جماعت براى کارمندان خود در یکى از ساختمان‏هاى مربوط به دانشگاه که در مجاورت یکى از مساجد شهر قرار دارد، کرده است، با توجه به اینکه در همان زمان در آن مسجد نماز جماعت اقامه مى‏شود، شرکت در نماز جماعت دانشگاه چه حکمى دارد؟

ج: شرکت در نماز جماعتى که از نظر مأموم واجد شرایط اقتدا و جماعت است، اشکال ندارد، هرچند نزدیک مسجدى باشد که در همان زمان در آن نماز جماعت برگزار مى‏شود.

س ۵۸۲: آیا نماز خواندن پشت سر امام جماعتى که شغل قضاوت دارد، ولى مجتهد نیست، صحیح است؟

ج: اگر شغل قضاوت او بعد از نصب وى توسط کسى که صلاحیت نصب را دارد، باشد، مانع اقتدا به او در نماز نیست.

س ۵۸۳: آیا کسى که در نماز مسافر مقلد امام خمینى(قدّس‏سرّه) است، مى‏تواند به امام جماعتى ‏که‏ در آن مسأله مقلد مرجع ‏دیگرى ‏است، به‌خصوص در نماز جمعه، اقتدا نماید؟

ج: اختلاف در تقلید مانع از صحّت‏ اقتدا نیست، ولى اقتدا در نمازى که طبق فتواى مرجع تقلیدِ مأموم، قصر است و طبق فتواى مرجع تقلیدِ امام جماعت، تمام است، یا بالعکس صحیح نیست.

س ۵۸۴: اگرامام جماعت سهواً بعد از تکبیرهالاحرام به‏ رکوع برود، وظیفه مأموم چیست؟

ج: اگر مأموم بعد از داخل شدن در نماز جماعت و پیش از رفتن به رکوع متوجه شود واجب است که نیت فرادى نموده و حمد و سوره را قرائت کند.

س ۵۸۵: اگر تعدادى از دانش‏آموزان غیر بالغ مدارس بعد از صف سوم یا چهارم نماز جماعت ایستاده باشند و بعد از آنها تعدادى از افراد مکلّف ایستاده باشند، نماز مکلفین صفهاى بعدى چه حکمى دارد؟

ج: در فرض مذکور اشکال ندارد.

س ۵۸۶: آیا تیمم بدل از غسل نسبت به امام جماعتى که معذور است، براى اقامه نماز جماعت کافى است؟

ج: اگر شرعاً معذور باشد، مى‏تواند با تیمم بدل از غسل، امام جماعت شود و اقتدا به او اشکال ندارد.

س ۵۸۷: آیا در صحّت‏ قرائت بین نماز فرادى و نماز مأموم یا امام تفاوت وجود دارد یا اینکه صحّت‏ قرائت در هر حال مسأله واحدى است؟

ج: اگر قرائت مکلّف صحیح نباشد و قدرت بر یادگیرى هم نداشته باشد، نماز او صحیح است، ولى دیگران نمى‏توانند به وى اقتدا کنند.

س ۵۸۸: قرائت بعضى از ائمه جماعات از جهت مخارج حروف صحیح نیست. آیا کسى که حروف را به‌طور صحیح از مخارج خود ادا مى‏کند، مى‏تواند به آنان اقتدا نماید؟ عده‏اى مى‏گویند مى‏توانید نماز را به جماعت بخوانید، ولى باید بعداً اعاده نمایید، من که فرصت اعاده ندارم، وظیفه‏ام چیست؟ آیا مى‏توانم در نماز جماعت شرکت نموده ولى حمد و سوره را آهسته بخوانم؟

ج: اگر قرائت امام از نظر مأموم صحیح نباشد، اقتدا و نماز جماعت او باطل‏ است و اگر نمى‏تواند نماز را اعاده کند، اقتدا نکردن اشکال ندارد، ولى آهسته خواندن در قرائت نمازى که باید بلند خوانده شود، براى اظهار اقتدا به امام جماعت صحیح و مجزى نیست.

س ۵۸۹: عده‏اى معتقدند که قرائت بعضى از ائمه جمعه صحیح نیست، زیرا یا حروف را آنگونه که هست، ادا نمى‏کنند و یا حرکت آنها را طورى تغییر مى‏دهند که دیگر آن حرف نیست. آیا اقتدا به آنان بدون اعاده نمازى که پشت سر آنان خوانده مى‏شود، صحیح است؟

ج: ملاک صحّت‏ قرائت عبارت است از رعایت قواعد زبان عربى و ادا حروف از مخارج آن به‌طورى که اهل لسان آن را ادا آن حرف بدانند نه حرف دیگر؛ اگر مأموم قرائت امام را مطابق قواعد و صحیح نداند، نمى‏تواند به او اقتدا کند و در صورت اقتداء، نماز او صحیح نیست و اعاده آن واجب است.

س ۵۹۰: اگر امام جماعت در اثناى نماز در کیفیت تلفظ کلمه پس از اداى آن شک کند و بعد از فراغت از نماز علم پیدا کند که در تلفظ آن کلمه اشتباه کرده است، نماز او و مأمومین چه حکمى دارد؟

ج: نماز محکوم به صحّت‏ است.

س ۵۹۱: وظیفه شرعى شخص به‌خصوص معلم قرآن کریم که یقین دارد امام جماعت نماز خود را از جهت تجوید غلط مى‏خواند چیست؟ در حالى که این فرد به دلیل عدم شرکت در نماز جماعت در معرض تهمت‏هاى زیادى قرار گرفته است.

ج: رعایت محسنات تجوید لازم نیست ولى اگر قرائت امام جماعت از نظر مأموم صحیح نباشد و در نتیجه نماز او را صحیح نداند، نمى‏تواند به او اقتدا کند، لکن شرکت ظاهرى در نماز جماعت براى یک غرض عقلایى، اشکال ندارد.

س ۵۹۲: اقتدا به معلولین عزیز براى نماز در موارد زیر چه حکمى دارد؟ ۱. معلولینى که فاقد عضوى از اعضاى بدن نیستند ولى به دلیل معیوب بودن پا، با تکیه بر عصا و دیوار مى‏توانند بایستند. ۲. معلولینى که فاقد بند انگشت دست یا پا و یا انگشتى از دست یا پا هستند. ۳. معلولینى که همه انگشتان دست یا پا و یا هر دو آنها قطع شده است. ۴. معلولینى که قسمتى از یک دست یا پا و یا هر دو را ندارند. ۵. معلولینى که فاقد یکى از اعضاى بدن هستند و به دلیل از کار افتادگى دست، براى وضو گرفتن نایب مى‏گیرند.

ج: به‌طور کلى اگر استقرار و آرامش در قیام بصورت طبیعى وجود داشته باشد و بتواند آن را در حال قرائت حمد و سوره و ذکرهاى نماز و انجام افعال آن حفظ کند و قدرت بر رکوع و سجده داشته باشد و بتواند وضوى صحیح بگیرد، اقتداى دیگران به او در نماز بعد از احراز سایر شرایط امامت جماعت صحیح است و در غیر این صورت محل اشکال است.

س ۵۹۳: من از طلاب علوم دینى هستم که دست راستم بر اثر عمل جراحى قطع شده است. به تازگى متوجه شده‏ام که امام خمینى(قدّس‏سرّه) امامت فرد ناقص براى کامل را جایز نمى‏داند. بنا بر این خواهشمندم حکم نمازهاى مأمومینى را که تا به حال امام جماعت آنان بوده‏ام، بیان فرمایید.

ج: نماز مأمومین که در گذشته بر اثر جهل به حکم شرعى به شما اقتدا کرده‏اند، محکوم به صحّت‏ است و اعاده و قضا بر آنان واجب نیست.

س ۵۹۴: من از طلاب علوم دینى هستم که در جریان جنگ تحمیلى بر جمهورى اسلامى ایران از ناحیه پا مجروح و انگشت شست پایم قطع شده است در حال حاضر امام جماعت یکى از حسینیه‏ها هستم، آیا این کار اشکال شرعى دارد؟ لطفاً حکم آن را بیان فرمایید.

ج: این مقدار نقص در امام، مضرّ به امامت جماعت نیست. بلى در مثل قطع کامل دست یا پا یا فلج آنها امامت محل اشکال است.

س ۵۹۵: آیا شارع مقدس زنان را همانند مردان به شرکت در نماز جماعت مساجد یا نماز جمعه تشویق فرموده یا اینکه نماز خواندن آنها در خانه بهتر است؟

ج: شرکت زنان در نماز جمعه و جماعت اشکال ندارد و ثواب جماعت دارد.

س ۵۹۶: در چه صورتى زن مى‏تواند امام جماعت شود؟

ج: امامت زن در نماز جماعت فقط براى زنان جایز است.

س ۵۹۷: شرکت زنان (مانند مردان) در نماز جماعت از جهت استحباب و کراهت چه حکمى دارد؟ شرکت آنها در صورتى که پشت سر مردان بایستند چه حکمى دارد؟ آیا در حالى که پشت سر مردان براى نماز جماعت ایستاده‏اند، احتیاج به پرده و ساتر است؟ اگر در نماز کنار مردان بایستند، از جهت حائل چه حکمى دارد؟ با توجه به اینکه پشت پرده بودن زنان هنگام نماز جماعت و سخنرانى‏ها و مراسم دیگر، موجب تحقیر و اهانت به آنها مى‏شود.

ج: حضور و شرکت زنان در نماز جماعت اشکال ندارد، و اگر پشت سر مردان بایستند، احتیاجى به حائل و پرده نیست، ولى اگر در کنار مردان بایستند سزاوار است که حائلى بین آنها باشد تا کراهت کنار هم ایستادن مردان و زنان در نماز برطرف شود، و اینکه وجود حائل بین زنان و مردان در نماز موجب تحقیر و توهین به شأن و کرامت زنان مى‏شود، توهم و خیالى بیش نیست و اساسى ندارد، بعلاوه دخالت دادن نظرات شخصى در فقه صحیح نیست.

س ۵۹۸: کیفیت اتصال و عدم اتصال صفوف زنان و مردان در نماز در صورت نبودن پرده و حائل چگونه است؟

ج: زنان مى‏توانند پشت سر مردان بدون فاصله بایستند.

س ۵۹۹: آیا نماز جماعت پشت سر اهل سنت جایز است؟

ج: نماز جماعت براى حفظ وحدت اسلامى، جایز و صحیح است.

س ۶۰۰: محل کار من در یکى مناطق کردنشین است که اکثر ائمه جمعه و جماعات آنجا از اهل سنت هستند، اقتدا به آنها چه حکمى دارد و آیا غیبت آنها جایز است؟

ج: مشارکت با آنان در نماز جمعه و جماعتشان از جهت حفظ وحدت اشکال ندارد، و از غیبت باید پرهیز شود.

س ۶۰۱: در مکانهاى مشارکت و رفت و آمد با برادران اهل سنت، هنگام شرکت در نمازهاى روزانه، در بعضى از موارد مانند آنان عمل مى‏کنیم، مثل نماز به‌صورت تکتّف و عدم رعایت وقت و سجده بر فرش، آیا این نمازها احتیاج به اعاده دارند؟

ج: اگر حفظ وحدت مقتضى انجام آن کارها باشد، نماز صحیح و مجزى است، حتى اگر سجده بر فرش و مانند آن باشد، ولى تکتّف در نماز جایز نیست، مگر اینکه ضرورت آن را اقتضا کند.

س ۶۰۲: در مکه و مدینه به استناد فتواى امام خمینى(قدّس‏سرّه) نماز جماعت را با برادران اهل سنت مى‏خوانیم و گاهى براى درک فضیلت نماز در مسجد مثل اداى نماز عصر یا عشا بعد از نماز ظهر و مغرب آن را به‌صورت فرادى در مساجد اهل سنت بدون مهر و با سجده بر فرش بجا مى‏آوریم، این نمازها چه حکمى دارد؟

ج: در فرض مذکور اگر با فریضه تقیّه، منافات نداشته باشد باید بر چیزى که سجده بر آن صحیح است سجده کند.

س ۶۰۳: مشارکت ما شیعیان در نماز جماعت مساجد کشورهاى دیگر با برادران اهل سنت که دست بسته نماز مى‏خوانند، چگونه است؟ آیا تبعیت از آنان در تکتف بر ما واجب است یا آن که باید نماز را بدون تکتف بخوانیم؟

ج: اقتدا به اهل سنت، براى رعایت وحدت جایز است و نماز خواندن با آنها صحیح و مجزى است، ولى تکتف واجب نیست و بلکه جایز نیست، مگر در صورتى که ضرورتى آن را اقتضا کند.

س ۶۰۴: هنگام شرکت در نماز جماعت با برادران اهل سنت، چسباندن انگشتان کوچک پا در حال قیام به انگشتان پاهاى دو نفرى که در دو طرف نمازگزار ایستاده‏ چنانچه آنان ملتزم هستند چه حکمى دارد؟

ج: این کار واجب نیست، ولى انجام آن به صحّت‏ نماز ضرر نمى‏رساند.

س ۶۰۵: برادران اهل سنت در ایام حج یا غیر آن، نماز مغرب را قبل از اذان مغرب مى‏خوانند، آیا براى ما اقتدا به آنان و اکتفا به آن نماز صحیح است؟

ج: معلوم نیست که آنان نماز را قبل از وقت بخوانند، ولى اگر مکلّف دخول وقت را احراز نکند، نمى‏تواند داخل شود، مگر آنکه رعایت وحدت آن را اقتضا کند که در این صورت شرکت در نماز جماعت آنان و اکتفا به آن اشکال ندارد.

س ۶۰۶: نظر جنابعالى درباره شرکت در نماز جمعه با توجه به اینکه در عصر غیبت حضرت حجت(عجل الله تعالى فرجه الشریف) به سر مى‏بریم، چیست؟ اگر افرادى اعتقاد به عدالت امام جمعه نداشته باشند، آیا تکلیف شرکت در نماز جمعه از آنان ساقط مى‏شود؟

ج: هرچند نماز جمعه در عصر حاضر واجب تخییرى است و حضور در آن واجب نیست، ولى با توجه به فوائد و آثار شرکت در آن، سزاوار نیست که مؤمنین خود را از برکات حضور در این نماز به مجرد تشکیک در عدالت امام جمعه و یا عذرهاى واهى دیگر، محروم سازند.

س ۶۰۷: معناى وجوب تخییرى در مسأله نماز جمعه چیست؟

ج: معناى آن این است که مکلّف در اداى فریضه واجب ظهر روز جمعه بین خواندن نماز جمعه یا نماز ظهر مخیر است.

س ۶۰۸: نظر جنابعالى در مورد شرکت نکردن در نماز جمعه بر اثر بى‌مبالاتى، چیست؟

ج: ترک حضور و شرکت نکردن در نماز عبادى سیاسى جمعه به خاطر اهمیت ندادن به آن، شرعاً مذموم است.

س ۶۰۹: بعضى از مردم به دلیل عذرهاى واهى و گاهى بر اثر اختلاف دیدگاهها، در نماز جمعه شرکت نمى‏کنند، نظر جنابعالى در این‌باره چیست؟

ج: نماز جمعه هرچند واجب تخییرى است، ولى خوددارى از شرکت در آن به‌صورت دائمى وجه شرعى ندارد.

س ۶۱۰: آیا اقامه نماز جماعت ظهر همزمان با اقامه نماز جمعه در مکان دیگرى نزدیک محل اقامه نماز جمعه جایز است؟

ج: این کار فى‌نفسه اشکال ندارد و موجب برائت ذمّه مکلّف از فریضه ظهر جمعه مى‏شود، زیرا در عصر حاضر، نماز جمعه واجب تخییرى است، ولى با توجه به اینکه اقامه نماز جماعت ظهر در روز جمعه در مکانى نزدیک محل اقامه نماز جمعه باعث تفرقه صفوف مؤمنین مى‏شود و چه بسا در نظر مردم بى‏احترامى و اهانت به امام جمعه و کاشف از بى‌اعتنایى به نماز جمعه است، بنا بر این سزاوار است که مؤمنین اقدام به انجام آن نکنند، و حتى در صورتى که مستلزم مفاسد و حرام باشد، واجب است از اقامه آن اجتناب کنند.

س ۶۱۱: آیا خواندن نماز ظهر در فاصله زمانى بین نماز جمعه و نماز عصر، جایز است؟ اگر نماز عصر را شخصى غیر از امام جمعه بخواند، آیا اقتدا به او در نماز عصر جایز است؟

ج: نماز جمعه مجزى از نماز ظهر است، ولى خواندن آن بعد از نماز جمعه از باب احتیاط اشکال ندارد و اقتدا در نماز عصر روز جمعه به غیر امام جمعه اشکال ندارد، ولى هرگاه بخواهد با مراعات احتیاط در خواندن نماز ظهر پس از خواندن نماز جمعه نماز عصر را به جماعت بخواند، احتیاط کامل این است که به کسى اقتدا نماید که نماز ظهر را احتیاطاً بعد از نماز جمعه خوانده است.

س ۶۱۲: اگر امام جمعه نماز ظهر را بعد از نماز جمعه نخواند، آیا مأموم مى‏تواند آن را احتیاطاً به جا آورد؟

ج: براى او جایز است.

س ۶۱۳: آیا بر امام جمعه کسب اجازه از حاکم شرع واجب است؟ مراد از حاکم شرع چه کسى است؟ و آیا این حکم در شهرهاى دور دست هم جارى است؟

ج: اصل جواز امامت براى اقامه نماز جمعه متوقف بر این اجازه نیست، ولى ترتب احکام نصب وى براى امامت جمعه متوقف بر این است که منصوب از طرف ولى امر مسلمین باشد و این حکم شامل هر سرزمین و شهرى که ولى امر مسلمین در آن حاکم و مطاع است، مى‏شود.

س ۶۱۴: آیا جایز است امام جمعه منصوب در صورت نبودن مانع یا معارض نماز جمعه را در غیر از مکانى که براى آنجا نصب شده، اقامه نماید؟

ج: این عمل فى‌نفسه جایز است، ولى احکام انتصاب براى امامت جمعه بر آن مترتب نمى‏شود.

س ۶۱۵: آیا انتخاب امام جمعه موقت باید به وسیله ولى فقیه باشد یا اینکه خود ائمه جمعه مى‏توانند افرادى را به عنوان امام جمعه موقت انتخاب نمایند؟

ج: جایز است امام جمعه منصوب شخصى را به عنوان جانشین موقت براى خودش انتخاب کند، ولى بر امامت فرد نائب، احکام انتصاب از طرف ولى فقیه مترتب نمى‏شود.

س ۶۱۶: اگر مکلّف امام جمعه منصوب را عادل نداند و یادر عدالت او شک داشته باشد، آیا براى حفظ وحدت مسلمانان مى‏تواند به او اقتدا کند؟ آیا کسى که در نماز جمعه شرکت نمى‏کند، جایز است دیگران را تشویق به عدم حضور در آن نماید؟

ج: اقتدا به کسى که او را عادل نمى‏داند و یا در عدالت وى شک دارد، صحیح نیست و نماز جماعت او هم صحیح نمى‏باشد، ولى حضور و شرکت در نماز جماعت براى حفظ وحدت اشکال ندارد، و در هر صورت حق ندارد دیگران را ترغیب و تشویق به عدم حضور در نماز جمعه کند.

س ۶۱۷: شرکت نکردن در نماز جمعه که براى مکلّف دروغگویى امام جمعه آن ثابت شده است، چه حکمى دارد؟

ج: مجرد کشف خلاف چیزى که امام جمعه گفته، دلیل بر دروغگویى او نیست، زیرا ممکن است گفته او از روى اشتباه یا خطا و یا توریه باشد، و سزاوار نیست انسان به مجرد توهّم خروج امام جمعه از عدالت، خود را از برکات نماز جمعه محروم نماید.

س ۶۱۸: آیا تشخیص و احراز عدالت امام جمعه منصوب از طرف امام راحل یا ولى فقیه عادل، بر مأموم واجب است، یا اینکه انتصاب او به امامت جمعه براى اثبات عدالت وى کافى است؟

ج: اگر نصب او به امامت جمعه موجب وثوق و اطمینان مأموم به عدالت وى شود، در صحّت‏ اقتدا به او کافى است.

س ۶۱۹: آیا تعیین امام جماعت براى مساجد از طرف علماى مورد اطمینان، یا تعیین ائمه جمعه از طرف ولىّ امر مسلمین، نوعى شهادت بر عدالت آنان محسوب مى‏شود یا اینکه باید درباره عدالت آنان تحقیق شود؟

ج: اگر نصب امام جمعه یا جماعت موجب اطمینان به عدالت وى شود، اقتدا به او جایز است.

س ۶۲۰: در صورت شک در عدالت امام جمعه و یا خداى نکرده یقین به عدم آن، آیا اعاده نمازهایى که پشت سر او خوانده‏ایم، واجب است؟

ج: اگر شک در عدالت یا یقین به عدم عدالت بعد از فراغ از نماز باشد، نمازهاى خوانده شده صحیح است و اعاده آنها واجب نیست.

س ۶۲۱: شرکت در نماز جمعه که از طرف دانشجویان کشورهاى اسلامى در کشورهاى اروپایى و غیر آنها برگزار مى‏شود و بیشتر شرکت کنندگان در آن و همچنین امام جمعه از برادران اهل سنت هستند، چه حکمى دارد؟ و در این صورت آیا خواندن نماز ظهر بعد از اقامه نماز جمعه واجب است؟

ج: شرکت در آن براى حفظ وحدت و اتحاد مسلمانان اشکال ندارد و خواندن نماز ظهر واجب نیست.

س ۶۲۲: در یکى از شهرهاى پاکستان مدت چهل سال است که نماز جمعه برگزار مى‏شود. در حال حاضر شخصى بدون رعایت فاصله شرعى بین دو نماز جمعه، اقدام به برگزارى نماز جمعه دیگرى نموده که منجر به بروز اختلاف بین نمازگزاران شده است، این عمل شرعاً چه حکمى دارد؟

ج: انجام هر گونه کارى که منجر به بروز اختلاف بین مؤمنین و پراکندگى صفوف آنان شود، جایز نیست، چه رسد به مثل نماز جمعه که از شعائر اسلامى و از مظاهر وحدت صفوف مسلمانان است.

س ۶۲۳: خطیب مسجد جامع جعفرى در راولپندى اعلام نموده که نماز جمعه به علت کارهاى ساختمانى در آن برگزار نخواهد شد، و اکنون که عملیات تعمیر مسجد به پایان رسیده، با مشکلى مواجه شده‏ایم و آن اینکه در فاصله چهار کیلومترى ما نماز جمعه در مسجد دیگرى اقامه مى‏شود. با توجه به مسافت مزبور آیا اقامه نماز جمعه در مسجد جامع جعفرى صحیح است یا خیر؟

ج: اگر فاصله بین دو نماز جمعه یک فرسخ شرعى نباشد، نماز جمعه‏اى که بعد از نماز جمعه اول برگزار مى‏شود، باطل است و در صورتى که مقارن هم اقامه شوند هر دو باطل مى‏باشند.

س ۶۲۴: آیا خواندن نماز جمعه که به‌صورت جماعت اقامه مى‏شود، به‌طور فرادى صحیح است؟ بدین معنى که شخصى نماز جمعه را به‌صورت فرادى در کنار کسانى که آن را به نحو جماعت برگزار مى‏کنند، بخواند.

ج: از شرایط صحّت‏ نماز جمعه، این است که به‌صورت جماعت اقامه شود. نماز جمعه به نحو فرادى صحیح نیست.

س ۶۲۵: کسى که نمازش شکسته است آیا مى‏تواند آن را به‌صورت جماعت پشت سر امام جمعه بخواند؟

ج: نماز جمعه از مأموم مسافر صحیح و مجزى از نماز ظهر است.

س ۶۲۶: آیا ذکر نام مبارک حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) به عنوان یکى از ائمه مسلمانان در خطبه دوم نماز جمعه واجب است؟ یا اینکه واجب است ذکر نام آن حضرت به قصد استحباب باشد؟

ج: عنوان ائمه مسلمین شامل حضرت زهراى مرضیه(علیهاالسلام) نمى‏شود و ذکر نام مبارک آن حضرت در خطبه نماز جمعه واجب نیست، ولى تبرک جستن به ذکر نام شریف آن حضرت اشکال ندارد، بلکه امرى پسندیده و موجب اجر و ثواب است.

س ۶۲۷: در حالى که امام جمعه نماز جمعه را اقامه مى‏کند، آیا مأموم مى‏تواند براى خواندن نماز واجب دیگرى به او اقتدا نماید؟

ج: صحّت‏ آن، محل اشکال است.

س ۶۲۸: آیا خواندن خطبه‏هاى نماز جمعه قبل از وقت ظهر شرعى صحیح است؟

ج: خواندن آن قبل از زوال جایز است، ولى احتیاط آن است که قسمتى از آن در وقت ظهر باشد.

س ۶۲۹: اگر مأموم چیزى از خطبه‏هاى نماز جمعه را درک نکند، بلکه فقط هنگام نماز حاضر شود و به امام جمعه اقتدا نماید. آیا نماز او صحیح و مجزى است؟

ج: نماز او صحیح و مجزى است، حتى اگر امام را در رکوع رکعت آخر نماز جمعه درک کند.

س ۶۳۰: نماز جمعه در شهر ما یک ساعت و نیم بعد از اذان ظهر اقامه مى‏شود، آیا این نماز مجزى از نماز ظهر است یا اینکه اعاده آن لازم است؟

ج: وقت نماز جمعه از اول زوال خورشید شروع مى‏شود و أحوط آن است که از اوائل عرفى زوال در حدود یکى دو ساعت به تأخیر نیفتد.

س ۶۳۱: کسى که توانایى رفتن به نماز جمعه را ندارد، آیا مى‏تواند نمار ظهر و عصر را در اوائل وقت بخواند یا اینکه باید صبر کند تا نماز جمعه تمام شود و بعد از آن نماز ظهر و عصر را بخواند؟

ج: صبر کردن بر او واجب نیست و مى‏تواند نماز ظهر و عصر را در اول وقت بخواند.

س ۶۳۲: اگر امام جمعه منصوب، سالم و حاضر در محل برگزارى نماز جمعه باشد، آیا جایز است، که امام جمعه موقت را مکلّف به اقامه نماز جمعه نماید؟ آیا صحیح است به امام جمعه موقت اقتدا کند؟

ج: اقامه نماز جمعه به امامت نایب امام جمعه منصوب و اقتداى امام منصوب به نائب خود اشکال ندارد.

س ۶۳۳: به نظر جنابعالى، نماز عید فطر و قربان و نماز جمعه، از کدام نوع از واجبات ‏است؟

ج: در عصر حاضر نماز عید فطر و قربان واجب نیست، بلکه مستحب است، ولى نماز جمعه واجب تخییرى است.

س ۶۳۴: آیا کم و زیاد کردن قنوت‏هاى نماز عید باعث بطلان آن مى‏شود؟

ج: اگر مراد از کم و زیاد نمودن، کوتاه یا طولانى خواندن قنوت‏ها است این کار موجب بطلان نمى‏شود و اگر مراد کم یا زیاد نمودن تعداد آنها است، باید نماز را همان طور که در کتب فقهى بیان شده، بجا آورد.

س ۶۳۵: در گذشته معمول بودکه هر امام جماعتى نماز عید فطر را در مسجد خودش اقامه مى‏کرد، آیا در حال حاضر اقامه نماز عید فطر و قربان توسط ائمه جماعات جایز است؟

ج: جایز است نمایندگان ولى فقیه که از طرف وى مجاز در اقامه نماز عید هستند و همچنین ائمه جمعه منصوب از طرف او نماز عید را در عصر حاضر به‌صورت جماعت اقامه نمایند، ولى احوط این است که غیر آنان آن را فرادى بخوانند و به جماعت خواندن آن به قصد رجاء نه به قصد ورود، اشکال ندارد. بله، اگر مصلحت اقتضا کند که یک نماز عید در شهر برگزار شود، بهتر است که غیر از امام جمعه منصوب از طرف ولى فقیه، کسى متصدى اقامه آن نشود.

س ۶۳۶: آیا نماز عید فطر قضا دارد؟

ج: قضا ندارد.

س ۶۳۷: آیا نماز عید فطر اقامه دارد؟

ج: اقامه ندارد.

س ۶۳۸: اگر امام جماعت براى نماز عید فطر، اقامه به جا آورد، نماز او و سایر نمازگزاران چه حکمى دارد؟

ج: به صحّت‏ نماز عید امام جماعت و مأمومین ضررى نمى‏رساند.

س ۶۳۹: آیا وجوب قصر بر مسافر شامل همه نمازهاى فریضه مى‏شود یا اختصاص به بعضى از آنها دارد؟

ج: وجوب قصر فقط در خصوصِ نمازهاى روزانه چهار رکعتى است که عبارت از نمازهاى ظهر و عصر و عشا است و نماز صبح و مغرب قصر نمى‏شود.

س ۶۴۰: شرایط وجوب قصر بر مسافر در نمازهاى چهار رکعتى کدام است؟

ج: امور هشتگانه ذیل است: ۱. سفر او به مقدار مسافت شرعى باشد یعنى رفتن یا برگشتن و یا رفت و برگشت او روى ‏هم هشت فرسخ شرعى‏ باشد، مشروط به اینکه رفتن او کمتر از چهار فرسخ نباشد. ۲. از اول مسافرت قصد پیمودن هشت فرسخ را داشته باشد، بنا بر این اگر از ابتدا قصد پیمودن هشت فرسخ را نداشته و یا قصد پیمودن کمتر از آن را داشته باشد و بعد از رسیدن به مقصد تصمیم بگیرد به جایى برود که فاصله آن با مکان اول کمتر از مسافت شرعى است، ولى از منزل تا آنجا به اندازه مسافت شرعى است، باید نمازش را تمام بخواند. ۳. در بین راه از قصد خود مبنى بر پیمودن مسافت شرعى برنگردد، بنا بر این اگر در بین راه، پیش از رسیدن به چهار فرسخ از قصد خود برگردد یا مردد شود، حکم سفر بعد از آن بر او جارى نمى‏شود، هرچند نمازهایى که قبل از عدول از قصد خود به‌صورت شکسته خوانده، صحیح است. ۴. قصد قطع سفر در اثناى پیمودن مسافت شرعى با عبور از وطن خود یا جایى که مى‏خواهد ده روز یا بیشتر در آن جا بماند، نداشته باشد. ۵. سفر از نظر شرعى براى او جایز باشد، بنا بر این اگر سفر معصیت و حرام باشد، اعم از اینکه خودِ سفر حرام باشد مثل فرار از جنگ یا هدف از سفر، کار حرامى باشد مثل سفر براى راهزنى، حکم سفر را ندارد و نماز تمام است. ۶. مسافر از کسانى که خانه بدوش هستند، نباشد مانند بعضى از صحرانشینان که محل زندگى ثابتى ندارند، بلکه در بیابانها گردش مى‏کنند و هر جا آب و علف و چراگاه پیدا کنند، مى‏مانند. ۷. مسافرت را شغل خود قرار نداده باشد مانند باربر، راننده و ملوان و غیره و کسى که شغل او در سفر است، ملحق به اینهاست. ۸. به حد ترخص برسد و منظور از حد ترخص مکانى است که در آنجا اذان شهر شنیده نمى‏شود و دیوارهاى شهر هم دیده نمى‏شود.

س ۶۴۱: کسى که سفر مقدمه شغل اوست، آیا در سفر نمازش تمام و روزه‏اش صحیح است یا آن که این حکم اختصاص به کسى دارد که شغل او حتماً مسافرت باشد؟ این گفته مرجع تقلید حضرت امام خمینى(قدّس‏سرّه) که مى‏فرماید: کسى که شغل او مسافرت است چه معنایى دارد؟ آیا کسى یافت مى‏شودکه خود سفر شغل او باشد؟ زیرا چوپان و راننده و ملوان و غیر آن‏ها هم کارشان چوپانى و رانندگى و کشیترانى است و اصولاً کسى که سفر را به عنوان شغل خود برگزیده باشد، وجود ندارد.

ج: کسى که سفر مقدمه کار او است، اگر در خلال هر ده روز حداقل یک بار براى کار به محل کارش رفت و آمد نماید، نمازش تمام و روزه‏اش صحیح است، و در کلمات فقها(رضوان‌الله‌علیهم) مراد از کسى که شغل او مسافرت است، کسى است که قوام کار او به سفر است مانند شغلهایى که در سؤال ذکر شده است.

س ۶۴۲: نظر حضرتعالى درباره نماز و روزه کسانى که به مدت معیّنى بیش از یک سال در شهرى براى کار اقامت مى‏کنند و یا سربازانى که به مدت یک یا دو سال براى انجام خدمات سربازى در شهرى مى‏مانند، چیست؟ آیا بعد از هر سفرى باید قصد اقامت ده روز کنند تا نمازشان تمام و روزه آنها صحیح باشد؟ و اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را داشته باشند، نماز و روزه آنها چه حکمى دارد؟

ج: اگر حداقل هر ده روز یکبار به خاطر شغل شان به محل کار سفر مى‏کنند، در غیر سفر اول و دوم نمازشان تمام و روزه‏شان صحیح است، ولى در سفر اول و دوم، حکم سایر مسافرین را دارند، یعنى تا قصد اقامت ده روز را نکرده‏اند، نماز آنان شکسته است و روزه‏شان صحیح نیست.

س ۶۴۳: نماز و روزه خلبانان هواپیماهاى جنگى که بیشتر روزها از پایگاه‏هاى هوایى‏شان اقدام به پرواز کرده و مسافتى بسیار بیشتر از مسافت شرعى را مى‏پیمایند و مرتب این عمل را تکرار مى‏کنند، چه حکمى دارد؟

ج: حکم آنان همان حکم سایر رانندگان و ملوانان و خلبانان هواپیماهاست، یعنى نماز آنها در سفر تمام و روزه‏شان صحیح است.

س ۶۴۴: آیا قبیله‏هایى که یک یا دو ماه از قشلاق به ییلاق یا بر عکس منتقل مى‏شوند، ولى بقیه سال را در ییلاق یا قشلاق به سر مى‏برند، داراى دو وطن هستند؟ مسافرتهایى که در ایام اقامت خود در یکى از این دو مکان به مکان دیگر انجام مى‏دهند، از جهت قصر یا تمام بودن نماز چه حکمى دارد؟

ج: اگر قصد نقل و انتقال همیشگى از ییلاق به قشلاق و بر عکس را دارند تا روزهایى از سال را در یکى و روزهایى را در دیگرى بگذرانند و هر دو مکان را براى زندگى دائمى خود انتخاب کرده باشند، هر یک از آن دو مکان وطن آنان محسوب مى‏شود و بر آنان در آن دو مکان حکم وطن جارى مى‏گردد، و اگر فاصله بین آن دو به مقدار مسافت شرعى باشد، در راه سفر از یکى به دیگرى، حکم سایر مسافرین را دارند.

س ۶۴۵: من کارمند یکى از ادارات دولتى شهر هستم. فاصله بین محل کار و محل سکونتم حدود سى و پنج کیلومتر است که هر روز این مسیر را براى رسیدن به محل کارم طى مى‏کنم. اگر براى کار خاصى قصد کنم چند شب در شهر بمانم، نمازم چه حکمى دارد، آیا واجب است نماز را تمام بخوانم یا خیر؟ به عنوان مثال هنگامى که در روز جمعه براى زیارت اقوام به شهر سمنان مسافرت مى‏کنم، آیا واجب است نمازم را تمام بخوانم یا خیر؟

ج: اگر مسافرت به خاطر کارى که هر روز براى آن سفر مى‏کنید، نباشد، حکم سفر شغلى را ندارد، ولى اگر سفر به خاطر شغلى که در محل کار دارید، باشد و در ضمنِ آن، اعمال خاصى از قبیل دیدن اقوام و دوستان را هم انجام مى‏دهید و گاهى یک یا چند شب هم در آنجا مى‏مانید، باعث تغییر حکم سفر شغلى نمى‏شود و نماز تمام و روزه صحیح‏ است.

س ۶۴۶: اگر من در محل کارم پس از پایان وقت ادارى و انجام کارهاى ادارى که به خاطر آن مسافرت کرده‏ام، به انجام کارهاى شخصى بپردازم. مثلاً از ساعت هفت صبح تا دو بعد از ظهر کارهاى ادارى را انجام دهم و از آن به بعد مشغول انجام کارهاى شخصى شوم، نماز و روزه‏ام چه حکمى دارد؟

ج: انجام ‏کارهاى خصوصى در سفر شغلى ادارى بعد از پایان کار ادارى، حکم سفر شغلى را تغییر نمى‏دهد.

س ۶۴۷: نماز و روزه سربازانى که مى‏دانند بیش از ده روز در مکانى مى‏مانند، ولى از خود اختیارى ندارند، چه حکمى دارد؟ امیدواریم فتواى حضرت امام(قدّس‏سرّه) را هم بیان فرمایید.

ج: با اطمینان به اینکه ده روز یا بیشتر در یک مکان خواهند ماند، واجب است که نماز خود را تمام بخوانند و روزه بگیرند. فتواى امام(قدّس‏سرّه) هم همین است.

س ۶۴۸: نماز و روزه نیروهاى کادرى که در استخدام ارتش یا سپاه پاسداران انقلاب اسلامى هستند و بیشتر از ده روز در پادگان و بیشتر از ده روز در مناطق مرزى مى‏مانند، چه حکمى دارد؟ خواهشمندم فتواى حضرت امام(قدّس‏سرّه) را هم بیان فرمایید.

ج: اگر قصد اقامت ده روز یا بیشتر را در مکانى دارند و یا مى‏دانند که ده روز یا بیشتر از آن مقدار در آنجا خواهند ماند، واجب است که نماز خود را تمام بخوانند و روزه هم بگیرند. فتواى امام(قدّس‏سرّه) هم همین است.

س ۶۴۹: در رساله عملیه امام خمینى در بحث نماز مسافر، شرط هفتم، آمده است: «واجب است راننده در غیر از سفر اول نماز خود را تمام بخواند ولى در سفر اول نمازش شکسته است هرچند طولانى باشد، آیا مقصود از سفر اول همان شروع حرکت از وطن تا بازگشت به آن است یا با رسیدن به مقصد سفر اوّل تمام مى‏شود؟

ج: اگر رفت و برگشت در نظر عرف، یک سفر محسوب شود مثل استادى که از وطن براى تدریس به شهرى سفر کرده و هنگام عصر یا فرداى آن روز به مبدء بر مى‏گردد، در این صورت، رفت و برگشت سفر اوّل محسوب مى‏شود. و در صورتى که عرفاً یک سفر نباشد مثل راننده‏اى که براى حمل کالا به مقصدى حرکت کرده و از آنجا به مکان دیگرى براى حمل مسافر یا کالاى جدید سفر نماید وسپس به وطن مراجعت مى‏کند که در این فرض، سفر اوّل با رسیدن به مقصد، تمام مى‏شود.

س ۶۵۰: کسى که رانندگى ماشین شغل ثابت و دائمى او نیست، ولى براى مدت کوتاهى وظیفه رانندگى به او محول مى‏شود مثل سربازانى که وظیفه رانندگى را در پادگانها و پاسگاهها و غیر آنها بر عهده مى‏گیرند، آیا این افراد حکم مسافر را دارند یا آنکه واجب است نماز خود را تمام خوانده و روزه بگیرند؟

ج: اگر از نظر عرف، رانندگى ماشین در آن مدت موقت شغل آنها محسوب شود، حکم سایر رانندگان را خواهند داشت.

س ۶۵۱: اگر ماشینِ راننده‏اى بر اثر حادثه‏اى براى مدتى متوقف شود و راننده براى تعمیر و خرید لوازم به شهر دیگرى مسافرت نماید، با توجه به اینکه با ماشین خود سفر نکرده، آیا باید در مانند این سفر نمازش را تمام بخواند یا شکسته؟

ج: اگر در این سفر شغل او رانندگى نباشد و عرف هم این سفر را سفر شغلى نداند، حکم دیگر مسافران را خواهد داشت.

س ۶۵۲: دانشجویانى که هر هفته حداقل دو روز براى تحصیل مسافرت مى‏کنند و یا کارمندانى که هر هفته براى کارشان سفر مى‏کنند، چه حکمى دارند؟ با توجه به اینکه آنها هر هفته مسافرت مى‏نمایند، ولى امکان دارد به خاطر تعطیلى دانشگاه یا کارشان به مدت یک ماه در وطن اصلى خود بمانند و در خلال آن مدت مسافرتى نمى‏کنند، آیا بعد از گذشت یک ماه که سفر خود را دوباره آغاز مى‏کنند، نمازشان در سفر اول طبق قاعده شکسته و بعد از آن تمام است؟

ج: حکم نماز و روزه در سفر براى تحصیل علم، مبنى بر احتیاط است،(۱) اعم از اینکه سفرشان هفتگى باشد یا روزانه. ولى کسى که براى کار آزاد یا ادارى، مسافرت مى‏کند، اگر بین وطن یا محل سکونت و محل کارش هر ده روز حداقل یک مرتبه رفت و آمد نماید، باید از سفر سوم به بعد نماز خود را تمام بخواند و روزه او هم صحیح است، و اگر بین دو سفرى که براى کار کردن مى‏‌رود، ده روز در وطن یا جاى دیگرى بماند، در سفر اولى که بعد از اقامت ده روزه براى کار کردن مى‏رود، نمازش شکسته است و نمى‏‌تواند روزه بگیرد.

س ۶۵۳: دبیر شاغل در شهرستان رفسنجان مى‏باشم با توجه به پذیرفته شدن در مرکز عالى ضمن خدمت و مأموریت به تحصیلى آموزش و پرورش، سه روز ابتداى هفته را در شهرستان کرمان اشتغال به تحصیل دارم و بقیه ایّام هفته را در شهرستان خود به خدمت مشغولم، نظر حضرتعالى در مورد احکام نماز و روزه اینجانب چه مى‏باشد، آیا حکم دانشجو بودن بر ما جارى است یا خیر؟

ج: اگر مأمور به تحصیل هستید نماز شما تمام و روزه صحیح است.

س ۶۵۴: اگر یکى از طلاب علوم دینى قصد داشته باشد تبلیغ را شغل خود قرار دهد، آیا با این فرض مى‏تواند در سفر نماز خود را تمام بخواند و روزه هم بگیرد؟ اگر شخصى براى کارى غیر از تبلیغ و ارشاد یا امر به معروف و نهى از منکر مسافرت نماید، نماز و روزه‏اش چه حکمى دارد؟

ج: اگر عرفاً تبلیغ و ارشاد یا امر به معروف و نهى از منکر شغل و کار او محسوب شود، در سفر براى انجام آن کارها حکم مسافرى را دارد که به خاطر شغل و کارش سفر مى‏کند، و اگر زمانى براى کارى غیر از ارشاد و تبلیغ مسافرت کرد، در آن سفر مانند سایر مسافران نمازش شکسته است و روزه او صحیح نیست.

س ۶۵۵: کسانى که مدت غیر معیّنى مسافرت مى‏کنند مانند طلاب علوم دینى که براى درس خواندن به حوزه علمیه مى‏روند و یا کارمندان دولت که براى کار به مدت غیر معیّنى به شهرى اعزام مى‏شوند، نماز و روزه این افراد چه حکمى دارد؟

ج: بر محل تحصیل یا کار حکم وطن مترتب نیست، مگر آنکه آنقدر آنجا بمانند که عرفاً وطن آنها محسوب شود.

س ۶۵۶: طلبه علوم دینى در شهرى که وطن او نیست زندگى مى‏کند، اگر قبل از قصد اقامه ده روز مى‏دانسته و یا قصد داشته که به‌طور هفتگى به مسجدى که بیرون شهر واقع است برود، آیا مى‏تواند قصد اقامت ده روز کند یا خیر؟

ج: هنگام قصد اقامت، قصد رفتن به کمتر از مسافت شرعى به مدت شش، هفت ساعت در مجموع ایام اقامت ضرر به صحّت‏ قصد اقامت نمى‏زند و تشخیص اینکه مقصدى که قصد رفتن به آنجا را دارد، آیا داخل در محل اقامت هست یا خیر، موکول به نظر عرف است.

س ۶۵۷: من در جایى کار مى‏کنم که کمتر از مسافت شرعى با شهر مجاور فاصله دارد و چون هیچ‌یک از دو مکان، وطن من نیست، لذا در محل کارم قصد اقامت ده روز مى‏کنم تا نمازم را تمام خوانده و بتوانم روزه بگیرم، و هنگامى که در محل کارم قصد اقامت ده روز مى‏کنم، در خلال آن مدت و بعد از آن قصد رفتن به شهر مجاور نمى‏کنم، حکم شرعى من در حالتهاى زیر چیست؟

ج: ۱و۲: اگر از ابتداء، قصد خروج نداشته باشید، بعد از استقرار حکم تمام بودن نماز در محل اقامت هرچند با خواندن حداقل یک نماز چهار رکعتى در آنجا باشد، خارج شدن از آنجا به مقدار کمتر از مسافت شرعى، در یک یا چند روز، به قصد اقامت ضرر نمى‏رساند، و در این صورت فرقى نمى‏کند که خروج قبل از پایان ده روز باشد یا بعد از آن، و تا مسافرت جدیدى انجام نشده، نماز تمام و روزه صحیح است. ۳. رفتن به محله‏هاى دیگر شهر محل اقامت، هرچند با محله قصد اقامت به مقدار مسافت شرعى فاصله داشته باشد، به قصد اقامت و حکم آن ضرر نمى‏رساند، ولى اگر پس از قصد اقامت در شهرى به شهر دیگرى که با شهر محل اقامت به مقدار مسافت شرعى فاصله دارد برود، قصد اقامت قبلى وى به هم مى‏خورد و بعد از برگشت به محل اقامت، باید دوباره قصد نماید.

س ۶۵۸: اگر مسافر بعد از خروج از وطن، از راهى عبور کند که صداى اذان وطن اصلى خود را بشنود و یا دیوار خانه‏هاى آن را ببیند، آیا به مسافت شرعى ضرر مى‏رساند؟

ج: تا از وطن خود عبور نکرده، ضررى به مسافت شرعى نمى‏رساند و مسافرتش قطع نمى‏شود، ولى تا در داخل محدوده بین وطن و حد ترخص آن هست، حکم مسافر بر او جارى نمى‏شود.

س ۶۵۹: محل کار من که در آنجا سکونت هم دارم، غیر از وطن اصلى ام است و با آن بیش از مسافت شرعى فاصله دارد، و محل کارم را هم وطن خود قرار نداده‏ام و امکان دارد فقط براى چندین سال در آنجا بمانم. گاهى از آنجا براى انجام مأموریت ادارى به مدت دو یا سه روز در ماه خارج مى‏شوم، آیا هنگامى که از شهرى که در آن سکونت دارم به مقدارى بیش از مسافت شرعى خارج شده و بر مى‏گردم، واجب است در بازگشت قصد اقامت ده روز کنم یا خیر؟ و اگر قصد اقامت ده روز واجب است، تا چه مسافتى مى‏توانم به اطراف شهر بروم؟

ج: اگر از شهرى که در آن سکونت دارید، به مقدار مسافت شرعى خارج شوید، هنگام مراجعت باید دوباره قصد اقامت ده روز نمایید، و در صورتى که قصد اقامت ده روز به‌طور صحیح تحقق پیدا کرد و حکم تمام خواندن نماز هرچند با خواندن حداقل یک نماز چهار رکعتى محقق شد، خروج به کمتر از مسافت شرعى ضررى به حکم اقامت نمى‏زند، همچنان‌که در خلال ده روز قصد خروج به باغها و مزرعه‏هاى محل اقامت، به قصد اقامت آسیبى نمى‏رساند.

س ۶۶۰: اگر شخصى براى چندین سال در چهار کیلومترى وطنش باشد و هر هفته به خانه‏اش برود، هنگامى که این شخص به محلى مسافرت کند که فاصله آن با وطنش بیست و پنج کیلومتر و با مکانى که چندین سال در آن درس خوانده است، بیست و دو کیلومتر است، نماز او چه حکمى دارد؟

ج: اگر از وطنش به آنجا مسافرت کند، نماز قصر است.

س ۶۶۱: مسافرى قصد رفتن به سه فرسخى را دارد، ولى از ابتدا در نظر دارد که در بین راه از راه فرعى براى انجام کار معیّنى به یک فرسخى برود و سپس به مسیر اصلى برگشته و به سفر خود ادامه دهد، نماز و روزه این مسافر چه حکمى دارد؟

ج: حکم مسافر را ندارد و ضمیمه کردن مقدار راهى که با خروج از مسیر اصلى و بازگشت به آن پیموده، براى تکمیل مسافت شرعى کافى نیست.

س ۶۶۲: با توجه به فتواى امام خمینى(قدّس‏سرّه) مبنى بر وجوب قصر نماز و افطار هنگام سفر به هشت فرسخى، اگر مقدار رفتن کمتر از چهار فرسخ باشد، ولى در بازگشت، به علت مشکلات راه و نبودن ماشین، مجبور به پیمودن مسافتى بیش از شش فرسخ شود، آیا باید نماز را شکسته خواند و روزه را افطار کرد؟

ج: اگر رفتن کمتر از چهار فرسخ باشد و مسیر بازگشت هم به مقدار مسافت شرعى نباشد، نماز تمام و روزه صحیح است.

س ۶۶۳: کسى که از محل سکونت خود به محل دیگرى که کمتر از مسافت شرعى است، سفر کند و در خلال ایام هفته چندین بار از آن محل به محله‏هاى دیگر برود، به‌طورى که مجموع مسافت بیش از هشت فرسخ شود، چه وظیفه‏اى دارد؟

ج: اگر هنگام خارج شدن از منزل قصد پیمودن مسافت شرعى را نداشته و فاصله بین مقصد اول و محله‏هاى دیگر هم به مقدار مسافت شرعى نباشد، حکم مسافر را ندارد.

س ۶۶۴: اگر انسان به قصد رفتن به مکان معیّنى از شهر خود خارج شود و در آنجا به گردش بپردازد، آیا این گردش جزء مسافتى که از منزل پیموده، محسوب مى‏شود؟

ج: گردش در مقصد جزء مسافت محسوب نمى‏شود.

س ۶۶۵: آیا هنگام قصد اقامت، جایز است نیّت خروج از محل اقامت به محل دیگرى را که کمتر از چهار فرسخ با آن فاصله دارد بنمائیم؟

ج: قصد خروج از محل اقامت به اندازه کمتر از مسافت شرعى اگر به صدق اقامت ده روز ضرر نزند مثل بیرون رفتن از آنجا به مدت چند ساعت از روز یا شب براى یک بار یا چند بار به شرطى که مجموع ساعات خروج از شش، هفت ساعت بیشتر نشود، در این صورت، قصد خروج به قصد اقامت لطمه نمى‏زند.

س ۶۶۶: با توجه به اینکه رفت و آمد از محل سکونت به محل کار که بیشتر از بیست و چهار کیلومتر از هم فاصله دارند، موجب مى‏شود که نماز تمام خوانده شود، اگر من از شهرى که در آن کار مى‏کنم به خارج از آن و یا شهر دیگرى که فاصله آن با محل کارم به مقدار مسافت شرعى نیست، بروم و قبل از ظهر یا بعد از ظهر به محل کارم برگردم، آیا باز هم نمازم تمام است؟

ج: به مجرد خارج شدن از محل کار به مقدار کمتر از مسافت شرعى، هرچند ارتباطى با کار روزانه شما نداشته باشد، حکم نماز و روزه شما در محل کار تغییر نمى‏کند، و فرقى هم نمى‏کند که قبل از ظهر به محل کارتان برگردید یا بعد از ظهر.

س ۶۶۷: من از اهالى اصفهان هستم و مدتى است که در دانشگاهى در شاهین شهرکه از توابع اصفهان است مشغول به کارم، و فاصله بین اصفهان و شاهین شهر کمتر از مسافت شرعى (در حدود بیست کیلومتر) است، ولى تا دانشگاه که در اطراف شاهین شهر واقع شده، بیشتر از مسافت شرعى (در حدود بیست و پنج کیلومتر) است. با توجه به اینکه دانشگاه در شاهین شهر است و راه من از وسط شهر عبور مى‏کند، ولى مقصد اصلى من دانشگاه است، آیا مسافر محسوب مى‏شوم یا خیر؟

ج: اگر فاصله بین دو شهر کمتر از چهار فرسخ شرعى باشد، حکم سفر مترتب نمى‏شود.

س ۶۶۸: من هر هفته براى زیارت حضرت معصومه(سلام‌الله‌علیها) و انجام اعمال مسجد جمکران به شهر قم مسافرت مى‏کنم، آیا در این سفر نمازم را تمام بخوانم یا شکسته؟

ج: در این سفر حکم سایر مسافرین را دارید و نماز شما قصر است.

س ۶۶۹: محل تولد من شهر کاشمر است و از سال ۱۳۴۵ هجرى شمسى تا سال ۱۳۶۹ ساکن تهران بوده‏ام و آنجا را وطن براى خود انتخاب کردم، و مدت سه سال است که همراه با خانواده‏ام براى ماموریت ادارى به بندرعباس آمده و کمتر از یک سال دیگر به شهر تهران که وطن من است، باز خواهم گشت. با توجه به اینکه در مدتى که در بندرعباس هستم، هر لحظه امکان دارد براى مأموریت به شهرهاى تابع بندرعباس بروم و مدتى در آنجا بمانم و زمان مأموریت‏هاى ادارى هم که به من ارجاع مى‏شود، قابل پیش بینى نیست، خواهشمندم اولاً: حکم نماز و روزه مرا بیان فرمایید. ثانیاً: با توجه به اینکه در اغلب اوقات یا در بعضى از ماههاى سال براى چند روز در مأموریت ادارى به سر مى‏برم، آیا کثیر السفر محسوب مى‏شوم یا خیر؟ ثالثاً: با توجه به اینکه همسرم خانه‏دار و متولد تهران است و با من به بندرعباس آمده و ساکن آن شده است، حکم شرعى نماز و روزه وى چیست؟

ج: نماز و روزه شما در محل کار فعلى‌تان که وطن شما نیست، حکم نماز و روزه مسافر را دارد، یعنى نماز شکسته است و روزه‏تان صحیح نیست، مگر آنکه در آنجا قصد اقامت ده روز کنید و یا در هر ده روز حداقل یک بار به خاطر کارى که مربوط به وظیفه شما است، مسافرت نمایید؛ و اما همسرتان که در محل کار همراه شما است، اگر قصد اقامت ده روز کرده باشد، نماز وى تمام و روزه‏اش صحیح است و در غیر این صورت نمازش شکسته است و نمى‏تواند روزه بگیرد.

س ۶۷۰: شخصى قصد اقامت ده روز در جایى کرده است، به خاطر اینکه مى‏دانسته که ده روز در آنجا مى‏ماند و یا تصمیم بر ماندن داشته است ولى بعد از آنکه با خواندن یک نماز چهار رکعتى، حکم تمام خواندن نماز بر او مترتب شد، مسافرتى غیر ضرورى براى وى پیش مى‏آید، آیا رفتن به آن سفر براى او جایز است؟

ج: سفر او اشکال ندارد، هرچند غیر ضرورى باشد.

س ۶۷۱: اگر فردى براى زیارت حرم امام رضا(علیه‌الصلوه‌والسلام) مسافرت نماید و با آنکه مى‏داند کمتر از ده روز در آنجا خواهد ماند ولى براى اینکه نمازش تمام باشد، قصد اقامت ده روز مى‏کند، این کار او چه حکمى دارد؟

ج: اگر مى‏داند که در آنجا ده روز نمى‏ماند، قصد اقامت ده روز معنا و اثرى ندارد و باید در آنجا نمازش را شکسته بخواند.

س ۶۷۲: مأمورین غیر محلى که هیچگاه ده روز در شهر محل کار نمى‏مانند، ولى مسافرت آنان کمتر از مسافت شرعى است، از جهت تمام یا شکسته بودن نماز چه وظیفه‏اى دارند؟

ج: اگر فاصله بین وطن و محل کار آنها به مقدار مسافت شرعى ولو تلفیقاً نباشد، احکام مسافر را ندارند، و کسى که بین وطن و محل کارش به مقدار مسافت شرعى فاصله باشد، اگر حداقل هر ده روز یک بار بین آن دو رفت و آمد مى‌کند، در ابتداى امر از سفر سوم نمازش را باید تمام بخواند، ولى هرگاه ده روز یا بیشتر در وطن یا محل کار اقامت کند، در سفر اول بعد از ده روز، حکم سایر مسافرین را خواهد داشت.

س ۶۷۳: کسى که به جایى مسافرت کرده و نمى‏داند چه مقدار در آنجا خواهد ماند، ده روز یا کمتر، چگونه باید نماز بخواند؟

ج: وظیفه شخص مردد تا سى روز قصر است و از آن به بعد باید نمازش را تمام بخواند، هرچند در همان روز بخواهد برگردد.

س ۶۷۴: کسى که در دو مکان تبلیغ مى‏کند و قصد اقامت ده روز هم در آن منطقه دارد، نماز و روزه‏اش چه حکمى دارد؟

ج: اگر از نظر عرف دو مکان محسوب شوند، قصد اقامت در هر دو محل و یا در یکى از آن دو با قصد رفت و آمد به مکان دیگر در خلال ده روز، صحیح نیست.

س ۶۷۵: در آلمان و بعضى از کشورهاى اروپایى، گاهى فاصله بین بعضى از شهرها (یعنى فاصله تابلوهاى خروجى شهرى و ورودى شهر دیگر) به صد متر نمى‏رسد، حتى بعضى از خانه‏ها و خیابان‏هاى دو شهر کاملاً به هم متصل هستند، حد ترخص این موارد چگونه است؟

ج: با فرض اتصال یکى از دو شهر به دیگرى به نحوى که در سؤال آمده است، آن دو، حکم دو محله یک شهر را دارند که خروج از یکى به دیگرى مسافرت محسوب نمى‏شود تا نیاز به حد ترخص باشد.

س ۶۷۶: معیار حد ترخص شنیدن اذان و دیدن دیوارهاى شهر است، آیا یکى از آن دو کافى است یا اینکه باید هر دو با هم وجود داشته باشند؟

ج: احوط، رعایت هر دو علامت است، هرچند بعید نیست که شنیده نشدن اذان براى تعیین حد ترخص کافى باشد.

س ۶۷۷: آیا معیار حد ترخص شنیدن صداى اذان از خانه‏هاى طرفى است که مسافر از آن طرف شهر خارج یا داخل آن مى‏شود، یا اینکه معیار اذان وسط شهر است؟

ج: معیار، شنیدن اذان آخر شهر از طرفى است که مسافر از آن خارج و یا داخل آن مى‏شود.

س ۶۷۸: در اینجا بین اهالى یکى از نواحى راجع به مسافت شرعى اختلاف وجود دارد. عده‏اى مى‏گویند که دیوارهاى آخرین خانه‏هاى منطقه که به هم متصل هستند، ملاک است. عده‏اى هم معتقدند که باید مسافت را از کارخانه‏ها و شهرکهاى پراکنده‏اى که بعد از خانه‏هاى شهر واقع شده است، محاسبه کرد، سؤال این است که آخر شهر کجاست؟

ج: تعیین آخر شهر موکول به نظر عرف است. اگر در نظر عرف کارخانه‏ها و شهرکهاى پراکنده اطراف شهر جزو شهر نباشد، مسافت را از آخر خانه‏هاى شهر باید حساب نمود.

س ۶۷۹: اگر انسان بداند در سفرى که مى‏خواهد برود، مرتکب معاصى و محرمات خواهد شد، آیا نمازش شکسته است یا تمام؟

ج: مادامى که سفر او به خاطر ترک واجب یا فعل حرامى نباشد، نماز او مانند سایر مسافران شکسته است.

س ۶۸۰: کسى که بدون قصد معصیت مسافرت کند، ولى در بین راه براى ادامه و تکمیل سفر قصد ارتکاب معصیت نماید، آیا نمازش را باید تمام بخواند یا شکسته؟ آیا نمازهاى شکسته‏اى که در طول راه خوانده، صحیح است یا خیر؟

ج: واجب است از زمانى که قصد استمرار سفر به خاطر معصیت کرده، نمازش را تمام بخواند و نمازهایى را که پس از تصمیم به ادامه سفر به قصد ارتکاب گناه، شکسته خوانده است، باید اعاده کند و تمام بخواند.

س ۶۸۱: سفر براى تفریح یا خرید مایحتاج زندگى با فرض فراهم نبودن مکانى براى نماز و مقدمات آن در مسافرت، چه حکمى دارد؟

ج: اگر بداند که در مسافرت مبتلا به ترک بعضى از واجبات نماز مى‏شود، احوط این است که به آن سفر نرود، مگر آنکه ترک آن براى او ضرر یا مشقت داشته باشد. در هر صورت جایز نیست نماز را در هیچ حالى ترک نماید.

س ۶۸۲: من متولد شهر تهران هستم و پدر و مادرم در اصل از اهالى شهر «مهدى شهر» هستند، لذا چندین بار در طول سال به آنجا سفر مى‏کنند و من هم همراه آنان مى‏روم، با توجه به اینکه من قصد بازگشت به «مهدى شهر» را براى سکونت ندارم، بلکه قصد دارم در تهران بمانم، نماز و روزه‏ام چه حکمى دارند؟

ج: در فرض مذکور، نماز و روزه شما در وطن اصلى پدر و مادرتان، حکم نماز و روزه سایر مسافرین را دارد.

س ۶۸۳: من شش ماه از سال را در شهرى و شش ماه را در شهر دیگرى که محل تولدم و محل سکونت من و خانواده‏ام است، زندگى مى‏کنم، ولى در شهر اول به‌طور متوالى و مستمر ساکن نیستم، مثلاً دو هفته یا ده روز و یا کمتر در آن مى‏مانم و سپس به محل تولد و سکونت خانواده‏ام بر مى‏گردم، سؤال من این است که اگر قصد ماندن کمتر از ده روز را در شهر اول داشته باشم، آیا حکم مسافر را دارم یا خیر؟

ج: اگر آن شهر وطن اصلى شما نباشد و قصد توطن در آنجا را هم نداشته باشید، در صورتى که قصد اقامت کمتر از ده روز را داشته باشید، حکم سایر مسافرین را دارید، مگر آنکه آنجا محل کار شما باشد و حداقل هر ده روز یکبار جهت کار به آنجا رفت و آمد داشته باشید که در این صورت نماز شما تمام و روزه‏تان صحیح است.

س ۶۸۴: کسى که مى‌خواهد سالیانى در مکانى بماند، تا چه مدتى بناى ماندن آنجا را داشته باشد، حکم وطن را دارد، و آیا بین ماندن در آنجا صرفاً به قصد زندگى یا براى کار یا هر دو، تفاوتى وجود دارد؟

ج: اگر بناى زندگى در آنجا را به مدّت هفت، هشت سال داشته باشد براى ترتّب حکم وطن کافى است. ولى اگر براى کار یا امر دیگرى غیر از زندگى در آنجا، مدتى بخواهد بماند، حکم وطن مترتّب نیست.

س ۶۸۵: وطن شخصى تهران است و در حال حاضر قصد دارد در یکى از شهرهاى نزدیک تهران ساکن شده و آن را وطن خود قرار دهد، ولى چون محل کسب و کار روزانه‏اش در تهران است، نمى‏تواند ده روز در آنجا بماند، چه رسد به شش ماه، بلکه هر روز به محل کارش مى‏رود و شب به آنجا برمى‏گردد، نماز و روزه او در آن شهر چه حکمى دارد؟

ج: شرط تحقق عنوان وطن جدید این نیست که انسان بعد از قصد توطن و سکونت در شهرى، شش ماه به‌طور مستمر در آنجا بماند، بلکه بعد از اینکه آنجا را به عنوان وطن جدید انتخاب نمود و با این قصد، مدتى (اگر چه فقط شبها) آنجا سکونت نمود، وطن او محسوب مى‏شود.

س ۶۸۶: محل تولد من و همسرم شهر کاشمر است، ولى بعد از استخدام در یکى از ادارات دولتى، به نیشابور منتقل شدم، پدر و مادر ما هنوز در زادگاهمان زندگى مى‏کنند، در ابتداى رفتن به نیشابور، از وطن اصلى خود اعراض کردیم، ولى اکنون بعد از پانزده سال از این امر منصرف شده‏ایم، خواهشمندم به سؤالات زیر پاسخ فرمایید: ۱ ـ هنگامى که به خانه پدر و مادرمان مى‏رویم و چند روز نزد آنها مى‏مانیم، وظیفه من و همسرم راجع به نماز چیست؟ ۲ ـ فرزندان ما که در محل سکونت فعلى ما (نیشابور) متولد شده و در حال حاضر به سن بلوغ رسیده‏اند، هنگامى که به شهر پدرى مان (کاشمر) رفته و چند روز نزد آنها مى‏مانیم، چه وظیفه‏اى دارند؟

ج: بعد از آنکه از وطن اصلى‌تان(کاشمر) اعراض کردید، دیگر حکم وطن در آنجا بر شما جارى نمى‏شود، مگر آنکه دوباره براى زندگى به آنجا برگشته وبا قصد زندگى دائم مدتى در آنجا اقامت کنید و این شهر نسبت به فرزندان شما هم حکم وطن را ندارد و همه شما در آنجا حکم مسافر را دارید.

س ۶۸۷: شخصى داراى دو وطن است، در نتیجه نماز خود را در هر دو مکان تمام مى‏خواند و روزه هم مى‏گیرد، آیا واجب است که همسر و فرزندان تحت تکفل وى در این مسأله از سرپرست خود تبعیت نمایند یا اینکه مى‏توانند مستقل از او عمل کنند؟

ج: زن مى‏تواند وطن جدید شوهرش را وطن خود قرار ندهد، ولى فرزندان اگر صغیر باشند و در تصمیم‏گیرى و کسب درآمد مستقل نباشند و یا در این مسأله تابع اراده پدر باشند، وطن جدید پدر، وطن آنها هم محسوب مى‏شود.

س ۶۸۸: اگر زایشگاه خارج از وطن پدر باشد و مادر ناچار باشد که چند روزى براى وضع حمل به زایشگاه منتقل شود و بعد از تولد فرزند برگردد، وطن این طفل کجاست؟

ج: اگر زایشگاه در وطن پدر و مادر که در آن زندگى مى‏کنند قرار داشته باشد، همانجا وطن اصلى کودک هم خواهد بود، در غیر این صورت مجرد تولد در شهرى باعث نمى‏شود که آنجا وطن او شود، بلکه وطن وى همان وطن پدر و مادر است که بعد از تولد به آنجا برده شده و با آنها زندگى مى‏کند.

س ۶۸۹: چند سال است که شخصى در شهر اهواز سکونت دارد ولى آنجا را به عنوان وطن دوم خود قرار نداده است، اگر از آن شهر به مقدار بیشتر یا کمتر از مسافت شرعى خارج شود، هنگام بازگشت مجدد به آنجا، نماز و روزه او چه حکمى دارد؟

ج: بعد از آنکه قصد اقامت در اهواز کرد و حکم تمام خواندن نماز با بجا آوردن حداقل یک نماز چهار رکعتى بر او مستقر شد، تا از آنجا به مقدار مسافت شرعى و یا بیشتر خارج نشده، نمازش تمام و روزه او صحیح است. ولى اگر به آن مقدار از آنجا خارج شود، حکم سایر مسافرین را خواهد داشت.

س ۶۹۰: من فردى عراقى هستم که قصد اعراض از وطنم عراق را دارم، آیا همه ایران را وطن خود قرار دهم یا منطقه‏اى را که در آن ساکن هستم و یابراى انتخاب وطن حتماً باید خانه‏اى بخرم؟

ج: در وطن جدید، قصد توطن در شهر خاص و معیّن و سکونت در آن به مدتى که انسان عرفاً اهل آنجا محسوب شود، شرط است، ولى تملک خانه یا غیر آن شرط نیست.

س ۶۹۱: کسى که قبل از بلوغ از محل تولد خود به شهر دیگرى مهاجرت نماید و به مسأله اعراض از وطن آگاه نباشد، الآن که به سن تکلیف رسیده، نسبت به نماز و روزه‏اش در آنجا چه وظیفه‏اى دارد؟

ج: اگر از محل تولد به تبعیت از پدرش مهاجرت کند و پدر وى قصد بازگشت به آنجا را براى زندگى نداشته باشد، آن مکان براى او حکم وطن را ندارد.

س ۶۹۲: اگر شخصى وطنى داشته باشد که در حال حاضر در آن سکونت نمى‏کند، ولى گاهى با همسرش به آنجا مى‏رود، آیا همسر او در آنجا باید مانند وى نمازش را تمام بخواند یا خیر؟ و اگر همسرش تنها به آنجا برود نمازش چه حکمى دارد؟

ج: مجرد اینکه آن مکان وطن شوهر اوست باعث نمى‏شود که وطن وى هم باشد و بر او در آنجا احکام وطن جارى شود.

س ۶۹۳: آیا محل کار حکم وطن را دارد؟

ج: اشتغال به کارى در مکانى موجب نمى‏شود که آن مکان وطن گردد، ولى اگر از محل سکونت تا محل کار که به مقدار مسافت شرعى با هم فاصله دارند، در هر ده روز حداقل یک مرتبه رفت و آمد نماید، نماز وى در آنجا تمام و روزه‏اش صحیح است.

س ۶۹۴: مراد از اعراض از وطن چیست؟ آیا مجرد ازدواج زن و رفتن وى همراه شوهر به هر جایى که او مى‏خواهد، اعراض محسوب مى‏شود یا خیر؟

ج: مراد از اعراض، خروج از وطن با تصمیم بر عدم بازگشت به آن براى سکونت است. و مجرد رفتن زن به ‏خانه ‏شوهر در شهر دیگر، مستلزم اعراض از وطن اصلى‏اش نیست.

س ۶۹۵: خواهشمندیم نظر خود را درباره وطن اصلى و وطن دوم بیان فرمایید.

ج: وطن اصلى جایى است که انسان در آن متولد شده و مدتى در آن بوده و رشد و نمو پیدا کرده است. وطن دوم هم جایى است که مکلّف آن را براى سکونت دائم، ولو براى چند ماه در هر سال، برگزیده است و یا بناى زندگى در آنجا به مدت هفت، هشت سال داشته باشد.

س ۶۹۶: پدر و مادر من از اهالى شهر ساوه هستند و هر دو در کودکى به تهران آمده و در آن سکونت کرده‏اند. بعد از ازدواج به شهر چالوس رفته و در آن ساکن شده‏اند، زیرا محل کار پدرم آنجا بوده است. بنا بر این من در تهران به دنیا آمده، ولى هرگز در آن اقامت نکرده‏ام، در تهران و ساوه چگونه نماز بخوانم؟

ج: اگر بعد از تولد در تهران، در آنجا رشد و نمو نکرده باشید، تهران وطن اصلى شما محسوب نمى‏شود، بنا بر این اگر تهران و ساوه را به عنوان وطن اتخاذ نکرده باشید، در آنجا حکم وطن بر شما جارى نمى‏شود.

س ۶۹۷: شخصى از وطنش اعراض نکرده است و در حال حاضر حدود شش سال است که در شهر دیگرى اقامت دارد، در صورتى که به وطن خود برگردد، با توجه به اینکه بر تقلید امام راحل(قدّس‏سرّه) باقى مانده، آیا نماز خود را باید تمام بخواند یا شکسته؟

ج: تا از وطن سابق خود اعراض نکرده، حکم وطن نسبت به او باقى است و نماز وى در آنجا تمام و روزه‏اش صحیح است.

س ۶۹۸: دانشجویى خانه‏اى را در شهر تبریز براى تحصیل در دانشگاه آن به مدت چهار سال اجاره کرده است، همچنین وى در صورت امکان، قصد ماندن دائمى در تبریز را دارد، در حال حاضر در ایام ماه مبارک رمضان گاهى به وطن اصلى‏اش رفت و آمد مى‏کند، آیا آن دو مکان، براى او دو وطن محسوب مى‏شوند؟

ج: اگر در حال حاضر قصد قطعى بر توطّن در محل تحصیل نداشته باشد، آنجا حکم وطن را براى او نخواهد داشت. ولى حکم وطن بودن وطن اصلى او تا زمانى که از آن اعراض نکرده، نسبت به وى باقى است.

س ۶۹۹: من در شهر کرمانشاه به دنیا آمده‏ام و شش سال است که در تهران ساکن هستم و بدون اینکه از وطن اصلى خود اعراض کرده باشم، قصد توطن در تهران کرده‏ام. اگر در هر یک یا دو سال از منطقه‏اى به منطقه دیگرى از مناطق تهران منتقل شوم، نماز و روزه‏ام در آنجا چه حکمى دارد؟ و چون بیشتر از شش ماه است که در منطقه جدیدى از تهران ساکن هستیم، آیا آنجا براى ما حکم وطن را دارد یا خیر؟ هنگامى که در طول روز به مناطق مختلف تهران رفت و آمد مى‏کنیم، نماز و روزه ما چه حکمى دارد؟

ج: اگر در تهران فعلى و یا محله‏اى از آن قصد توطن نموده‏اید، سراسر آنجا وطن شما محسوب مى‏شود، و در تمامى محله‏هاى تهران حکم وطن بر شما جارى است و نمازتان تمام و روزه شما صحیح است و تردد شما در تهران فعلى حکم سفر را ندارد.

س ۷۰۰: محل کار و سکونت فعلى شخصى از اهالى روستا در تهران است و پدر و مادر او در روستا زندگى مى‏کنند و در آن ملک و آب دارند، این شخص براى دیدار و کمک به آنجا مى‏رود، ولى تمایلى به بازگشت به آنجا براى سکونت ندارد، با توجه به اینکه آنجا زادگاه وى است، نماز و روزه‏اش در آنجا چه حکمى دارد؟

ج: اگر قصد مراجعت به آن روستا براى سکونت و زندگى ندارد، بلکه تصمیم به عدم مراجعت دارد، حکم وطن بر او در آنجا جارى نمى‏شود.

س ۷۰۱: آیا محل تولد شخص هرچند در آنجا ساکن نباشد، وطن محسوب مى‏شود؟

ج: اگر در آنجا مدتى مانده و رشد و نمو کرده باشد، تا از آن اعراض نکرده است، حکم وطن را دارد و در غیر این صورت حکم وطن ندارد.

س ۷۰۲: نماز و روزه کسى که سالهاى زیادى (نه سال) در سرزمینى که وطن او نیست، زندگى مى‏کند، و در حال حاضر ممنوع الورود به وطن خود است، ولى یقین دارد که روزى به آن باز خواهد گشت، چه حکمى دارد؟

ج: نماز و روزه او در کشورى که فعلاً در آن ساکن است، حکم نماز و روزه سایر مسافرین را دارد.

س ۷۰۳: شش سال از عمرم را در روستایى و هشت سال را در شهرى گذرانده و در حال حاضر براى تحصیل به مشهد آمده‏ام، نماز و روزه‏ام در هر یک از این مکانها چه حکمى دارد؟

ج: تا از روستاى محل تولد اعراض نکرده‏اید، براى شما نسبت به نماز و روزه، حکم وطن را دارد و در مشهد تا قصد توطن در آن نکرده‏اید، حکم مسافر را دارید، و شهرى هم که چندین سال در آن ساکن بوده‏اید، اگر آن را به عنوان وطن انتخاب کرده باشید، تا از آن اعراض نکرده‏اید، حکم وطن را براى شما دارد و در غیر این صورت در آن حکم مسافر را خواهید داشت.

س ۷۰۴: آیا زن در وطن و اقامت تابع شوهر است؟

ج: مجرد زوجیّت موجب تبعیّت قهرى نمى‏شود، و زن مى‏تواند در انتخاب وطن و قصد اقامت تابع شوهر خود نباشد. بله، اگر زن در انتخاب وطن و اعراض از آن تابع اراده همسرش باشد، قصد شوهرش براى او کافى است و شهرى که همسرش با او براى زندگى دائم و به قصد توطن به آنجا رفته است، وطن وى هم محسوب مى‏شود و همچنین اعراض شوهر او از وطن مشترکشان با خروج از آن و رفتن به جایى دیگر، اعراض او از وطن هم محسوب مى‏گردد، و براى اقامت ده روز در سفر، اطلاع او از قصد شوهرش مبنى بر اقامت ده روز با این فرض که وى تابع اراده شوهر است براى وى کافى است، بلکه اگر مجبور به همراهى با شوهرش در مدت اقامت در آنجا باشد، نیز حکم همین است.

س ۷۰۵: جوانى با زنى از شهرى دیگر ازدواج نموده است، هنگامى که این زن به خانه پدرش مى‏رود، نمازش قصر است یا تمام؟

ج: تا زمانى که از وطن اصلى خود اعراض نکرده، نمازش در آنجا تمام است.

س ۷۰۶: آیا زن و فرزندان مشمول مسأله «۱۲۸۴» رساله حضرت امام(قدّس‏سرّه) هستند؟ یعنى در تحقق سفر آنها قصد سفر توسط آنان شرط نیست؟ و آیا وطن پدر موجب تمام بودن نماز کسانى که تابع وى هستند، مى‏گردد؟

ج: اگر در سفر تابع پدر ولو قهراً باشند، قصد پدر براى پیمودن مسافت در صورت اطلاع آنان از آن کافى است. ولى در انتخاب وطن و اعراض از آن، اگر در تصمیم‏گیرى و زندگى مستقل نباشند، یعنى بر حسب طبیعت و ارتکازشان تابع اراده پدر باشند، در اعراض از وطن سابق و اتخاذ وطن جدید که پدر با آنها براى زندگى دائمى به آنجا رفته است، تابع وى خواهند بود.

س ۷۰۷: نظر جنابعالى درباره شهرهاى بزرگ از جهت قصد توطن یا اقامت ده روز در آنها چیست؟

ج: در احکام مسافر و قصد توطن و قصد اقامت ده روز فرقى بین شهرهاى بزرگ و معمولى نیست و حتى با قصد توطن در یک شهر بزرگ و مدتى در آنجا ماندن، بدون معیّن کردن محله خاصى از آن، تمام آن شهر حکم وطن را درباره او پیدا خواهد کرد. همچنین اگر قصد اقامت ده روز در مانند این شهر نماید، بدون اینکه محله خاصى از آن را قصد نماید، حکم تمام بودن نماز و صحّت‏ روزه در مورد او در تمام محله‏هاى آن شهر جارى خواهد بود.

س ۷۰۸: شخصى از فتواى امام(قدّس‏سرّه) در مورد اینکه تهران از بلاد کبیره است، مطلع نبوده و پس از پیروزى انقلاب اسلامى به فتواى امام(قدّس‏سرّه) علم پیدا کرده است، نماز و روزه‏اى را که به نحو متعارف به جا آورده، چه حکمى دارد؟

ج: اگر در حال حاضر بر تقلید امام(قدّس‏سرّه) در آن مسأله باقى باشد، واجب است که اعمال گذشته‏اش را که با فتواى امام(قدّس‏سرّه) منطبق نیست، تدارک نماید، به این معنى که نمازهایى را که به جاى شکسته، تمام خوانده به‌صورت شکسته قضا کند و روزه‏هایى را که در حال مسافرت گرفته است، قضا نماید.

س ۷۰۹: من قادر بر خواندن نماز نیستم، آیا جایز است که شخصى به نیابت از من نماز بخواند؟ آیا فرقى بین اینکه نائب طلب اجرت کند و یا طلب اجرت نکند، وجود دارد؟

ج: شخص مکلف تا زنده است باید نمازهاى واجبش را خودش، به هر نحو که مى‏تواند، انجام دهد و نماز نائب چه با اجرت و چه بدون اجرت براى او مجزى نیست.

س ۷۱۰: کسى که نماز استیجارى مى‏خواند: ۱ ـ آیا گفتن اذان و اقامه و سلام‌هاى سه گانه و تسبیحات اربعه به‌طور کامل بر او واجب‏ است؟ ۲ ـ اگر یک روز مثلاً نماز ظهر و عصر را بخواند و در روز بعد نمازهاى پنجگانه را به‌طور کامل به جا آورد، آیا رعایت ترتیب لازم است؟ ۳ ـ آیا در نماز استیجارى، ذکر خصوصیات میّت شرط است یا خیر؟

ج: ذکر خصوصیات میّت لازم نیست، و رعایت ترتیب فقط بین نمازهاى ظهر و عصر و مغرب و عشا شرط است، و هرگاه در عقد اجاره کیفیت خاصى بر اجیر شرط نشده باشد و کیفیت معهودى که اطلاق عقد اجاره به آن انصراف پیدا کند، هم وجود نداشته باشد، بر اجیر لازم است که نماز را با مستحباتى که انجام آن متعارف است بخواند، ولى واجب نیست که براى هر نمازى اذان بگوید.

س ۷۱۱: نماز آیات چیست و علت شرعى وجوب آن کدام است؟

ج: نماز آیات دو رکعت است که هر رکعت آن پنج رکوع و دو سجده دارد و اسباب شرعى وجوب آن عبارت است از: کسوف خورشید و خسوف ماه، اگر چه مقدار کمى از آنها گرفته شود؛ زلزله و هر حادثه غیرعادى که باعث ترس بیشتر مردم شود مانند بادهاى سیاه یا سرخ و یا زرد که غیرعادى باشند؛ تاریکى شدید، فرو رفتن زمین و ریختن کوه، صیحه آسمانى و آتشى که گاهى در آسمان ظاهر مى‏شود. در غیر از کسوف و خسوف و زلزله، باید آن حادثه موجب ترس و وحشت بیشتر مردم شود، و حادثه‏اى که ترس آور نباشد و یا موجب ترس و وحشت افراد نادرى گردد، اعتبار ندارد.

س ۷۱۲: نماز آیات چگونه باید خوانده شود؟

ج: به چند صورت مى‏توان آن را بجا آورد: صورت اول: بعد از نیت و تکبیره الاحرام، حمد و سوره خوانده شود و به رکوع برود، سپس سر از رکوع برداشته و دوباره حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود و باز سر از رکوع بردارد و حمد و سوره بخواند و به رکوع رود و سپس سر از رکوع بردارد و همین طور ادامه دهد تا یک رکعت پنج رکوعى که قبل از هر رکوعى حمد و سوره خوانده است انجام دهد، سپس به سجده رفته و دو سجده نماید و بعد براى رکعت دوم قیام کند و مانند رکعت اول انجام دهد و دو سجده را بجا آورد و بعد از آن تشهد بخواند و سلام دهد. صورت دوم: بعد از نیت و تکبیرهالاحرام، حمد و یک آیه (البته احتساب بسم‌الله به عنوان یک آیه خلاف احتیاط است) از سوره‏اى را قرائت کرده و رکوع کند، سپس سر از رکوع بردارد و آیه دیگرى از آن سوره را بخواند و به رکوع رود، و بعد سر از رکوع برداشته و آیه دیگرى از همان سوره را قرائت نماید و همین طور تا رکوع پنجم ادامه دهد تا سوره‏اى که پیش از هر رکوع، یک آیه از آن را قرائت کرده، قبل از رکوع آخر تمام شود. سپس رکوع پنجم را بجا آورد و به سجده رود، و پس از اتمام دو سجده، براى رکعت دوم قیام نماید و حمد و آیه‏اى از یک سوره را بخواند و به رکوع برود و همین طور مانند رکعت اول ادامه دهد تا تشهد بخواند و سلام دهد و چنانچه بخواهد براى هر رکوعى به یک آیه از سوره‏اى اکتفا کند، نباید سوره حمد را بیش از یک مرتبه در اول آن رکعت بخواند. صورت سوم: یکى از رکعت‌ها را به یکى از دو صورت و رکعت دیگر را به نحو دیگر بجا آورد. صورت چهارم: سوره‏اى را که آیه‏اى از آن را در قیام پیش از رکوع اول خوانده، در قیام پیش از رکوع دوم یا سوم یا چهارم تکمیل نماید، که در این صورت واجب است بعد از سر برداشتن از رکوع، سوره حمد را در قیام بعدى اعاده نموده و یک سوره یا آیه‏اى از آن را اگر پیش از رکوع سوم یا چهارم است، قرائت کند، و در این صورت واجب است که آن سوره را تا قبل از رکوع پنجم به آخر برساند.

س ۷۱۳: آیا وجوب نماز آیات اختصاص به کسانى دارد که در شهر وقوع حادثه هستند و یا شامل همه مکلفینى که از آن مطلع شده‏اند هرچند در آن شهر نباشند نیز مى‏شود؟

ج: وجوب آن مختص کسانى است که در شهر وقوع حادثه هستند و کسى هم که در شهر متصل به شهرى که حادثه در آن رخ داده، به‌طورى که مانند یک شهر محسوب شوند، زندگى مى‏کند، حکم آنها را دارد.

س ۷۱۴: اگر شخصى هنگام وقوع زلزله بیهوش باشد و بعد از وقوع آن به هوش آید، آیا نماز آیات بر او واجب است؟

ج: اگر علم به وقوع زلزله پیدا نکند تا اینکه زمان متصل به وقت وقوع آن بگذرد، خواندن نماز آیات واجب نیست، اگرچه احتیاط آن است که بجا آورد.

س ۷۱۵: بعد از وقوع زلزله در منطقه‏اى، غالباً در مدت کمى دهها پس لرزه رخ مى‏دهد، حکم نماز آیات در این موارد چیست؟

ج: هر زلزله‏اى، چه شدید و چه خفیف، اگر زلزله مستقلى محسوب شود، نماز آیات جداگانه‏اى دارد.

س ۷۱۶: اگر مرکز زلزله نگارى، وقوع لرزشهاى خفیف زمین را با ذکر تعداد آن در منطقه‏اى که ما زندگى مى‏کنیم، اعلام نماید، ولى ما اصلاً آنها را احساس نکنیم، آیا در این حالت نماز آیات بر ما واجب مى‏شود یا خیر؟

ج: اگر هنگام وقوع زلزله و یا در زمان متصل به آن، خودتان آن را احساس نکنید، نماز آیات بر شما واجب نیست.

س ۷۱۷: آیا باید نمازهاى نافله بلند خوانده شود یا آهسته؟

ج: مستحب است که نافله‏هاى روز آهسته و نافله‏هاى شب بلند خوانده شود.

س ۷۱۸: آیا جایز است نماز شب را که دو رکعت دو رکعت خوانده مى‏شود، به‌صورت دو نماز چهار رکعتى و یک دو رکعتى و یک نماز وتر خواند؟

ج: خواندن نماز شب به‌صورت نماز چهار رکعتى صحیح نیست.

س ۷۱۹: آیا هنگام خواندن نماز شب، واجب است که کسى متوجه نماز شب خواندن ما نشود؟ آیا واجب است که آن را در تاریکى بخوانیم؟

ج: در تاریکى خواندن و مخفى کردن از دیگران شرط نیست، اما ریا هم در آن جایز نیست.

س ۷۲۰: آیا خواندن نافله ظهر و عصر، پس از اداى نماز ظهر و عصر و در وقت نافله، باید به قصد قضا باشد و یا به قصد دیگرى؟

ج: در این هنگام، احوط اداى آن به قصد قربه الى الله، بدون قصد ادا و قضاء است.

س ۷۲۱: خواهشمندیم کیفیت نماز شب را به تفصیل براى ما بیان فرمایید.

ج: نماز شب یازده رکعت است، هشت رکعت آن که به‌صورت دو رکعتى دو رکعتى خوانده مى‏شود، نماز شب نام دارد و دو رکعت آن نماز شفع است که مانند نماز صبح خوانده مى‏شود، و یک رکعت هم نماز وتر نام دارد که در قنوت آن استغفار و دعا براى مؤمنین و طلب حاجات از خداوند منّان به ترتیبى که در کتاب‏هاى ادعیه ذکر شده، مستحب است.

س ۷۲۲: نماز شب به چه صورتى باید خوانده شود؟ یعنى کیفیت آن از جهت سوره و استغفار و دعا چگونه است؟

ج: در نماز شب سوره و استغفار و دعا به عنوان جزئیت شرط نیست، بلکه کافى‏ است که در هر رکعت بعد از نیّت و تکبیرهالاحرام، سوره حمد قرائت شود، و اگر خواست بعد از قرائت حمد یک سوره از سوره‏هاى قرآن را هم قرائت کند، و رکوع و سجود و ذکر آنها و تشهد و سلام بجا آورد.

س ۷۲۳: چگونه باید افراد خانواده را براى خواندن نماز صبح بیدار نمود؟

ج: در این مورد کیفیت خاصى در رابطه با افراد خانواده وجود ندارد.

س ۷۲۴: نماز و روزه کسانى که به گروه‌ها و طایفه‏هاى مختلفى منسوب هستند و نسبت به هم بغض و حسد و حتى دشمنى بدون دلیل دارند، چه حکمى دارد؟

ج: براى مکلّف اظهار حسد و کینه و دشمنى با دیگران جایز نیست، ولى این امور باعث بطلان نماز و روزه نمى‏شود.

س ۷۲۵: اگر رزمنده‏اى در جبهه به علت شدت درگیرى قادر بر قرائت فاتحه یا سجده و یا رکوع نباشد، چگونه باید نمازش را در آنجا بخواند؟

ج: باید به هر نحوى که برایش امکان دارد، نماز بخواند. اگر قادر بر انجام رکوع و سجده نیست، ایماء و اشاره به جاى رکوع و سجود کافى است.

س ۷۲۶: پدر و مادر به فرزندانشان در چه سنى احکام شرعى و عبادات را باید تعلیم دهند؟

ج: مستحب است که ولىّ اطفال احکام شرعى و عبادات را پس از رسیدن آنان به سن تمیز به ایشان یاد دهد.

س ۷۲۷: بعضى از رانندگان اتوبوس‏هاى مسافربرى که بین شهرها رانندگى مى‏کنند، به نماز مسافران اهمیتى نمى‏دهند و به تقاضاى آنان براى توقف اتوبوس جهت اداى نماز، توجهى نمى‏کنند، لذا گاهى نماز مسافرین قضا مى‏شود. وظیفه رانندگان اتوبوس‏ها در این‏باره چیست؟ مسافران نسبت به نمازشان چه وظیفه‏اى دارند؟

ج: بر مسافران واجب است که در صورت خوف از فوت وقت نماز، از راننده بخواهند که اتوبوس را در مکان مناسبى متوقف نماید، و بر راننده اجابت درخواست آنان واجب است، و اگر به علت عذر مقبول و یا بدون دلیل از توقف اتوبوس خوددارى کند، در این صورت تکلیف مسافران اگر خوف فوت وقت داشته باشند این است که نماز را در اتوبوس در همان حال حرکت بخوانند و تا آنجا که امکان دارد جهت قبله، قیام، رکوع و سجود را رعایت کنند.

س ۷۲۸: آیا مقصود از این گفته که «شارب خمر تا چهل روز نماز و روزه‏اش نماز و روزه نیست»، این است که در این مدت بر او واجب نیست نماز بخواند و بعداً باید آنها را قضا کند؟ یا اینکه مقصود جمع بین قضاء و ادا است و یا آنکه قضاى آنها بر او واجب نیست بلکه ادا کافى است، ولى ثواب آن از نمازهاى دیگر کمتر است؟

ج: منظور این است که شرب خمر مانع از قبول نماز و روزه است، نه اینکه با شرب خمر وجوب اداى نماز و روزه ساقط شود و قضاء واجب گردد یا جمع بین ادا و قضاء لازم شود.

س ۷۲۹: اگر مشاهده کنم که شخصى بعضى از افعال نمازش را اشتباه انجام مى‏دهد، وظیفه شرعى‌ام چیست؟

ج: در این مورد چیزى بر شما واجب نیست، مگر اینکه اشتباه ناشى از جهل او به آن حکم باشد که در این صورت احوط ارشاد و راهنمایى وى است.

س ۷۳۰: نظر شریف جنابعالى درباره مصافحه نماز گزاران بعد از اتمام نماز چیست؟ قابل ذکر است که بعضى از علماى بزرگوار فرموده‏اند «راجع به این موضوع چیزى از ائمه(علیهم‌السلام) وارد نشده است»، لذا انگیزه‏اى براى انجام مصافحه وجود ندارد. ولى در عین حال مشاهده مى‏کنیم که مصافحه باعث افزایش دوستى و محبت بین نمازگزاران مى‏شود.

ج: مصافحه بعد از سلام و فراغت از نماز اشکال ندارد و به‌طور کلى مصافحه مؤمنین با هم مستحب است.